ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - ١٩ نداى آسمانى جبرئيل، آغاز ظهور
خود راضى و دل خوش هستند و بدان مىبالند و افتخار مىكنند و كسى كه به كارى رضايت دهد، مانند كننده آن كار است. از اين رو اگر مردى در مشرق به ناحق كشته شود و ديگرى در مغرب به آن قتل راضى باشد، در پيشگاه خداوند شريك قتل است و قائم آل محمد (ص) هنگامى كه قيام مىكند، آنان را به خاطر رضايتشان به جنايات پدرانشان كيفر مىكند.[١]
از اين رو مهدى (ع) هرگز از فاجعه هولناك خوبنار عاشورا غافل نمىشود و بىجهت نيست كه يكى از شعارهاى آن حضرت و يارانش اين است: يا لثارات الحسين![٢].
١٧. عالم در تسخير ياران مهدى (ع)
يكى ديگر از ويژگيهاى ياران آن حضرت اين است كه همه موجودات زمينى و آسمانى مسخر آنان هستند. در اين زمينه از امام باقر (ع) نقل شده كه فرمود:
كأنى بأصحاب القائم و قد أحاطو بما بين الخافقين فليس فى شيىء إلّا و هو مطيع لهم حتى سباع الأرض و سباح الطير يطلب رضاهم كل شىء حتى تفخر الأرض على الأرض و تقول: مرّبى اليوم رجل من أصحاب القائم.[٣]
گويى مىبينم كه اصحاب قائم آل محمد بر آنچه كه بين مشرق و مغرب عالم است احاطه دارند. پس هيچ چيز در عالم نيست، مگر اين كه مطيع و فرمانبردار ياران مهدى است. حتى درندگان هوا و زمين، همه در پى كسب رضايت آنها هستند؛ به گونهاى كه قطعه زمينى بر قطعه ديگر به خود مىبالد و به آن مىگويد: امروز يكى از اصحاب قائم آل محمد (ص) از من گذر كرد.
البته چنين نيست كه خداوند فقط به عنوان اين كه آنان از ياران حضرت مهدى (ع) هستند، چنين كرامتى را عطا خواهد فرمود، بلكه اين امر علل ديگرى نيز دارد؛ از جمله اين كه خداوند به بندگانى كه تقوا را پيشه خود سازند و به جز رضايت او سودايى در سر نداشته باشند، چنين عناياتى خواهد كرد. حكايت زير، تأييد اين ادعا است.
در سفرى كه امام صادق (ع) از كوفه عازم مدينه بودند، علما و بزرگان، از جمله ابراهيم ادهم و ابن ثورى، آن حضرت را تا بيرون كوفه مشايعت مىكردند. عدهاى نيز جلوتر از امام حركت كرده بودند، اما ناگاه شيرى درنده راه بر آنها مىبندد. ابراهيم ادهم مىگويد بايستيد تا امام برسد و واكنش او را ببينيد. وقتى آن حضرت مىرسد و جريان را به او مىگويند، آن جناب پيش مىرود و گوش حيوان را مىگيرد و از جلو راه دور مىكند. سپس امام روى به جمعيت مىكند و مىفرمايد: اگر مردم خداوندرا آنطور كه شايسته است بندگى كنند، خواهند توانست بارهاى سنگين خود را با چنين حيوانى حمل كنند.[٤]
١٨. نقش زنان در انقلاب حضرت مهدى (ع)
طبق روايتى كه از امام باقر (ع) به ما رسيده است از ٣١٣ تن اصحاب حضرت قائم (ع) پنجاه نفر زن مىباشند كه در اولين فرصت در مكه خود را به امام مىرسانند. چنان كه مىفرمايند:
... و يجيىء إليه ثلاث مأة و بضعة عشر رجلًا فيهم خمسون امرئة يجتمعون بمكة على غير ميعاد قزعاً كقزع الخريف.[٥]
سوگند به خداوند كه سيصد و اندى نفر مرد مىآيند كه در ميانشان پنجاه نفر زن مىباشد، در مكه همچون ابرهاى پاييزى گردهم جمع مىشوند، بدون اينكه وعده و قرارى داشته باشند.
در حديثى ديگر مفضل بن عمر مىگويد:
عدهاى از زنان همراه حضرت مهدى (ع) هستند. عرض كردم: اين بانوان براى چه در كنار حضرت مهدى (ع) هستند؟ فرمود: اينها مجروحان را مداوا مىكنند و از بيماران جنگى پرستارى مىنمايند، چنانكه در زمان پيامبر اسلام (ص) همراه آن حضرت در جنگها اين كارها را بر عهده داشتند.
١٩. نداى آسمانى جبرئيل، آغاز ظهور
ظهور خورشيد عالمتاب، مهدى موعود (ع)، مقارن با نداى آسمانى جبرئيل امين و در شب جمعه، ٢٣ ماه مبارك رمضان[٦] است. با شنيدن اين ندا، همه، سراسيمه از خانههاى خود بيرون آيند و به خواب رفتگان بيدار گردند.
امام باقر (ع) فرموده است:
ينادى من السماء باسم القائم (ع) فيسمع من بالمشرق و من بالمغرب. لايبقى واقد إلا استيقط ولا قائم إلّا قعد ولا قاعد إلا قام على رجليه فزعاً من ذلك الصوت. فرحم الله من اعتبر لذلك الصوت فأجاب. فانّ صوت الاول هو صوت جبرئيل الروح الأمين.[٧]
فريادگرى از آسمان به اسم قائم آل محمد (ص) ندايى مىدهد كه همه كسانى كه در مشرق و مغرب عالم هستند مىشنوند. هيچ به خواب رفتهاى نيست، مگر اينكه بيدار گردد و هيچ ايستادهاى نيست، مگر اينكه بنشيند و هيچ نشستهاى نيست، مگر اينكه از ترس بايستد. خدا رحمت كند كسى كه آن نداى آسمانى را پاسخ مثبت دهد. اين نداى اول صداى جبرئيل روحالأمين است.
آن حضرت از مدينه منوره ظهور مىكند؛ ولى فاصله