ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - يهود در دوران معاصر
مى كنند كه مى خواهند چشم او را جدا كنند و پيوند بزنند. اين موضوع نشان مى دهد اين تلويزيون ها توسط يهود اداره مى شود.
\* يهود در خود مسئله رنسانس چه تأثيرى داشته اند؟
مهمترين عامل در رنسانس، خارج كردن دين از جهان سياست است. ادعا مى كنند دين و حضور كليسا مانع پيشرفت بشر در امور مادى است و دين را از سياست جدا مى كنند و وارد دوره جديدى مى شوند. كنار رفتن دين در جهان سياست باعث مى شود تفكرى كه به دنبال نيروى اثرگذار در سياست مى گردد از بين برود. يعنى شعور سياسى عميق از بين مى رود. حاكمان تبديل به افرادى مى شوند كه تنها به فكر توسعه كارخانجات، زمين هاى كشاورزى و ... هستند. چون وقتى كليسا حكومت مى كند اول در جهت نيروى اثرگذار فكر مى كند چون بالاخره دين به حكومت شكل مى دهد. اما در اين نوع حكومت ها ديگر سلطه پنهان به راحتى مى تواند، به بهره بردارى خود بپردازد. در نتيجه در رنسانس، يهود به سلطه پنهان خود يك بعد نزديك تر شدند. چون تا قبل از آن كليسا نمى گذاشت يهود به راحتى به فعاليت بپردازند. بحث رنسانس بحث بسيار پيچيده اى است و نياز به مطالعه و تحقيق فراوان در اين رابطه مى باشد.
\* نظر شما راجع به نگرش مسيحيت صهيونيست چيست؟
بنده احساس مى كنم بحث مسيحيت صهيونيستى و خود بحث صهيونيسم، بحث جديدى نيست. اين دو تابع همديگر هستند. تا قبل از پيدايش كشور اسراييل بحث صهيونيسم در افكار بين الملل مطرح نيست، ولى وجود دارد. بحث جمع شدن در كوه «صهيون» مطلبى نيست كه «هرتزل» ٢ و امثال او پايه گذارى كرده باشند. اين يك تفكر توراتى منحرف است. يعنى بعد از اينكه اينها از خط اصلى خود فاصله گرفتند، به اين فكر افتادند و ساليان متمادى براى رسيدن به اين نقطه تلاش كردند. بعد از آن بحث ظهور اين تفكر در صحنه بين الملل مطرح بود؛ مسيحيت صهيونيست نيز به همين صورت است. مسيحيت صهيونيست يعنى، مسيحيتى كه بر امرى به نفع صهيونيست هاست معتقد باشد و الّاّ مسيحيت يهودى كه اجتماع آب و آتش است.
صهيونيست يعنى يهودى كه معتقد است در كوه صهيون بايد حكومت داشته باشند و مسيحى يعنى كسى كه اعتقاد به عيسى (ع) دارد و يهود را قاتل پيغمبر خود مى داند. پس اگر اين اصطلاح عنوان مى شود، يعنى مسيحيت با اعتقاد به مسئله اى كه به نفع يهودى هاست. جهان مسيحيت منتظر حضرت عيسى (ع) است و معناى انجيل يعنى بشارت، كه آنها مى گويند بشارت به ظهور حضرت عيسى (ع) است. آنها براى ظهور عيسى (ع) به علائم و شرايطى اعتقاد دارند كه با وقوع اين علائم و شرايط حضرت عيسى (ع) ظهور مى كند. از جمله شرايطى كه آن ها متعتقدند، به دست يهود افتادن حكومت محل ظهور حضرت عيسى (ع) است. ظاهراً مى گويند عيسى در منطقه فلسطين ودر اورشليم، يعنى بيت المقدس، ظهور مى كند. بنابراين در بيت المقدس بايد حكومت يهودى مستقر باشد. صهيونيسم هم معتقد است، بيت المقدس محل حكومت يهود است كه خدا آنرا به اينها بخشيده است و در واقع صهيونيسم يعنى كسانى كه معتقد به لزوم حاكميت يهود در كوه صهيون(zion) هستند.
در نتيجه مسيحيان صهيونيست كسانى هستند كه براى حكومت يهود در اورشليم و بيت المقدس تلاش و فعاليت مى كنند. اگر كشيش «پولس» را نفوذى مجموعه يهود در دين مسيحيت بدانيم و او توسط «برنابا» شناسايى شد و «شائول» به عنوان مردى خطاكار معرفى شد، تفكر آشتى دادن آيين مسيحيت با يهود و انضمام فكرى مسيحيت به تفكرى كه به نفع يهود نتيجه بدهد، در همان زمان وارد شده است. ولى همان طور كه يهود مخفيانه عمل مى كند، اين تفكر نيز به عنوان يك لايه سرّى باقى مانده است. زمانى كه دولت اسراييل- به وجود مى آيد و علنى مى شود اين تفكر نيز در بين آنها آرام آرام توسط كشيش هايى كه وابسته به اين جريان هستند، زنده مى شود. آنها مى گويند، ما بايد به دولت اسراييل كمك كنيم تا هر چه زودتر در بيت المقدس حاكميت پيدا كند تا عيسى (ع) ظهور كند و جهان ما را نجات دهد. بر همين اساس ما مى بينيم صهيونيست ها در آمريكا توسط دولتمردان اين كشور به گونه اى با كليسا برخورد مى كنند تا اين تفكر زنده شود و از طريق كليسا به مسيحيان آمريكا نيز القا شود تا رأى مسيحيان آمريكا به نفع هيأت حاكمه اى تغيير پيدا كند كه به نفع يهوديان عمل مى كنند. بر همين اساس دولت آمريكا دولتى است كه از پايتختى بيت المقدس حمايت مى كند تا اسراييليان پايتخت خود را از «تلاويو» به بيت المقدس تغيير دهند چون در اين صورت يهودى شدن بيت المقدس شرقى و غربى كامل مى شود و شرط ظهور حضرت عيسى (ع) تحقق پيدا مى كند. بر اساس همين تفكر فرضيه جنگ «آرماگدون» و جنگ هسته اى در كنار درياى مديترانه در منطقه آرماگدون را مطرح كرده اند و توجه دولتمردان آمريكايى به سلاح هاى اتمى و جنگ هاى هسته اى را بر همين اساس توجيه مى كنند كه پوششى براى اقدامات تسليحاتى دولت آمريكاست. در آمريكا مشهور است كه به صورت سنتى كاتوليك ها طرفدار «دموكرات» ها هستند و