ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - نياز مبرم دانش جديد
غيرطبيعى خوانده مى شد، كاملًا طبيعى است و تنها نتيجه استفاده از اين پرتوها چيزى جز بروز سرطان در دوران بزرگسالى اين افراد نيست.
عرضه و تبليغ داروهاى سمّى
توسل به شيوه هاى بازاريابى براى عرضه محصولات و فرآورده هاى دارويى، به فشارى جدى به پزشكان براى استفاده از اين گونه فرآورده هاى جديد تبديل شده است. نشريه پزشكى «هاسپيتال پركتيس» در مطلبى بدين نكته اشاره نموده كه رقابت شركت هاى دارويى، به ترويج و هجوم شديد اطلاعاتى كه مبلّغ استفاده از داروهاى جديد توسط پزشكان مى باشد، تبديل شده است. در واقع، توسل به اين گونه بازاريابى هاست كه مى تواند اطلاعات علمى مبين آسيب هاى اين داروها را كه عموم مردم هم از كم و كيف آنها اطلاعاتى ندارند، به تضعيف كشاند. اگرچه ممكن است كه نهايتاً برخى از اين داروها از صحنه خارج شوند، اما به هرحال، خطراتى جدّى را در طول رواج خود بر جامعه تحميل نموده اند. به عنوان مثال «بنوكسا پروفن»[١] كه به عنوان يك داروى ضدالتهاب غيراستروئيدى شناخته مى شود، در سال ١٩٨٢ براى نخستين بار به بازار عرضه شد و شديداً مورد تبليغ و خريد و فروش قرار گرفت و بالاخره پس از بروز موارد زيادى از مسموميت هاى مرگ بار كبدى در بريتانيا بود كه بالاخره اين دارو از صحنه خارج شد. و يا در مورد «زومپيراك سديم»[٢] كه اگرچه با عنوان دارويى مسكن، به شدت به بازار سرازير شد، اما پس از يك سال و پس از ارائه گزارش هاى متعددى مبنى بر ابتلاى مصرف كنندگان به عارضه «آنافلاكسيس»[٣] از بازار جمع آورى شد. در مورد دو داروى قلبى «فلساينايد»[٤] و «انساينايد»[٥] كه در حجمى عظيم و با توسل به اين ادعا كه به كنترل ضربان قلب كمك مى كند، پس از سال ها مصرف توسط بيماران، پژوهش ها نشان داد كه اين دارو با بى نظمى هايى مهلك همراه بوده تا آنجا كه درصد مرگ و مير كسانى كه از اين داروها در درمان خود استفاده نمودند، ٥/ ٢ برابر كسانى بود كه صرفاً از دارونماها براى درمان آنها استفاده شده بود.
از سوى ديگر كشورهاى در حال توسعه كه از ابزار نظارتى كمتر و ضعيف ترى برخوردارند، با مشكلات و معضلاتى خاص كه محصول بازاريابى غيرمنطقى شركت هاى چند مليتى و شركت هاى دارويى داخلى است، مواجه هستند. مطابق نظر دكتر «لى» و همكارانش، ادعاهاى غيرمنطقى و نابجا مبنى بر كارآيى و سلامت اين گونه داروها، نه تنها ادامه يافتند، بلكه هم اينك بر حجم آنها نيز افزوده شده است. گذشته از عوارض جانبى اين داروها، هزينه سنگين آنها به عنوان خطرى جدّى براى اقتصاد اينگونه كشورها محسوب مى گردد.
نياز مبرم دانش جديد
پزشكان و بيماران هم اينك خطرات پزشكى جديد را به استناد ضرورت روى آوردن به آن، پذيرفته اند كه اين مسأله در مورد خطاهاى پزشكى نيز صادق است. مطالعات و پژوهش هاى به عمل آمده، حكايت از آن دارد كه اين گونه خطاها به حدّى است كه ديگر به عنوان بخش اجتناب ناپذير پزشكى جديد پذيرفته شده اند تا آنجا كه با عنوان «خطاپذيرى ضرورى» شناخته مى شوند؛ اما حقيقت آن است كه پذيرش اسفناك بيمارى يا خطاى پزشكى به عنوان پيامد درمان، بيانگر انحرافى از مهم ترين اصل اخلاقيات پزشكى يعنى «درمان با آسيب همراه نباشد» است. گنجينه اطلاعاتِ مستند و جمع آورى شده در مورد ماهيت واقعى و دامنه خطراتى كه ملازم پزشكى جديد است، اين نكته را آشكار ساخته كه نارسايى هاى اساسى موجود در اين رويكرد پزشكى و اين دانش جديد، به حدّى است كه بايستى بى درنگ و به نحوى جدّى و مؤثر در مقابل آن اقدام نمود.
پى نوشت ها:
سياحت غرب، ش ٦، ص ٨٢؛ به نقل از سايت:
www. maharishi- india. org
[١].Barry M .Charles .
[٢].Iatrogenic .
[٣].L -dopa .
[٤].Cushings syndrome .
[٥].Cortico -steroid .
[٦].thalidomide .
[٧].diethy lstibestrol .
[٨].tuberculosis .
[٩].benoxaprofen .
[١٠].Zompirac sodium .
[١١].anaphulaxis .
[١٢].Flecainide .
[١٣].encainide .