ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - گفت وگوى اسلامى- مسيحى
در پرتو عقايد مشترك شيعى و سنى درباره برنامه الهى در آخرالزمان و اين كه رهبر موعود، مهدى، از ذريه پيامبر و فاطمه و از نسل امت اسلامى است و قرآن و سنت، شيوه وى مى باشد، سنى و شيعه، دو نوع گفت وگو مى توانند داشته باشند:
نخست: گفت وگوى شيعى- سنى با هدف ايجاد بنيان محكم وحدت اسلامى كه بر وحدت قبله و كتاب و خاتميت پيامبر و آينده مشرق با ظهور مهدى آل محمد (ص) استوار است. مسايل مورد اختلاف را با روح محبت و برادرى و بحث علمى مى توان بررسى كرد. شايد از مهم ترين مسايل رو در روى مسلمانان، نشانه هاى الهى و ضوابطى است كه مهدى موعود (ع) را مشخص مى كند. به ويژه آن كه دو تجربه سياسى بزرگ، در اين باره هست؛ تجربه مهدى اسماعيلى در قرن سوم و چهارم هجرى و تجربه مهدى سودانى در قرن سيزدهم.
دوم: گفت وگوى اسلامى- مسيحى.
گفت وگوى اسلامى- مسيحى
در بسيارى از انديشه هاى دينى، مسيحيان و مسلمانان مشتركند، چه درباره خداى متعال يا نبوت يا پايان سعادتمندانه زمين و نقش مسيح در اين باره. نشر انديشه هاى مشترك كه بسيارى از مردم مسيحى و اسلامى از آن ناآگاهند، گسست بزرگى را كه ميان مسيحيان و مسلمانان هست، پر مى كند. نيز احساسات منفى و سياستهاى اشتباهى را كه به سبب وضع استثنايى، دولتهاى دو طرف در طول تاريخ انجام داده اند، كم مى كند. اگر شكاف ميان پيروان اديان پر شده و انديشه دشمنى از بين رود و تقدير و احترام متقابل بجاى آن بنشيند، مى توان مسايل مورد اختلاف را با روح محبت و احترام بحث كرد.
اين مسأله سخت و محال نيست؛ زيرا ميان مسلمانان و مسيحيان، مطلبى وجود ندارد كه سبب اختلاف شود. برعكس آنچه در طول تاريخ بر روابط مسيحى- يهودى حاكم بوده است؛ زيرا يهوديان نمى پذيرند عيسى پسر مريم است، بلكه به وى و مادرش، صفات زشتى نسبت مى دهند و اعتراف مى كنند عيسى را كشته اند! مسيحيان نيز اين مطلب را قبول دارند. اما به رغم اين وضع، تلاشهاى يهوديان صهيونيست، نتيجه مثبت داده و مسيحيان، هم پيمان قدرتمند اسرائيل شده اند و ميليونها مسيحى، اسرائيل را بيش از خود يهود، تأييد و حمايت مى كنند!
پى نوشتها:
[١]. بيماريهايى در زمان مسيح، شيوع داشت، كه درمانش مشكل بود. وى با لمس بدن و با معجزه، امراض را درمان مى كرد. با ظهور دوباره مسيح، اين كار تكرار مى شود؛ زيرا كمى پيش از ظهورش، دنيا پر از رفتار ناهنجار اخلاقى خواهد شد، كه سبب آن مثلًا به كارگيرى اشعه راديوم، در جنگهاست. شايد ما در آغاز اين مرحله ايم؛ به ويژه پس از آن كه اسلحه هاى جديد در جنگ خليج فارس آزمايش شد، آگاهان منتظر حالتهاى ناهنجار اخلاقى به سبب آن تشعشعات هستند.
[٢]. ر. ك: آثار الكامله للامام المهدى السودانى، ج ١، صص ١٣٩- ١٤٩؛ سعادة المهتدى بسيرة الامام المهدى، اسماعيل عبدالقادر الكردفانى، تحقيق: د. محمد ابراهيم ابوسليم، ص ١، ج نخست، بيروت، ١٩٧٢.
[٣]. آثار الكامله، ج ٥، ص ٩٤، نامه ٤٠.
[٤]. «دابة» به هر جنبنده بر روى زمين مى گويند، چنانكه در آيه ٥٦ هود آمده است:
هيچ جنبنده اى نيست مگر اين كه خدا بر آن تسلط دارد.
«دابة» در سوره «نمل» به معناى انسان مرده اى است كه خدا زنده اش مى كند [و او با مردم سخن مى گويد] به قرينه اخرجنا من الارض و تكلمهم.
[٥]. ذكر آيه بدان سبب است كه پس از ظهور مهدى و مسيح، بسيارى از مردم، بر دين و مذهب پدرى خود كه بدان خو و الفت گرفته اند، باقى خواهند ماند، چنانكه قرآن درباره مردم زمان پيامبران در آيه ١٠٤ سوره مائده گفته است:
وهنگامى كه به آنها گفته شود: به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر بياييد، مى گويند: آنچه از پدران خود يافته ايم، ما را بس است؛ آيا اگر پدران آنها چيزى نمى دانستند و هدايت نيافته بودند [باز از آنها پيروى مى كنند؟!].
[٦]. اشاره به حشر اكبر و قيامت كبراست.
[٧]. صحيح بخارى، ج ٤، ص ٢٠٣، دارالفكر، بيروت. بخارى مى گويد: شاذان به نقل از عبدالعزيز بن ابى سلمه الماحشون از عبيداللّه از نافع از ابن عمر مى گويد: در زمان پيامبر، كسى را همسنگ ابوبكر، سپس عمر و سپس عثمان نمى ديديم و اصحاب پيامبر را رها كرده، در ميانشان، كسى را برترى نمى داديم.
[٨]. بصائرالدرجات، ص ٢٩٩.
[٩]. البعد الدينى فى السياسة الاميريكية تجاه الصراع العربى الاسرائيلى، يوسف الحسن. رساله دكتراى وى است.
[١٠]. مقاله «الصهيونية فى اميركا»، حسن حداد، مجلة شؤون فلسطينية، ش ٩٢- ٩٣، ١٠/ ٩/ ١٩٩٠.
[١١]. مقالة «الخليج فى الطريق الى هرمجيدون»، محمدالسماك، السفير، ١٠/ ٩/ ١٩٩٠.
[١٢]. الصهيونية فى اميركا، ش ٩٢- ٩٣.