ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - ١ كتاب جامعه على (ع)
بزرگواران گاهگاهى آن را بر مردم عرضه مىداشتند.
همچنين از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود:
همانا نزد ما نوشتجاتى است كه با وجود آنها نيازى به مردم نداريم ولى مردم بهما احتياج دارند، نزد ما كتاى است به املا پيامبر (ص) و خط على (ع) كه هر حلال و حرامى در آن است، شما راجع به كارى نزد ما مىآييد سپس ما مىفهميم كه شما به آن عمل مىكنيد يا آن را ترك مىنماييد.[١]
در منابع اهل سنت نيز به اين مطلب اشاره شده كه امام على (ع) همه روز صبح و شام، براى تعليم گرفتن قرآن، و آنچه نازل شده بود، به خدمت پيامبراكرم (ص) مىرسيد. ابنماجه از على (ع) روايت كرده كه ايشان فرمود:
من سحرگاهان هر روز به خدمت پيامبر (ص) مىرسيدم و از پشت در مىگفتم: «السلام عليك يا نبىاللَّه»، و اگر آن حضرت آهسته و آرام سرفه مىكرد، به خانه بازمىگشتم وگرنه داخل مىشدم.[٢]
در اين ملاقاتها پيامبر به على (ع) دستور نوشتن مىداد و مىفرمود:
آنچه را به تو مىگويم بنويس، و على (ع) سؤال كرد: اى رسول خدا، از آن مىترسى كه فراموش كنم؟ پيامبر فرمود: نه، از خدا خواستهام حافظهات را نيرو بخشد و تو را دچار فراموشى نگرداند، آن را براى شريكانت يعنى امامان بعد از خودت بنويس. [و با اشاره به امامت امام حسن (ع) فرمودند:] اين نخستين آنان است و فرمود: امامان از فرزندان حسين (ع) هستند.[٣]
ابو حمزه ثمالى مىگويد، به حضرت على بن الحسين (ع) عرض كردم:
فدايت شوم، آنچه در نزد پيامبر اكرم (ص) بود، به اميرمؤمنان (ع) عنايت شد، بعد از اميرالمؤمنين به امام حسن، سپس به امام حسين (ع) و بعد به هر امام تا روز قيامت؟ امام فرمودند: صحيح است، و به اضافه پيشامدهايى كه هر سال رخ مىدهد و در هر ماه و آرى، به خدا قسم در هر ساعت.[٤]
پس تا كنون روشن ساختيم كه كتاب جامعه، تمام احكام حتى حكم خراش بر بدن را شامل مىشود؛ اين كتاب به املاى پيامبر (ص) و خط على (ع) جمعآورى و تدوين شده است كتاب ياد شده مورد استفاده همه ائمه (ع) بوده است و امامان بعد از امير مؤمنان، على (ع)، جامعه را پس از سپرى شدن ايام خويش، به امام پس از خود به وديعت مىسپردند؛ حال به چند حديث در اين زمينه اشاره مىنماييم تا چگونگى انتقال اين كتاب و ساير مواريث از على (ع) به ساير ائمه روشن شود.
ثقه الاسلام كلينى در كتاب «اصول كافى» از قول سليم بن قيس هلالى، از جمله اصحاب امام على (ع) است كه تا امام سجاد (ع) را درك كرده است- چنين آورده است:
من شاهد وصيت اميرمؤمنان على (ع)، به فرزندش، حسن (ع)، بودم، آن حضرت پس از انجام وصيت، حسين (ع) و محمد حنيفه و همه پسرها و بزرگان شيعه و خانوادهاش را بر آن وصيت گواه گرفت و آنگاه كتاب و سلاح خود را به فرزندش، حسن (ع) تحويل داد و گفت: پسرم، رسول خدا به من امر فرموده كه تو را وصى خود گردانم و كتابها و اسلحهام را به تو تحويل دهم، همانطور كه رسول خدا (ص) مرا وصى خود قرار داد و كتابها و اسلحهاش را به من سپرد و نيز فرمان داده تا به تو دستور دهم كه چون مرگت فرا رسد، آنها را به برادرت، حسين (ع) تحويل دهى.
سپس اميرمؤمنان (ع) روى به جانب حسين (ع) كرد و به او فرمود: رسول خدا (ص) تو را نيز فرمان داده كه آنها را به اين پسر خويش، على بن الحسين (ع)، تحويل دهى. سپس دست على بن الحسين (ع) را گرفت و فرمود: و رسول خدا (ص) تو را نيز فرمان داده تا آنها را به پسرت، محمد، تحويل دهى و از جانب رسول خدا (صو و من، به او سلام برسان.[٥]
ملاحظه مىگردد كه تمامى مواريث انبيا، بهوسيله پيامبر (ص) تحويل على (ع) مىشود و بهوسيله على (ع) تمامى آن مواريث به علاوه كتاب جامعه، تحويل امام حسن (ع) و امام بعدى تا امام باقر (ع) مىشود و اين حديث روشن مىسازد كه مواريث انبياى الهى- عليهمالسلام- و امام على (ع) به دست امام محمد باقر (ع) رسيده است.
در حديث ديگرى چگونگى انتقال مواريث من جمله كتاب جامعه از امام حسين (ع) به امام سجاد (ع) روشن مىشود؛ در كتاب كافى و بصائر الدرجات آمده است كه حمران بن اعين شيبانى مىگويد:
از ابوجعفر (امام محمد باقر (ع)) در مورد صحيفه مهر و موم شدهاى كه نزد «ام سلمه» به وديعت نهاده شده بود و مردم درباره آن سخن مىگفتند سؤال نمودم و امام باقر (ع) فرمود:
چون اجل رسول خدا (ص) فرا رسيد، على (ع) علم و اسلحه آن حضرت و هر چه را نزد او بود به ارث برد، [اين علوم و معارف و سلاح و كتاب جامعه و مصحف همچنان نزد اميرالمؤمنين (ع) بود] تا اينكه به امام حسن (ع) و پس از او به امام حسين (ع) رسيد؛ در اين موقع چون ما از غلبه دشمنان بيم داشتيم، اين بود كه آنها را (جدم حسين (ع)) نزد امسلمه به امانت سپرد و بعد از آن على بن الحسين (ع) آنها را از امسلمه ستاند.
من (حمران بن اعين) گفتم: بسيار خوب، سپس به پدرت رسيد و بعد از آن نزد تو بوده و به تو رسيده است؟ امام باقر (ع) فرمود: آرى، همينطور است.[٦]
و نيز شيخ طوسى به روايت از فضيل بن يسار چنين آورده است:
ابو جعفر (ع) به من فرمود: در همان هنگام كه حسين (ع)