ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - اسراييلى هاى نوين بر واشنگتن حكومت مى كنند
عنوان «اصول و مبادى ارشادى براى ايالات متحده در عراق پس از جنگ» منتشر شد، خوانندگان فكر كردند، شوراى روابط خارجى مهارت و تجربه خويش را به مؤسسه جيمز بيكر ارائه داد تا اين مؤسسه سناريوى پس از جنگ حتمى عراق را ارائه دهد. اين تا حدودى درست بود، اما كافى نبود. تحقيق را دو تن امضا كرده بودند: «ادوارد دگرگيان» (كسى كه گروه تحقيقاتى بررسى روابط كلى آمريكا براى تغيير وجهه اين كشور، را چند هفته پيش رهبرى كرد) و «فرانك ويسز دگرگيان» (مدير مؤسسه بيكر و يكى از مسئولان بزرگ و بلندپايه شركت نفتى بيكر- هيوجز). ويسز از جمله پايه ها و اركان مهم شركت به نام «انرون» نيز مى باشد كه متهم به فساد مالى شده است. اين مرد همچنين امروز علاوه بر تحقيقاتش رييس يكى از شركت هاى بيمه است كه به عراق بذل توجه بسيار دارد و قرار دادهايى كه شركت «برينگ پونيت» امضا مى كند، در واقع به جيب شركت مادر مى ريزد. ويسز از جمله كمك كنندگان اصلى به حملات انتخاباتى بوش پسر بوده است.
٦. شركت جهانى تبليغات علمى(SAIC) : امروز فعال ترين شركت در بغداد است، چون از ديد پنتاگون افزون بر اينكه از ساير شركت ها با نفوذتر است، نام آن كمتر به گوش رسيده.SAIC مجموعه ايست كه در صنايع دفاعى و اطلاعات و جاسوسى عمل مى كند و شوراى اداره آن افراد بسيارى را در برمى گيرد كه سابقه خدمت در ارتش را داشته اند. با اينكه كادر ادارى آن برحسب تغيير و تركيب دولت تغيير مى كند در حال حاضر «ژاندان و اين داوننگ» از جمله افراد فعال در اين شركت است. وى از جمله مشوقان جنگ آمريكا عليه عراق بود كه شبانگاه آغاز جنگ از منصب خويش در كاخ سفيد استعفا داد. همچنين به عنوان نيروى فشار به سود مجمع ملى عراق به رياست «احمد چلبى» فعاليت مى كند و به همراه «جورج شولتز» (از شركت بكتل) در هيئتى تحت عنوان «هيئت آزادسازى عراق» عضويت و فعاليت داشت. غير از آن مى توان به «ويليام اورنز» اشاره كرد كه وى نيز عضو شوراى اداره شركت است. وى همچنين عضو شوراى سياست دفاعى است كه ريچارد پرل از رياست آن استعفا داد، اما در فعاليت هاى آن همچنان مشاركت دارد. معروف است ٩ عضو از ٣٠ عضو شوراى مذكور با شركت هايى ارتباط دارند كه در سال گذشته از سوى پنتاگون قراردادهايى در عراق به امضا رسانده اند كه ارزش آنها كمتر از ٧٦ ميليارد دلار نبوده است.
٧. دو شركت هاليبرتون و بكتل: اولى آنگونه كه آشكار است، در ميان كارمندان خويش ديك چنى معاون رييس جمهور و ديگرى در ميان پايه هاى تشكيل دهنده آن افرادى چون جورج شولتز و «كاسپار واينبرگر» و «ويليام كاسبنى» و «ريچارد هلمز» را دارد كه همگى جزو مدعيان جنگ عليه عراق بوده اند.
غير از آن اشعال عراق توسط نيروهاى آمريكايى به بهانه ها و دعاوى بنيادگرايانه صهيونيستى زمينه مناسب نفوذ اسراييل چه به صورت مستقيم (به گونه اى كه دو گردان نظامى در شمال عراق در حال حاضر حضور دارند كه ٢٥٠٠ سرباز و افسر را در برمى گيرند) و چه به صورت غيرمستقيم فراهم ساختند كه در فعاليت شركت هاى اقتصادى آمريكايى و اردنى و احياناً به صورت مستقيم اسراييلى نمود پيدا مى كند. از جلمه اين شركت ها مى توان به «سوليل بوثيه» (راه و ساختمان سازى)، «تسليم» (شركت حمل و تقل دريايى و خشكى)، «ارتستون» شركت فعال در مسائل زيربنايى)، «گاردان» (شركت فعال در زمينه آب)، «آفريقا- اسراييل» (فعال در زمينه راه سازى)، «شركت براى اسراييل» (فعال در زمينه تقطير آب)، «بزان» (شركت فعال در امر تصفيه نفت)، شركت «دان» (اتوبوس هاى مستعمل)، «ريفنتكس» (دستگاه هاى هشدار دهنده و بازدارنده امنيتى)، «رعيتس كيمنتل» (فعال در زمينه ساخت درب هاى آهنى ضد گلوله)، «تامى ٤» (پاك سازى و ضدعفونى كننده آب)، «تيمو» (آب جو و ساير مشروبات)، «ترليدور» (دست بندهاى آهنين)، «شورگز» (صنايع آشپزخانه)، «سكال» (توليدات الكترونيكى)، «نعان- دان» (صنايع ادوات آبيارى)، «سئول» (فعاليت هاى انرژى)، «دلتا» (صنايع نساجى).
بنابراين ما صرفاً اقتصادى در مقابل يك طرح اعتقادى قرار نداريم، بلكه اين طرح، طرحى استعمارى و جنايتكارانه است كه تحت عناوين دروغين مذهبى و براى حاكميت و استيلا بر جهان كه ابتدا از منطقه ما آغاز مى شود و با تكيه بر پايگاه مسلحى كه اسراييل ناميده مى شود، افزون بر وجود و حضور ١٦٠ هزار سرباز آمريكايى در عراق و بيش از ٣٠٠٠٠ سرباز آمريكايى ديگر در افغانستان و به غير از پايگاه هاى نظامى در خليج فارس و پاكستان و مصر و شمال آفريقا رو به رو هستيم. ما مقابل برنامه اى تاريخى از استعمار قرار گرفته ايم كه گروهى از افراطى هاى غارتگر و تشنه غارت و چپاول آنرا رهبرى و اداره مى كنند. آنها فقط غارت و چپاول ثروت هاى و ملل ديگر را مدنظر ندارند، بلكه عقايد آنان را نيز هدف قرار داده اند تا اعتقادات اين ملل را به اعتقادات صهيونيستى استوار بر خرافات و فرهنگ غارت و چپاول تبديل نمايند. اين گروه كه محافظه كاران نوين ناميده مى شوند، بيش از هر وظيفه ديگرى شيوه هاى جنايى را الگوى خويش قرار داده اند و فرهنگ آنها فرهنگ خشونت و حاكميت و سوء استفاده از ديگران است. و تنها راه مقابله با اين فرهنگ، فرهنگ «جهاد» انديشه اى و آمادگى نظامى است، كه بى شك، عنوان مرحله آينده نبرد اين ملت با منكر و ظلم، مطابق تعريف محمد عبده است.