ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - ٥ امام بى يار و ياور
است و آنها مى دانند كه آن حضرت حجت خداست و به آن اذعان دارند؛ لذا در زمره شيعيان قرار مى گيرند، ولى قلباً قدرشناس حضرتش نيستند. اين معنا از غربت امام دقيقاً به مشكور نبودن آنان برمى گردد.
از طرف ديگر اكثر افراد عادى كه معلومات چندانى درباره دين ندارند و مطالعات و شنيده هاى دقيق و صحيحى درباره امامت و اوصاف امام ندارند و هيچ ضرورتى هم براى مطالعه در اين باب احساس نمى كنند؛ در حالى كه همين افراد براى انجام امور دنيوى نهايت دقت را به خرج مى دهند، از افراد خبره و آگاه در انجام امور كمك مى گيرند، ولى نسبت به امور معنوى بى تفاوت هستند و برايشان ارزشى ندارند و حال آنكه در انجام اين امور بايد كوشيد و براى انجام آن بايد راهنما داشت. امام باقر (ع) در باب ضرورت رجوع به خبره و راهنما در مسايل دينى در مقايسه با امور دنيوى مى فرمايند:
اى ابوحمزه! يكى از شما كه مى خواهيد چند فرسخ دور شود راهنما مى گيرد، در حالى كه تو نسبت به راه هاى آسمان در مقايسه با راه هاى زمينى ناآگاه تر هستى پس براى خود دليل و راهنما بجوى.
٢. امام از ياد رفته
گاهى غريب به كسى اطلاق مى شود كه از يادها رفته است، يعنى آنچنانكه شايسته اوست از او ياد نمى شود. اين معنا از غربت در مقابل ذكر است كه گاهى قلبى و گاهى زبانى است. پس فراموش شدن قلبى يا زبانى منشاء غربت به معناى دوم مى باشد. اگر ولى نعمت از نظر قلبى مورد بى توجهى قرار گيرد و ياد او از دل ما محو شود، در حقيقت شكر قلبى نسبت به او انجام نپذيرفته است و از همين جهت غريب مى باشد، چون در دل از ياد رفته است. از طرفى اگر معرفت قلبى بر زبان جارى نگردد در انجام وظيفه شكر زبانى منعم كوتاهى شده است و از اين جهت هم مى توان او را غريب دانست. چون آنچنانكه بايد و شايد از او ياد نمى شود و عملًا از ياد رفته زبانى است. ذكر زبانى برخاسته از معرفت و ذكر قلبى است اما خود زمينه معرفت و ذكر قلبى را در كسانى فراهم مى سازد كه از شناخت منعم محروم هستند و همين معرفت زمينه ياد كردن قلبى و زبانى را در آنان نيز به وجود مى آورد.
امام زمان (ع) نعمتى هستند كه جايگزين ندارند و خلأ ناشى از عدم شناخت ايشان به هيچ صورتى پر نمى شود. بنابراين اين انسان عاقل و فهميده به هر بهانه اى از امام زمان خويش ياد مى كند و مى كوشد كه ايشان در قلب او جاى داشته و دل سراپرده محبت او باشد و هيچ گاه فراموش نشود.
امام عصر (ع) به خواست خداوند متعال ولى نعمت اصلى همه مخلوقات هستند، پس بيشترين حق را بر مردم دارند و بايد در بالاترين حد ممكن ايشان را ياد كرد. اگر امام عصر (ع) ياد نشود، در واقع خداى متعال مورد كفران قرار گرفته است.
٣. امام فرونهاده
يكى ديگر از معانى غريب «فرونهاده» يا (وانهاده) يا (واگذاشته) است. فرونهاده به كسى گفته مى شود كه مهجور، متروك و معطل باقى مانده باشد.
اين معناى غربت كه ناشى از مهجور و متروك ماندن شخص است كاملًا به شكر مربوط مى شود چرا كه شكر عملى نسبت به هر نعمتى، استفاده مناسب از آن است و اگر نعمتى فرونهاده شود، معلوم است كه مورد بهره بردارى شايسته قرار نگرفته است.
راستى اگر بخواهيم در اين زمان كسى را غريب بناميم جز اين حجت بزرگوار الهى كسى را مى يابيم؟!
٤. امام دور از اهل و ديار
يكى از معانى رايج غربت، دور افتادن از اهل (نزديكان درجه اول) و ديار و سرزمين خويش است.
از آنجايى كه امام عصر (ع) به امر الهى از اهل و ديار خود كناره گيرى كرده اند غريب هستند و جاى خالى ايشان در ميان دوستان و نزديكانشان مشهود است. همه ائمه (ع) به سرزمين جدشان پيامبر بسيار علاقمند بودند، امام زمان (ع) نيز به زندگى در مدينه و اطراف آن علاقمند هستند اما براى محفوظ ماندن از شر دشمنان در محل دور افتاده اى سكنى مى گزينند. هر چند جاى خالى امام عصر (ع) در ميان مردم و دوستدارانشان مشهود است، اما دل هاى مؤمنان واقعى همواره نزد مولايشان است و جز به ايشان قرار و آرامش ندارند.
آنچه دل هاى دوستداران حضرتش را به درد مى آورد، اين است كه گل سرسبد هستى كه همگان به طفيل او زنده اند و از كنار سفره او روزى مى خورند، در جايگاه شايسته اش در عالم جاى ندارد و از دوستداران و نزدكان خويش هم دور افتاده است و شيعيان چاره اى جز صبر و دعا براى اين غريب دور از اهل و ديار ندارند.
٥. امام بى يار و ياور
يكى ديگر از معانى صريح و روشن غربت «كم بودن اعوان و انصار» است. كسى كه به اندازه كافى يار و ياور نداشته باشد، حقيقتاً غريب است.
ياران امام عصر (ع) مؤمنان واقعى هستند؛ كسانى كه هم در اعتقاد و هم در عمل اهل ايمانند. آنان هيچ چيز را بر اطاعت از دستورات امامان خود ترجيح نمى دهند و در مقابل خواست ايشان كه همان دين صحيح و شرع مطهر اسلام است تسليم محض مى باشند.
بنابراين اگر بخواهيم ياران واقعى امام عصر (ع) را بشناسيم بايد آنها را در ميان مؤمنانى جستجو كنيم كه در اعتقاد و عمل خود مو به مو از ائمه فرمان مى برند. آنان اطاعت از خدا را با اخلاص در بندگى او همراه كرده اند و لذا خداشناس واقعى شده اند.
چنين مؤمنانى در هر زمان بسيار اندك يافت مى شوند. ويژگى تسليم محض بودن نسبت به امام همان چيزى است كه نشانه كمال ايمان در انسان مى باشد و متأسفانه در ميان مؤمنان بسيار كم يافت مى شود. البته كمتر مؤمنى پيدا مى شود كه در مقام تصور و فكر خود را تسليم محض امامش نداند. اما آنچه مهم است مقام عمل است و اينكه اگر عمل به فرمايش امام با خواسته هاى مورد علاقه انسان هماهنگ نباشد آيا از جان و دل حاضر مى شود كه خواست ايشان را بر خواست خود ترجيح دهد. اگر كسى چنين بود مى توان گفت كه بر اعتقاد خود نسبت به امام ثابت قدم مانده است.
حضرت امام باقر (ع) در وصف مؤمن واقعى ٣ بار فرمودند: «مؤمن غريب است.»
وقتى مؤمنان واقعى كه ياران خاص امام عصر (ع) هستند چنان كمياب باشند كه با عنوان غريب ياد شوند، غريب بودن خود امام به معناى بى ياور و يار بودن حضرتش روشن و مسلم است.