ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - قانون واحد
نقش اين باور (اعتقاد به معاد) در جهت گيرى زندگى فردى، جمعى و جهانى هويدا گردد؛ زيرا، چنين اعتقادى، رفتار اجتماعى را متأثر مى سازد و آن را تحت كنترل درمى آورد. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ.[١]
آيا چنين پنداشتند كه شما را بيهوده آفريده ايم و هرگز به سوى ما باز نمى گرديد.
كرامت انسانى: خداوند انسان را گرامى داشته است:
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ.[٢]
ما آدمى زادگان را گرامى داشتيم.
از نظر دين، انسان موجودى هم مادى و هم روحانى است. از اين رو، برنامه جهانى شدن تمدن اسلامى با برنامه جهانى شدن غربى كه در پى سلطه بر انسان است، از بنيان متفاوت است؛ زيرا، اسلام در پى ارج نهادن به انسانهاست، و تنها، به استقلال آگاهانه و آزادانه او از پيام دين مى انديشد و هرگز درصدد تحميل عقيده بر او نيست.
با توجه به اين سه اصل، برنامه هاى جهانى اسلام عبارتند از:
١. طبقه بندى انسانها بر مدار عقيده و ايمان، نه نژاد و خون و ...؛
٢. نفى سلطه گرى و سلطه پذيرى بر اساس قاعده نفى سبيل؛[٣]
٣. طرح و اجراى اصول و حقوق مشترك براى همه انسانها، اعم از كافر و مسلمان.
ساختار نظام جهانى اسلام
تحقق ايده جهانى شدن اسلام و قوام آن بر پايه مبانى فكرى و فلسفى، منوط به اركان و ساختارى مناسب است كه برخى از آنها عبارتند از:
حاكميت خداوند سبحان: حاكميت بر جهان هستى، تنها از آن خداست، در واقع، اراده الهى بر سراسر گيتى حاكم، و ادامه هستى به مدد و فيض او وابسته است. به بيان ديگر، جهان و تمامى اركان و عناصرش در يد قدرت لايزال الهى قرار دارد و هم اوست كه انسان را بر سرنوشت خويش حاكم كرده و اداره جامعه بشرى رابه وى سپرده است. يعنى اين كه، خداوند سبحان، حاكميت خويش در تدبير جامعه را به انسان واگذاشته كه آن نيز، تجلى اراده خداست. در حقيقت، حاكميت خدا بر روى زمين به دست رهبر برگزيده الهى صورت مى گيرد كه خود او نيز، از سوى امت به جايگاه و منصب رهبرى دست يافته است. در چنين نظامى، عقلانيت، معنويت و عدالت، جامعه را به جهانى در مسير كمال تبديل مى كند.
امامت و رهبرى
: مهم ترين ويژگى امامت و رهبرى در ساختار نظام جهانى اسلام، برگزيده الهى بودن است. مولاى متقيان، على بن ابى طالب (ع) در اين باره فرمود:
و خلّف فيكم ما خلّفت الأنبياء فى أممها، إذ لم يتركوهم هملًا، بغير طريق واضح، ولاعلم قائم.[٤]
او نيز چون پيامبران امتهاى ديرين براى شما ميراثى گذاشت، زيرا كه ايشان امت خود را وانگذاردند، مگر به رهنمون راهى روشن و نشانهاى معيّن.[٥]
به علاوه، امامت و رهبرى از ويژگيهاى ديگرى برخوردار است. از جمله: مركز وحدت و يك پارچگى، زعامت معنوى و سياسى، اساس و پايه فعاليت بشريت، هسته مركزى نظم اجتماعى، مشروعيت بيعت مردم، اسوه فردى و جمعى.
همچنين، رهبرى و امامت در نظام جهانى اسلام، محور و قطب ايدئولوژيك به شمار مى رود. همان گونه كه على (ع) فرمود:
أما واللّه لقد تقمّصها ابن أبى قحافة و إنّه ليعلم أنّ محلّى منها محلّ القطب من الرحى، ينحدر عنّى السيل، ولايرقى إلىّ الطير.[٦]
آگاه باشيد! به خدا سوگند كه فلان (ابابكر) خلافت را چون جامه اى بر تن كرد و قطعا مى دانست كه جايگاه من نسبت به حكومت اسلامى آنان چونان محور است در رابطه با آسياب.
امت واحده: انسانها در نظام جهانى اسلام، در دوران بلوغ و شكوفايى عقلى و معنوى قرار دارند، و به مرحله والاى تعالى رسيده اند، و بالفعل از ارزشهاى واقعى انسانى برخور دارند. جامعه جهانى اسلامى، جامعه اى همگون و متكامل است، و در آن، استعدادها و ارزشهاى انسانى شكوفا مى گردد. نيازهاى اساسى فطرى برآورده مى شود، از همه ابزارها براى تحقق صلح و عدالت بهره مى گيرند. و به اين دلايل است كه خداوند در قرآن مى فرمايد:
وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ.[٧]
و اين امت شما، امت واحدى است و من پروردگار شما هستم؛ پس، از مخالفت فرمان من بپرهيزيد.
قانون واحد
: حديث ثقلين، گوياى آن است كه راز دست يابى به سعادت دنيوى و اخروى، پيروى از قانون خوب (كتاب الله) و مجرى خوب (اهل بيت) است. اگرچه، جامعه بشرى از نقصان قانون رنج برده است، ولى رنج فقدان مجريان صالح، همواره،