ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - عصر طلايى
عصر طلايى
ن. طيبى
آنگاه كه زمان ظهور فرا رسد و رهايىبخش جهان از پشت پرده غيبت بيرون آيد و رخ نماياند، خداوند متعال امر او را در يك شب اصلاح مىكند[١] و همه زيباييهاى پس از ظهور، يك به يك آشكار مىشود.
صبح ظهور وقتى بندگان خدا از خواب بيدار مىشوند دستى بر سر آنها كشيده مىشود. به خود مىنگرند، به دانستهها و قدرت فهم و دريافت عقلى خويش، ناگهان مىبينند كه نور ايمان در قلب آنان مىتابد به درخشندگى خورشيد[٢] و قدرت و توانى در خويش مىبينند باورنكردنى. هر يك قدرت چهل مرد را پيدا مىكنند[٣]. ايمان و توان، اولين هديههايى است كه از دوست مىگيرند.
نشاط و شادمانى چنان بر وجود آنها سايه مىافكند كه حتى مردگان نيز در قبر شاد مىشوند[٤] و از نسيم ظهور آن مرد بزرگ، حياتى دوباره مىيابند.
پيش از اين، بندگان خدا پراكنده بودند و هر يك در انديشهاى متفاوت. پس از ظهور، دستى بر سرهاى آنان كشيده مىشود و عقلهاى آنها را به يك سو جهت مىدهد[٥]. افكار آشفته و متفرق جمع مىشوند و گويى همه عقلها به