ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - راهنماى آسمان
حياتبخشتر از آب
منيژه زارعان
خداوند عزوجل امام را ركن زمين قرار داد تا زمين اهل خود را نلرزاند و او را ستون پايدار اسلام و پاسدار راه هدايت قرار داد تا دين از ميان نرود.
همه عالم هستى به درستى و پاكى او استوار است؛ چرا كه «خداوند به واسطه حضور او و به ميمنت پاكى او عذاب را از خاك نشينان برمى دارد.
امامى روشنگر و پارسا
در گذرگاه پر خطر دنيا، در پيچ واپيچ پر فتنه و فريب آن، در تاريكى و ظلمت جهل و نادانى و در ميان همه ناپيدايى هاى راه و بيراهه، اگر نبود امامى كه راه را بنمايد، بيراهه را زينهار دهد و خطرها را واگو كند، از پرتگاه ها بگويد و شيوه سالم ماندن را بياموزد، چه كسى به هدف راه مى يافت؟ كدام مسافر به مقصد راه مى حست؟ كدام بنده به كمال آسمانى خود مى رسيد؟ اگر راهنما و راهبرى با كمال نباشد، يقيناً پيمودن اين راه بسيار دشوار و طاقت فرسا خواهد بود.
و مولاى من، امام من، مهدى موعود (ع) همان راهنماى روشنگر دانايى است كه به مدد دست هاى مهربانش هدايت مى شوم، پس سلام، سلام بر او و بر اجداد او:
سلام بر آنان كه راهنمايان طريق هدايتند و چراغ هاى روشنى بخش تاريكى ها، پرچمداران علم و دانايياند و برترين صاحبان عقل و خرد، سلام بر آنان كه به بهترين و نكوترى كارها ره مى نمايند و خود، برترين حجت خدا بر اهل دنيا و آخرتند.[١]
روح خلقت
امام، نه فقط راهنماى راه راست و زينهارده بيراهه، نه تنها عَلَم عِلم است و پرچمدار دانايى و نه فقط مظهر خوبى است و نمونه اى از انسان كامل، بلكه او دريچه فيض خداست، واسطه اى است ميان بنده و معبود، وجودى پاك و بى آلايش و سراسر خوبى كه عالم هستى به بهانه بودن او، به يمن حضور او و به خاطر او آفريده شده است. خالق هستى، آفرينش را با او آغاز مى كند و با او پايان مى دهد. باران رحمت به واسطه حضور او فرو مى ريزد و آسمان به ستون وجود او بر پا مى ماند كه «اگر نبود امام و حجت خدا بر زمين، هر آينه زمين اهلش را فرو مى برد.»[٢] همه عالم هستى به درستى و پاكى او استوار است؛ چرا كه «خداوند به واسطه حضور او و به ميمنت پاكى او عذاب را از خاك نشينان برمى دارد».[٣]
امام، واسطه فيض خداست، آبشارى است كه رحمت خدا از پهناى وجودش بر خلق فرو مى بارد و پنجره اى كه نور الهى از درون آن بر عالم خاك فرو مى تابد. او نه فقط مايه حيات روح[٤] و زنده ماندن معنوى انسان است، بلكه حيات جسمانى انسان و حيات همه خلقت نيز وابسته به حضور پاك اوست. پس سلام بر او كه باران رحمت حق است بر عالم خاك.
راهنماى آسمان
اگر مسافر راهى باشى، از چه آغاز مى كنى؟ ابتدا به چه مى انديشى؟ از كه مدد مى گيرى؟ هر مسافرى در آغاز بايد بداند كه مسافر چه مقصدى است و كدام راه او را به مقصد مى رساند؟ تو نيز بايد بدانى كه كدام راه، راه رسيدن به مقصد است و كدام راه از هدف دورت مى كند؟ نزديك ترين، بى خطرترين و زيباترين راه را بايد برگزينى. راهنمايى بايد راه را به تو كه هنوز در آغاز راهى نشان دهد؛ راهنمايى كه راه را بشناسد، راه را رفته و به هدف رسيده باشد.