ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - آمريكا چگونه مذهبى شد
است. سخنرانيهاى مذهبى كه بر پايه هاى امنيتى صورت مى گيرد، تأثير به سزايى در بسيج افكار عمومى دارد و باعث مى شود به راحتى بتوان منافع شخصى را نيز در آن جاى داد و آن را به خدمت منافع شخصى در آورد. بنابراين مى توان گفت، بوش يكى از رؤساى جمهور آمريكاست كه توانست به تاريخ بپيوندد، با اينكه شايد در جهان بسيارى اعمال نيز آن را پيروزى بزرگ براى اصولگرايان به شمار مى آورد.
در پايان به سخنان يكى از اين انجيليها در تفسير حوادث يازده سپتامبر گوش مى دهيم: «كشيش انجيلى: ال. سى. يو سرزنشهاى بسيارى را در اين جا متحمل خواهد شد. بله، من از سوى آنها سرزنش بسيارى متحمل خواهم شد، اما كسانى كه دست به سقط جنين مى زنند بايد چنين سرزنشهايى را متحمل شوند، چون خداوند هيچ كس را بى جهت مجازات نمى كند، هنگامى كه ما چهل ميليون جنين را به قتل مى رسانيم، به مبارزه با خداوند برخاسته ايم. من به خوبى اعتقاد دارم، كسانى كه دست به سقط جنين مى زنند و هم جنس بازان كه خواهان تغيير شيوه ها و روند زندگى هستند و ال. سى. يو و هر كس كه خواهان لامذهب نمودن آمريكاست، متهم هستند. به سوى آنها اشاره مى كنم و مى گويم شما در وقوع اين حوادث دخيل بوده ايد.»
آقاى جمال، شما اين سخنان را چگونه تفسير مى كنيد و معناى آن براى سياست خارجى آمريكا چيست؟ آيا مى توان گفت، آمريكاييها و كسانى كه در كاخ سفيد حضور دارند، آنچه را كه به وقوع پيوسته است، جنگ مذهبى به شمار مى آورند؟
اگر به دقت به اين سخنان توجه كنيم، تفسيرى را خواهيم ديد كه بر اساس اصول و پايه هاى مذهبى استوار شده و محافظ ارزش هاى مذهبى است. بدين وسيله از خلال اين سخنرانى مى خواهد، تفسير مسايل را بر دوش جريان مقابل كه فردگراست بيندازد. جريانى كه مدافع آزاديهاى فردى و دفاع از مستمندان و حقوق مساوى است و آن را عامل تضعيف قدرت آمريكا مى داند. بى شك اين عامل باعث توجيه سياست خارجى آمريكا شده است. من و ديگر دوستانى كه در اينجا حضور دارند، همگى توافق نظر داريم كه حوادث يازده سپتامبر به بوش و انجيليها اجازه داده، خواسته ها و رؤياهاى خويش را در بخش سياست خارجى در جهان به مورد اجرا بگذارند، اما لازم است يادآورى كنيم كه حتى درون اين دولت و خود جامعه آمريكا جريانها و گرايشهايى وجود دارند كه كوشش خود را بر كاهش نفوذ و قدرت اين جريان متمركز نموده اند. درون دولت آمريكا اتحاد و اتفاق نظر يك پارچه اى پيرامون اين جريان وجود ندارد، مثلًا محافظه كاران نوين داراى گرايش هاى چپى هستند كه كاملًا با اعتقادات و نظرات انجيلى ها متفاوت است؛ غير از آن جريانهاى درگيرى نيز دورن اين جامعه وجود دارند كه مراقب هستند اگر انجيليها و دولت آمريكا پاى خود را فراتر از چارچوبهاى معين بگذارند، جلوى آنها بايستند.
ايالات متحده تعدادى از كشورها را خوب و برخى را بد توصيف كرده است، به بخشى از فيلم در اين زمينه توجه مى كنيم. در بخشى از يك فيلم مستند گوينده آمريكايى مى گويد: «هنگامى كه مى گويد اين كشورها خوب هستند و آن كشورها بد، بدين معناست كه ديپلماسى ديگر معنا ندارد و آنها در چارچوب اراده ى خداوند قرار ندارند.»
آقاى فيصل، نظر شما درباره ى اين سخنان كه از آنها بوى قرون وسطى به مشام مى رسد چيست؟ مثل اينكه ما در قرون وسطى به سر مى بريم و يادآور عصر تكفير و دادگاههاى تفتيش عقايد است. آيا فكر نمى كنيد، اينها بيش از حد و اندازه بر عامل مذهب تكيه كرده اند؟
در اين سخنان مبالغه هايى وجود دارد، اما نكاتى در اين سخنان وجود دارد كه نظر ما را به خود جلب مى كند. اما پيش از آن بايد به يك نكته اشاره داشت و آن اينكه شخصى مثل «كاندواليزا رايز» خود كشيش است و كتاب مقدس را خواند و تدريس كرده و به ايمان خويش معروف است. و در اينجا اشاره اى داريم به سخنان آقاى جمال پيرامون رابطه ايرلنديها با سياه پوستان نوين كه با انجيليها متحد شده اند.
بله، اما آيا مى توان گفت هيچ عمل مثبتى جهت توسل و تمسك به مذهب در ايالات متحده به چشم نمى خورد؛ حتى اگر به عنوان مثال بر مسئله خانواده تمركز كنيم و آن را مد نظر قرار دهيم.
البته براى امريكاييها تماماً ايجابى و مثبت است. به عبارت ديگر، هنگامى كه روزهاى مذهبى فرا مى رسد. و زمان اجراى مراسم مذهبى است، شاهد حضور صد ميليون آمريكايى در اين مراسم هستيم. و اين چيزى حدود بيش از يك سوم آمريكاييهاست. در اين وضعيت بى شك ارزشهاى خانوادگى حفظ مى شود و با سقط جنين مبارزه مى شود و آمريكا با بحران جمعيتى موجه نخواهد شد، اگر اينها را بگوييم، درست است و واقعاً در آمريكا به وقوع مى پيوندد. در آمريكا امكان اتحاد و يكپارچگى اجتماعى وجود داشته باشد، به گونه اى بر سياست نيز تأثير بگذارند و اين براى آمريكاييها بسيار مهم است.
با تشكر از حضور همه مهمانان عزيز در برنامه.