ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - ٦ خال و نشانه ها
مىكند كه رنگش سفيد متمايل به سرخى است ...»[١]
همچنين در مورد ايشان گفته شده: «اندكى گندمگون و رنگش طلايى است.»[٢]
٤. موى سر:
از امام باقر (ع) روايت شده است كه: «خوش مو، كه موهايش بر دو شانه او ريخته ...»[٣] همچنين در غيبت شيخ طوسى آمده است: «موى سر ايشان اندكى چين و شكن دارد ...»[٤]
٥. صورت:
«گونههايى نرم با خالى در گونه راست كه مانند دانه مشك بر روى عنبر است.»[٥] همچنين در جريان تشرف علىبن مهزيار ايشان حضرت را اينگونه توصيف مىكنند: «جوانى نورس و نورانى و سپيد پيشانى بود با ابروانى گشاده و گونه و بينى كشيده و قامتى بلند و نيكو چون شاخه سرو و گويا پيشانيش ستارهاى درخشان و بر گونه راستش خالى بود كه مانند مشك و عنبر بر صفحهاى نقرهاى مىدرخشيد و بر سرش گيسوانى پرپشت و سياه و افشان بود كه روى گوشش را پوشانده بود و سيمايى داشت كه هيچ چشمى برازندهتر و زيباتر و باطمأنينه تر و باحياتر از آن نديده است.»[٦]
يعقوب بن منقوش از اصحاب امام حسن عسكرى (ع) ايشان را اينگونه توصيف مىكند: «پيشانى نورانى و روئى سپيد و چشمانى درخشان ... بر گونه راستش خالى بود ...»[٧]
وقتى از اميرالمؤمنين (ع) درباره صفات امام مهدى (ع) سوال شد ايشان فرمودند: «جوانى ميان قامت و نيكو روى كه موهايش را بر شانههايش مىريزد و نور رخسارش بر سياهى موى صورت و سرش غلبه دارد.»[٨]
همچنين امام صادق (ع) مىفرمايد: «صورتى زيبا، گندمگون و چهرهاى گلگون دارد، ابروهائى كشيده، صورتى نيكو، ديدگانى مشكى بينى باريك و نيكو خميده، و پيشانى باز و درخشان دارد.»[٩]
٦. خال و نشانهها:
اميرالمؤمنين (ع): «... در پشت او دو علامت است كه يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه مهر نبوّت است.»[١٠]
و در حديثى ديگر امام صادق (ع) مىفرمايد: «... خالى بر گونه راست چون دانه مشك كه بر قطعه عنبر سائيده.»[١١] همچنين از ديگر نشانههاى ايشان اين است كه: «بر دو كف دستاش نوشته شده است: با او بيعت كنيد، زيرا، بيعت، فقط براى خداوند است.»[١٢]
همچنين بر بازوى راست ايشان اين دو آيه: «جاءَالْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً»[١٣] و «وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»[١٤] نوشته شده است.[١٥]
خلاصه اينكه هم ائمه (ع) و هم كسانى كه سعادت تشرف يافتهاند، قبل از هر وصفى، ذكر زيبايى ايشان را كردهاند. چنانكه مىگويد: «چهرهاى زيباتر از روى ايشان نديدم و نه هيبتى بالاتر از هيبت ايشان و نه منزلتى برتر از ايشان، حتى به خاطر هيبت شان از ديدناش سير نمىشديم.»[١٦] همچنين اينطور ستودهاند كه «چهرهاش ميان گشاده رويان عالم مانند ماه نورانى در بين ستارگان درخشان است.»[١٧] و فرد ديگرى كه سعادت تشرف يافته چنين مىگويد: «سيمايى داشت كه هيچ چشمى برازندهتر و زيباتر و با طمأنينهتر و باحياتر از آن نديده است.»[١٨]
و نكته آخر اينكه حضرت، نه تنها زيباروى اين دنياست بلكه به فرموده رسول گرامى اسلام (ص): «مهدى طاووس اهل بهشت است كه هالهاى از نور او را احاطه كرده است.»[١٩]
پى نوشت:
[١]. شيخ صدوق؛ معانى الاخبار؛ صفحه ٧٩.
[٢]. جمال يار، جعفرى، جواد، فصلنامه انتظار، ش ٥.
[٣]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، مترجم: پهلوان، منصور، ج ١، ص ٥٣٥.
[٤]. موسوى اصفهانى، سيدمحمدتقى، مكيال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم، ص ٩٦.
[٥]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمه: پهلوان، منصور، ج ٢، ص ٥٥٨.
[٦]. همان، ص ٢١٢.
[٧]. همان، ص ٦٩.
[٨]. همان، ص ٥٦٠.
[٩]. شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص ١٥٥.
[١٠]. شيخ مفيد، الارشاد، ج ٢، ص ٣٥٧.
[١١]. شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص ١٦٥.
[١٢]. همان، ص ١٦١.
[١٣]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمه: پهلوان، منصور، ج ٢، ص ١٨٠.
[١٤]. همان، ص ١١٦.
[١٥]. صافى گلپايگانى، لطف الله، منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر (ع)، ص ١٨٧.
[١٦]. كامل سليمان، روزگار رهايى، ترجمه: على اكبر مهدىپور، ج ١، ص ١٢٧.
[١٧]. همان، ص ١٢٤.
[١٨]. همان، ص ١٢٨.
[١٩]. فصلنامه انتظار، ش ٥، ص ١٨٦، به نقل از دلائل الامامه، ص ٢٧٠.
[٢٠]. سوره انعام، آيه ١٥٥.
[٢١]. سوره اسراء، آيه ١٨١.
[٢٢]. خراسانى، محمدجواد، مهدى منتظر (ع)، ص ٤٢.
[٢٣]. همان، به نقل از صراط المستقيم، ج ٢، ص ٢٦١.
[٢٤]. همان، به نقل از الملاحم و الفتن، ص ١٣٦.
[٢٥]. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمه: پهلوان، منصور، ج ٢، ص ١٨٠.
[٢٦]. كامل سليمان، روزگار رهايى، ترجمه: مهدىپور، على اكبر، ج ٢، ص ١٢٢.