ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - مقصود از نماز در آيه شريفه اقامه ولايت
گفتم: خير، مولاى من! تحقيق كردم و معلومم شد كه از معتقدان به ولايت شما، خاندان رسالت و اهلبيت عصمت نمىباشد. امام فرمود:
يا ميسر اى البقاع اعظم حرمه؟
كدام نقطه روى زمين از همه جا محترمتر و داراى حرمت عظيمتر است؟
گفتم: شما بفرماييد. فرمود:
ما بين الركن و المقام، روضه من رياض الجنه و ما بين القبر و المنبر روضه من رياض الجنه ...[١]
در مكه در مسجد الحرام، آن نقطه فاصله بين ركن كعبه [كه حجرالاسود در آن نصب شده است] و بين مقام [ابراهيم] باغى از باغهاى بهشت است و [در مدينه در مسجدالنبى] آن نقطه فاصله بين قبر منور رسول خدا (ص) و بين منبر آن حضرت باغى از باغهاى بهشت است.
اگر خداوند به بندهاى هزار سال عمر بدهد و او تمام اين مدت را مابين ركن و مقام و مابين قبر و منبر پيامبر (ص) به عبادت بپردازد و سرانجام مظلومانه سرش بريده شود و خدا را به غير ولايت ما ديدار كند، برخدا سزاوار است كه او را به رو در ميان آتش جهنم بيفكند.
اين جمله نيز از رسول اكرم (ص) منقول است:
قسم به كسى كه جان محمد در دست اوست ..
اگر بندهاى به قدر هفتاد پيامبر عمل صالح بياورد، اما ولايت من و ولايت اهلبيتم را نداشته باشد، مورد قبول خدا واقع نمىشود.[٢]
مراقب دسيسههاى شيطانى باشيم!
توجه به اين حقيقت لازم است كه لبه تيز حربه دشمن روى مسأله «امامت» و «ولايت» است و لذا بعد از رحلت پيامبر اكرم (ص) اول هجومى كه آوردند به امامت و ولايت بود. در اولين قدم ولى منصوب از جانب خدا را با دسيسههاى شيطانى كنار زدند! تنها اسم رسول الله و كتاب الله را در دست خود نگه داشتند و در پوشش همين دو عنوان، تكيه بر مسند رياست زدند و به مطامع دنيوى خود نايل شدند. چون ظاهر عنوان رسول الله و كتاب الله كه مزاحمشان نبود بلكه راهگشا و دستاويز نيل به منافعشان نيز بود آنچه كه مانع كارشان مىشد تبيين حقايق وحى قرآنى و اجراى كامل آن بود و اين نيز منحصراً از جانب خدا واگذار به على و اهلبيت رسول (ع) شده و رسول خدا (ص) هم مكرر مىفرمود:
انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى اهل بيتى ...
به همين جهت ديدند تنها راه رسيدن به هواهاى نفسانيشان، منزوى ساختن اهلبيت (ع) و كوتاه كردن دست آنها از دخالت در امور ملت است و اين نقشه ابليسى را چنان پياده كردند كه در حكومت بنىاميه مسأله سب و لعن بر امام اميرالمؤمنين- العياذ بالله- يك شعار رسمى اسلامى شد و راه تقرب به خدا و نيل به ثواب در روز جزا به حساب آمد!! كه خطيب جمعه پس از حمد خدا و صلوات بر رسول خدا موظف به لعن و سب بر على بن ابىطالب- نستجير بالله- بود و اگر نمىكرد از امامت جمعه عزل و به انواع شكنجهها محكومش مىنمودند!
در طول مدت حكومت جباران، اهل بيت (ع) يا محكوم به قتل و اعدام بودند و يا به تبعيد و زندان، اكنون نيز مىبينيم از هر جا صدايى عليه دين برمىخيزد و فرقهاى به وجود مىآيد در واقع از طرق مختلف به شكستن قدرت امامت و ولايت اهل بيت (ع) اقدام مىشود.
مقصود از نماز در آيه شريفه اقامه ولايت
اينجا به اين تفسير نورانى از امام اميرالمؤمنين (ع) مربوط به اين آيه توجه فرماييد كه خدا فرموده است:
وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ[٣]
از صبر و نماز يارى طلب كنيد و نماز جز براى خاشعان، سنگين است.
«صبر» در روايات تفسير به «روزه» شده است ولى: [قرآن ظاهرى دارد و باطنى و باطن آن نيز [باطنى تا هفت باطن.[٤]
با توجه به اين حقيقت، در مورد اين آيه از امام اميرالمؤمنين (ع) منقول است:
صبر، رسول خدا و نماز، بپا داشتن ولايت من است.
و به همين جهت است كه خدا فرمود: «نماز» تحملش جز بر خاشعان سنگين است. و نفرمود تحمل هر دو (صبر و نماز) سنگين است!
يعنى ضمير در «آنها» مفرد آمده كه راجع به صلوه است و تثنيه به صورت إنهما نيامده كه راجع به صبر و صلوه باشد و نشان مىدهد كه از ميان صبر و صلوه، تنها تحمل صلوه بر غير خاشعان سنگين است، در صورتى كه اگر مقصود از صبر و صلوة روزه و نماز باشد بديهى است تحمل روزه دشوارتر از نماز است! پس معلوم مىشود مقصود از صلوة اقامه ولايت من است.
زيرا ولايت است كه تحمل آن جز بر خاشعان [كه خضوع و خشوع قلبى در برابر حق دارند] دشوار است ..
و خاشعان همان گروه شيعيانند كه چشم حق و حقيقت بينشان باز شده و در برابر آن تسليمند؛
و اين براى آن است كه صاحبان مذاهب گوناگون از مرجئه و قدريه و خوارج و ديگران