ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - از توحيدشناسى تا امام شناسى
از توحيدشناسى تا امامشناسى
سخنرانى آيتالله جوادى آملى
اشاره:
حكيم متأله، آيت الله جوادى آملى، طى بيانات مهمى در دفتر مقام معظم رهبرى (در قم)، معرفت امامت و مهدويت را منوط به معرفت نبوت و رسالت بالاخص خاتميت دانستند.
ايشان در ابتداى سخنان خود تصريح كردند: جريان مهدويت هرگز روشن نمى شود، مگر در ظلّ شناخت خاتميت؛ و معناى خاتميت هرگز معلوم نمى شود، مگر در سايه توحيد؛ يعنى جريان علم و معرفت همان جريان عين و وجود است. بنابراين همان طورى كه در نشئه هستى، امامت در سايه نبوت پديد مى آيد و نبوت در سايه الوهيت شكل مى گيرد، از نظر معرفتى هم بشرح ايضاً؛ لذا معرفت امام مهدى (عج) و مهدويت روشن نمى شود، مگر بعداز روشن شدن معناى نبوت و رسالت؛ و بالأخص خاتميت؛ و معناى رسالت و نبوت هم روشن نمى شود، مگر بعد از معرفت توحيد. به همين جهت است كه وجود مبارك امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال زراره در مورد وظايف منتظران در عصر غيبت، به خواندن دعاى شريف «أللّهمّ عرّفنى نفسك فإنّك إن لم تعرّفنى نفسك لم أعرف رسولك ...»[١] تأكيد فرمودند.
معظم له در ادامه به تبيين و تفسير اين دعاى شريف پرداخته و خاطرنشان نمودند: دعاى «أللّهم عرّفنى نفسك ...» با دعاى «أللّهم كن لوليك الحجة ...» از آسمان تا زمين فرق دارد. آن دعا براى حفظ، نصرت، دوام و بقا است، اما اين دعا معرفتى است با برهان و استدلال. تأثير علمى اين دعا با آن فرق مى كند؛ اين دعا به انسان قدرت تشخيص مى دهد كه بين غدير و سقيفه، بين انسان محورى و حق محورى فرق بگذارد. سرّ اين كه لحن دعا از نبى به رسول منتقل شده، اين است كه انبياء داراى دو سمت مى باشند كه جهت ارتباطشان با خدا، مقام نبوت است و جهت گزارش با مردم كه خبريابى و نبأيابى است، مقام رسالت مى باشد؛ لذا هركس رسول است، الّا و لابد نبى هم هست، اما ممكن است نبى باشد ولى رسول نباشد؛ نظير بعضى از انبيايى كه قلمرو رسالتشان مربوط به آنها بود و اينكه حضرت رسول اكرم (ص) فرمودند: «لا نبى بعدى»؛ براى آن است كه اگر نبى، نفى شد، يقيناً رسول هم نفى مى شود؛ ولى اگر رسول نفى شود، ممكن است نبى نفى نشود؛ طبق اين بيان اگر كسى خدا را نشناخت، ممكن نيست پيامبرشناس شود.
ايشان در بخش ديگرى از بيانات خود به تبيين فراز بعدى دعاى معروف امام صادق (ع) در پاسخ به زراره، «أللّهم عرّفنى رسولك فإنّك إن لم تعرّفنى رسولك لم أعرف حجتك»، پرداخته و خاطر نشان ساختند: در اين بخش از دعا، معرفت حجت و امام عصر (عج) منوط به معرفت رسول گرامى اسلام (ص) شده است. چون، امام «خليفة الرسول» است، نه «وكيل الناس». و بنابراين امامت شناخته نمى شود مگر با معرفت رسالت. بنابراين آنهايى كه رسول (ص) را نشناختند، فكر كردند كه كارشان با سقيفه حل مى شود و رهبرى مى خواهند كه فقط زندگى دنيايى شان را تأمين كند. اين انديشه كه با آراى مردم حل مى شود، همان مردم سالارى است نه مردم سالارى دينى. پس آن چه را مردم براساس انسان محورى و مردم سالارى انتخاب كردند و به آن رأى دادند، محصول سقيفه است نه غدير؛ محصول غدير چيزى است كه پيامبر (ص) ابلاغ فرمودند: هركس من ولى و نبى او هستم و بر او و ولايت دارم، به استثناى نبوت، ولايت من نصيب على بن ابيطالب است، باذن الله. بنابراين