ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
مراجع شيعى گرايشهايى را كه به طور خاص معطوف به مسئله امام زمان و برجسته كردن وى حتى بيرون از چارچوبهاى رايج شرعى و فقهىاند، به رسميت نمىشناسند.
اگرچه عمدتاً گروهى از روحانيون و دين باورانى كه به نو انديشان دينى معروف شدهاند هستند كه چنين رفتار و گفتارى را مصداق خرافه و تحجر مىدانند، اما در اين زمينه، گاه از همراهى شمارى از روحانيون بلند پايه سنتگرا نيز برخوردار بودهاند.
با وجود اين، حتى چنين منتقدانى نه تنها در اصل باورها و اعتقادات مربوط به امام زمان و ظهور او ترديدى به خود راه نمىدهند، بلكه اساساً بسيارى از انديشههاى خويش را بر مفهوم امامت و غيبت امام دوازدهم شيعيان استوار كردهاند. از اين رو، اصطلاحاتى نظير خرافه و تحجر تنها مىتوانند بيانگر مفاهيمى كلى باشند كه در نهايت، رفتار و آدابى خاص در زمانى مشخص را مورد نكوهش قرار مىدهد و به همين دليل مىتوانند به طور چشمگيرى از شرايط روز تأثير پذيرند.
شمارى از منتقدان رويكردهاى تازه گسترش يافته در مورد مهدويت، سياست و حكومت جمهورى اسلامى را مسبب رواج اين باورها مىدانند و تأكيد مىكنند كه پيامدها چنين امرى، در نهايت سست شدن ايمان و باور مذهبى مردم خواهد بود و آنچه زيان مىبيند چيزى جز جايگاه مذهب در جامعه نيست. با اين همه، برخى ديگر از صاحبنظران، از زاويهاى ديگر به موضوع نگاه مىكنند و سخن از آن مىگويند كه رواج و گسترش آنچه اكنون در ايران شاهد آنيم، پيامدى جز تقويت بنيادگرايى شيعى ندارد.
در تاريخ معاصر ايران، انجمن حجتيه به دليل برخوردارى از سازمانيافتگى قابل توجه، نقشى عمده در تعيين رويكردها به مسئله ظهور امام زمان داشته است، با وجود اين به نظر مىرسد كه اكنون طيف ديگرى كه حضورى پر رنگ در عرصه سياست نيز دارد و از پشتوانهها و امكانات قابل توجهى برخوردار است، داعيهدار اصلى اين بحث شده باشد. همين موضوع، موجب آميختگى بسيار قرائتهاى خاص از باورهاى مذهبى با سياست و مجادلات سياسى چه در ساختار قدرت و چه در سطح جامعه شده است.
در سالهاى اخير و به طور مشخص از دومين دوره انتخابات شوراهاى اسلامى شهر و روستا در سال ١٣٨١ به اين سو، طيفى خاص از نيروهاى سياسى با گرايشها و قرائتهاى خاص از باورهاى شيعى توانست حضورى علنىتر در حوزه قدرت بيابد و در فاصله سه سال، قوه مقننه و مجريه را در اختيار خود بگيرد.
اين نيروهاى تازه به ميدان آمده كه عمدتاً سابقه حضور در نهادهاى امنيتى، اطلاعاتى و نظامى را در كارنامه خود دارند، آشكارا اقدامات و اظهارات خويش را در راستاى فراهم ساختن زمينههاى ظهور امام زمان قلمداد مىكنند.
با استناد به اين پيشينه و نيز عملكرد حكومت، برخى تأكيد مىكنند كه حكومت خود منشأ جريانى است كه تلقىهاى خاص از باور مهدويت را در جامعه رواج مىدهد.
پس از انتخابات مجلس هفتم و در اوج مجادلات و منازعات جناحى، على مشكينى، رئيس مجلس خبرگان رهبرى سخن از آن گفت كه مجلس هفتم از كسانى شكل گرفته كه نامشان در آستانه انتخابات در فهرستى به تصويب و تأييد امام زمان رسيده بود. اين اظهارات در آن هنگام جنجالى بزرگ در جامعه، حكومت و حوزههاى علميه برانگيخت اما به رغم همه انتقادها، چهرههاى سرشناس سياسى و مذهبى جناحى كه خود را اصولگرا مىخواند، اظهاراتى از اين دست را كه به ويژه به دنبال پيروزى محمود احمدىنژاد، ابعاد تازهاى به خود گرفته است، همچنان مطرح مىكنند.
حضور آقاى احمدىنژاد در مسجد جمكران، اختصاص بودجهاى قابل توجه به اين مسجد در نخستين روزهاى رياست جمهورى وى، ايجاد خبرگزارىهاى ويژه براى پوشش اخبار مربوط به مهدويت و رواج زمزمههايى مبنى بر امضاى ميثاقنامهاى بين هيئت وزيران و امام زمان از جمله نشانههايى هستند كه رويكردهاى دولتمردان جديد جمهورى اسلامى را نمايان ساختهاند.
اگر چه خبر امضاى ميثاقنامه هيئت وزيران با امام زمان و انداختن آن در چاه مسجد جمكران در بيانيه كوتاه روابط عمومى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى تكذيب شد اما حتى برخى از نمايندگان وابسته به جناح اصولگرا در مجلس هفتم هم نسبت به آن واكنش نشان دادند.
از سوى ديگر، استقبال روزنامهها و چهرههاى نزديك به اصولگرايان از سخنرانى محمود احمدىنژاد در سازمان ملل متحد، به ويژه متوجه اين موضوع بود كه وى براى نخستين بار توانسته نام امام زمان را در نشست مجمع عمومى سازمان ملل بر زبان جارى كند. اصولگرايان از اين مسئله به عنوان توفيقى بزرگ ياد كردند و به انتقادهايى كه از لحن و مضمون سخنان رئيس جمهورى براى حل و فصل بحران پرونده فعاليت اتمى جمهورى اسلامى صورت گرفته بود، اعتنايى نكردند.
از همين روست كه برخى، خاستگاه رويكرد دولت جديد را عمدتاً در شرايط و معادلات سياسى جستوجو مىكنند و بين باورهاى مذهبى و رويكردهاى سياسى حكومت پيوند برقرار مىكنند.
به هر روى، در ساختارى كه دين و سياست، عين هم و دو روى يك سكه تلقى مىشوند، در هم آميختن باورهاى مذهبى و رويدادها و مسائل سياسى، اگرچه امرى گريزناپذير و غيرقابل اجتناب خواهد بود، اما در عين حال مىتواند پيامدهاى پيشبينى ناشدهاى را نيز به همراه داشته باشد.
از سوى ديگر، رويارويى طيفهاى مختلف مراجع و گروههاى مذهبى و اختلاف نظر آنان بر سر مفاهيم دينى و تفسير اين مفاهيم، دست كم مىتواند اين موضوع را تثبيت كند كه امور قدسى و شرعى حتى نزد دينمداران، تعبيرى يگانه و غايى ندارند و اعتبار هر تفسير، به پيروان آن محدود مىماند.
پىنوشت:
\* برگرفته از:http ://bbcpersian .com
٦/ ١١/ ٥٠٢٠٠٥: ١٧ گرينويچ- سهشنبه ١ نوامبر ٢٠٠٥. جمشيد بزرگر.