ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - انتظار؛ غفلت نويسندگان جوان
و مخصوصاً اديبان انتظار داريم كه در اين زمينه تلاش بيشترى داشته باشند، زيرا بسيارى از جوانان ما هنوز برداشت صحيحى از انقلاب و نهضت حضرت مهدى (ع) ندارند و متأسفانه تبليغات بسيار وسيعى از سوى دشمنان عقايد تشيع و مهدويت در جهان آغاز شده است كه سعى مىكنند اعتقاد به مهدويت را سرچشمه خشونت و ترور نشان دهند، در صورتى كه هر انسان انديشمندى كه درباره مهدويت پژوهش و تحقيق كرده باشد به نيكى آگاه است كه نهضت حضرت مهدى (ع) دنباله نهضت پيامبران توحيدى و ائمه اطهار (ع) است.
قرآن كريم در آيات متعددى اهداف پيامبران توحيدى را بهخوبى نشان داده است كه عبارتند از: رهايى انسان از شرك و ايجاد عدالت اجتماعى و گسترش محبت و مهرورزى در ميان انسانها؛ زيرا كه بدون اين ٣ عامل شكوفايى خلاقيتهاى بشرى و بهرهبردارى از استعداد انسانها امكانپذير نيست.
\* انتظار در مكتب ما چه ويژگىهايى دارد كه بتوانيم آنها را در ادبيات خود دنبال كنيم؟
بايد توجه داشته باشيم كه انتظار از منجى و رهايى دهنده در بيشتر مكتبها و اديان وحيانى و غير وحيانى وجود دارد و اين بحثى جهانى است و چيزى كه بايد مورد توجه انديشمندان و نويسندگان قرار بگيرد اين است كه اعتقاد به ظهور در تشيع اينگونه است كه انقلاب حضرت مهدى (ع) ادامه نهضت پيامبران و آموزههاى رهايىبخش اهل بيت (ع) است در حالى كه در برخى از اديان و مكتبهاى ديگر، مبحث «ظهور منجى» تحت تفكرات نژادپرستى و تماميتخواهى تحريف شده است و منجى جهان از ديدگاه آنها قرار است باعث برترى نژادى شود.
\* تفاوت اصلى ظهور و منجى در عقايد ما شيعيان را بر ساير اديان در چه مىدانيد؟
اساس ظهور حضرت مهدى (ع) آزادى، عدالت اجتماعى و برقرارى الفت و محبت بين همه انسانهاى جهان در كنار مبارزه با مخالفان آزادى و عدالت اجتماعى است.
در كتاب ارزشمند غيبت «نعمانى» داريم كه حضرت مهدى (ع) در ميان اهل تورات با تورات و ميان اهل انجيل با انجيل و در ميان مسلمانان با قرآن حكم مىكند و اموال از داخل و خارج زمين نزد او گرد آمده و انباشته مىشود و سپس به مردم مىگويد بياييد آنچه مىخواهيد بگيريد؛ اين چيزى است كه به خاطر آن خويشاوندى را بريديد و خونهاى ناحق ريختيد و برايش آنچه را خداوند تحريم فرموده بود مرتكب شديد. و او زمين را از عدالت و برابرى و نور پر مىكند.
\* نويسندگان در آثار ادبى، دوران پس از ظهور را چگونه بايد معرفى كنند، اصولًا اهداف ظهور و مهدويت چگونه در جامعه تجلى مىيابد؟
با نگرشى به دو كتاب غيبت نعمانى اثر محمد بن ابراهيم نعمانى در قرن ٤ هجرى و همچنين روايات آمده در كتاب المهدى اثر «سيد صدرالدين صدر» درباره ويژگىهاى لشكر امام زمان (ع) روشن مىشود كه سپاه امام زمان (ع) برخلاف تبليغات گسترده دشمنان اسلام و تشيع، پيامآور خشونت و عامل خونريزىهاى بىرحمانه نيست. احاديث معتبرى داريم كه نشان مىدهد ياران امام زمان (ع) از بهترين مردمان هستند. روايتى داريم كه در آن مردم بهوسيله حضرت مهدى (ع) از فتنهها نجات پيدا مىكنند، همچنانكه به وسيله آموزههاى پيامبران از شرك نجات يافتند. خدا به وسيله مهدى (ع) بعد از عدالت فتنه دلهاى آنان را الفت مىدهد همانطور كه پس از عداوت كفر به وسيله پيامبران در دل آنها الفت ايجاد كرد.
همچنين درباره ياران امام زمان (ع) داريم كه آنها كسى را به ناحق نمىكشند، هتك حرمت نمىكنند، ناسزا نمىگويند، خلف وعده نمىكنند، به مكر و حيله متوسل نمىشوند، شكست خورده را تعقيب نمىكنند و ... زيرا آنان براى پيكار با ظالمان و مخالفان عدالت اجتماعى و آزادى مىآيند و ترديدى نيست كه دست به ظلم و ستمگرى نمىزنند.
به هر روى، دوران پس از ظهور را بايد بر اساس روايات و آنچه عقل استدلال مىكند، روزگارى پر از مهر و محبت ميان انسانها و آزادى و عدالت اجتماعى و برابرى و برادرى نشان داد. چنان كه در دوران انتظار بايد منتظر واقعى را عاشق صلح و آشتى نشان داد، زيرا عاشق اهل بيت (ع)، عاشق بشريت و صلح بين همه انسانهاست و منتظر واقعى نمىتواند رباخوار، فريبكار، حسود و حريص باشد و نسبت به رنج و سختى انسانهاى ديگر بىتفاوت باشد. انسانى كه قلبى پر از كينه و حسد و خشم نسبت به برادران خود دارد نمىتواند خود را از ياران امام زمان (ع) بداند.
عاشق حضرت ولى عصر (ع) كه آرزوى ديدار و درك حضرت را دارد، به همه انسانها عشق مىورزد زيرا كه آموزه اصلى پيامبران توحيدى، پرستش خداى يكتاست و پرستش خداى يكتا عشق به انسانها را به دنبال دارد. از همين روست كه سعدى شيرازى مىگويد:
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست.
\* و سخن آخر؟
خوشبختانه نويسندگان بسيار خوبى در موضوع انتظار فرج حضرت (ع) فعاليت مىكنند بسيارى از نويسندگان از من بهتر مىنويسند و از آنها انتظار مىرود كه درباره انقلاب حضرت مهدى (ع) و [موضوع] انتظار بيشتر كار كنند.
پىنوشت:
برگرفته از روزنامه جامجم، ويژهنامه ديدار، ٢٨ شهريور ١٣٨٤.