ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - ١٤ شجاعت
نگارتر از خدا؟ و ما او را پرستندگانيم.
١١. اطاعت از رهبرى و ايمان به او
امامت و رهبرى، از اركان اسلام و محور همه كارها، اعم از عبادى و غير عبادى، است و به تعبير رساى امير مؤمنان (ع)، امام همچون محور سنگ آسياب است:
محلى عنها محل القطب من الرحا.[١]
جايگاه من در حكومت، جايگاهى چون محور سنگ آسياب است [كه بدون آن آسياب نمىچرخد].
همه اعمال فردى و اجتماعى به نوعى وابسته به امامت و اعتقاد به آن است. اعتقاد به اين امر، موجب شد كه مسلمانان صدر اسلام با پيروى از پيامبر (ص) و با به كار بستن اوامر و پرهيز از نواهى او، تمدن بزرگ اسلامى را پىريزى كنند، چنان كه خداوند به آنان فرموده بود:
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.[٢]
آنچه را كه پيامبر براى شما آورد، بگيريد (و عمل كنيد) و آنچه را كه بازداشت، خوددارى ورزيد.
بعد از رسول خدا (ص) شيعيان مكلفاند كه با اهل بيت نيز چنين باشند. به همين دليل ياران حضرت حجت (ع) در بالاترين حد اطاعت پذيرى از امام خويشاند. اطاعت اينان نه از روى اجبار، بلكه عاشقانه است. ياران آن حضرت چنان ايمان به او دارند كه حتى با مسح زين اسب او، تبرك و شفا مىجويند:
يتمسحون بسرج الامام (ع) يطلبون بذلك البركة.[٣]
آنان براى اجراى دستورات مولايشان شب و روز نمىشناسند و به گاه خطر، جانشان را فداى او مىكنند. آنان مطيعتر از كنيز براى مولايشان هستند:
و يحفّون به يقونه بانفسهم فىالحروب و يكفونه ما يريد ... هم أطوع له من الأمة لسيدها[٤]
آنان تا زمانى كه خداوند راضى نشود، دست از شمشيرهايشان برنمىدارند:
لايكفون سيوفهم حتى يرضى الله عزّوجلّ.[٥]
اين همه به سبب آن است كه ياران مهدى (ع) شيعه راستين او هستند و چنان در ولايت او ذوب شدهاند كه صفاتشان همچون افعال و صفات آن حضرت است.
١٢. اتحاد و برادرى
و يارى و لطف خدا نيز با كسانى است كه اتحاد و همبستگى دارند؛ چنانكه گفتهاند: يدالله مع الجماعه.
و نيز خداوند متعال در قرآن كريم مسلمانان را به اتحاد و يگانگى امر مىفرمايد:
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا.[٦]
به ريسمان الهى چنگ بزنيد و متفرق نشويد.
از روايات استفاده مىشود كه اصحاب حضرت حجت (ع) از نژادها و مناطق مختلف عالم هستند، چنان كه امام صادق (ع) مىفرمايند:
فيصير إليه أنصاره من أطراف الأرض، تطوى لهم طيّاً حتى يبايعوه.[٧]
ياران حضرت مهدى (ع) از سراسر گيتى به سوى او مىشتابند و زمين زير پاى آنان بسان طومارى، درهم پيچيده مىشود تا هر چه سريعتر به مكه برسند و با آن حضرت بيعت كنند.
از سوى ديگر همه آنها، جز اندكى، جوان، پرقدرت و با نشاط هستند. با اينكه اين ويژگيها زمينه بسيار مساعدى براى بروز اختلاف و پراكندگى است، ولى هيچ تأثير منفى در همدلى و برادرى ياران آن حضرت نخواهد داشت و چنان رفتار برادرانهاى با هم دارند گويا فرزندان يك پدر و مادر مىباشند:
ان أصحاب القائم، عليه السلام، يلقى بعضهم بعضاً كأنّهم بنوأب و أم.[٨]
آرى ياران امام زمان (ع) چنان منيتها و خودخواهيها را در زير آسياب تهجد خرد كرده و ذوب در محبوب خود شدهاند كه ديگر خودى نمىبينند تا زمينهساز انديشههاى شيطانى و اختلافانگيز گردد. لذا همه يك دل به دنبال رهبر واحد براى هدف واحد و وارسته از هرگونه وابستگى دنيوى قدم برمىدارند و راه هرگونه وسوسههاى اختلاف برانگيز را بر شيطان درونى و بيرونى بستهاند.
١٣. فروتنى در عين صلابت
ياوران مهدى (ع) با وجود قدرت فوقالعاده خود، كه طبق روايات هر يك نيرويى برابر چهل مرد دارند، قهرمانانى، فروتن، خود ساخته و برخوردار از ارزشهاى اخلاقى و انسانىاند و هرگز مغرور قدرت جسمانى و موقعيت اجتماعى و سياسى خود نمىشوند و در مقابل مؤمنان سرتعظيم فرود مىآورند:
أذلّة على المؤمنين.[٩]
ولى در مقابل كافران مشركان و كجانديشان سر فراز، سرسخت و خشن هستند:
أعزة علىالكافرين.[١٠]
اصحاب امام زمان كه وجودشان لبريز از ايمان به خدا است و در عبادت و عبوديت كمنظيرند، نه به آفت غرور و مستى گرفتار مىشوند و نه از شمار اندك همراهان، در مراحل نخستين قيام و ظهور آن حضرت، احساس وحشت و تنهايى مىكنند؛ زيرا انس و ارتباط عميق و خالصانه با آفريدگار جهان، از يكسو، چنان قدرت روحى و توسعه وجودى به آنها داده است كه راه هرگونه ترس و وحشتى را مىبندد و از سوى ديگر، از پيروزيهاى پى در پى خويش دچار غرور و تكبر نمىگردند؛ چرا كه انجام هرگونه كار نيك را وظيفه خويش و توفيقى از خدا مىدانند.
١٤. شجاعت
صفتى كه به صراحت در روايات براى اصحاب امام