ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - ١٦ خونخواهى حسين (ع)
حضرت باز گرديم. با اين اوصاف است كه آنان در شجاعت نيز بىنظيرند. آنها چون سدى محكم، شمشيرى برنده و ركنى استوار هستند تا آنجا كه امام صادق (ع) در اين زمينه مىفرمايد: اينكه حضرت لوط (ع) هنگام رويارويى با قوم خود، مىفرمود:
اى كاش مرا قوتى و يا پناهگاهى امن و استوار مىبود كه از شر شما محفوظ مىماندم. همان آرزوى داشتن قدرت قائم ما و استوارى يارانش است؛ چرا كه هر كدام از آنها قدرت چهل مرد را دارند. دلهاى آنها از پارههاى آهن محكمتر است. اگر بر كوهها بگذرند كوهها درهم فرو مىريزند و دست از شمشيرهاى خود برنمىدارند تا آنكه خداى تعالى راضى شود.[١]
تشبيه قلب به پاره آهن يا به قطعات سنگ، براى تأكيد بر عظمت و شهامت آنها و نفى هرگونه ترس و وحشت از قلبهايشان است. بهكارگيرى واژههاى شمشير و نيزه، نشانه توان بالا و فعاليت مؤثر آنها است؛ به اين معنا كه آنها در مبارزه، دليرتر از شير و برندهتر از نيزه هستند. همچنين آنجا كه امام مىفرمايد: «به هر فردى از آنها نيروى چهل مرد داده مىشود»، مقصود قدرت فوقالعاده ايشان است.
از پارهاى روايات برمىآيد كه اين قدرت و شجاعت فوقالعاده ياران حضرت مهدى (ع) بر اثر تصرف ولايى آن حضرت پديد آمده است و همه افراد با ايمان داراى چنين قدرتى خواهند شد؛ همچنان كه آمده است:
وضع يده على رؤوس العباد فلايبقى مؤمن الاصار قلبه اشد من زبرالحديد و اعطاهالله عزّوجلّ، قوة اربعين رجلًا.[٢]
او دست مباركش را بر سر بندگان خدا مىگذارد. پس در اين هنگام مؤمنى نيست، مگر آن كه قلبش از پارههاى آهن محكمتر گردد و خداوند عزّوجلّ قدرت و نيروى چهل نفر به او عطا فرمايد.
١٥. جوان بودن
بيشتر ياران حضرت مهدى (ع) جوان مىباشند و تعداد ياران سالمند او، بسيار اندك است. حضرت على (ع) در اشاره به اين نكته فرموده است:
إنّ أصحاب القائم شباب، لاكهول فيهم إلّا كالكحل فى العين أو كالملح فى الزاد و أقلّ الزاد الملح.[٣]
ياران حضرت قائم همگى جوان هستند و سالخوردهاى در ميانشان نيست، مگر بسان سرمه در چشم يا نمك در غذا، و كمترين توشه همراه انسان نمك است (كنايه از مقدار بسيار اندك پيران).
اين كه چرا بيشتر ياران آن حضرت، جوانان هستند، شايد علل گوناگونى داشته باشد. ممكن است يكى از اين علل، روحيه پاك و بىآلايش جوان باشد كه با صراحت، حق را مطالبه مىكند و در راه رسيدن به حق، پاكباز است. جوان با شور و نشاط، به دنبال انجام مسؤوليت خويش و شيفته فضايل و سيرت زيباى حضرت مهدى (ع) است. از سوى ديگر، انسان در سنين جوانى قابليتها و استعدادهاى روحى و جسمى بيشترى دارد. با اين اوصاف، آيا جاى تعجب است كه ياران آن حضرت، جوانان باشند؟
١٦. خونخواهى حسين (ع)
فاجعه خونبار كربلا از حوادث بسيار مهم و جگرخراش و فراموش نشدنى تاريخ بشرى است و با وجود گذشت قرنها، هنوز گرمى عشق به امام حسين (ع) و يارانش در دل شيعيان و حقطلبان جهان سرد نگرديده است. چه:
إنّ لقتل الحسين، عليه السلام، حراره فى قلوب المؤمنين لاتبرد أبداً.[٤]
كشته شدن امام حسين (ع) حرارتى را در دلهاى مؤمنان ايجاد كرده كه هرگز سرد نمىشود. چنان كه گويى حادثه عاشورا همين ديروز، رخ داده است.
ناگفته، آشكار است كه حضرت مهدى (ع)، كه اسطوره ظلم ستيزى و حقطلبى است، قلبى آتشينتر از آن حادثه دارد و در سوگ جدش شبانهروز اشكريزان است چنان كه در زيارت ناحيه مقدسه آمده است:
فلئن أخّرتنى الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور ولم اكن لمن حاربك محارباً و لمن نصب لك العداوه مناصبا، فلأندبنّك صباحاً و مساءاً ولابكين لك بدالدّموع دماً.[٥]
يا جداه! اگر روزگار مرا به تأخير انداخت و مقدرات الهى مرا از يارى تو باز داشت و نبودم تا با آنان كه با تو جنگيدند بجنگم و با كسانى كه با تو اظهار دشمنى كردند خصومت نمايم، پس (در عوض) شب و روز برايت اشك مىريزم و به جاى اشك برايت خون گريه مىكنم.
حضرت مهدى (ع) براى گرفتن انتقام خون جدش از وارثان آن جنايت پيشگان لحظه شمارى مىكند. شايد اين سؤال به ذهن آيد كه چرا امام زمان (ع) از فرزندان قاتلان امام حسين (ع) انتقام مىگيرد. اين همان سؤالى است كه عبدالسلام بن صالح هروى از امام رضا (ع) سؤال كرد كه:
چه مىفرماييد در مورد حديثى كه از امام صادق (ع) روايت شده كه وقتى قائم آل محمد (ص) ظهور مىكند، نسل كشندگان حسين را نابود مىكند و آن حضرت فرمود: آرى روايت درست است.
هروى مىگويد: پرسيدم: پس معناى آيه «ولاتزر وازره وزر أخرى»[٦] هيچ گناهكارى گناه ديگرى را متحمل نمىشود. چه مىشود؟ آن حضرت فرمودند:
همه سخنان خداوند متعال راست است ولكن ذريّه كشندگان حسين به عمل زشت پدران