ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - آخرالزّمان و حكومت جهانى حضرت مهدى (ع)
اين همه جنايات مرتكب مى شوند و با اين حال نه تنها اصلًا ذره اى ناراحت و متأثر نمى شوند، بلكه اسم اين عمل شنيع را پيروزى مى گذارند. اما با ظهور امام زمان (ع) انسانها چنان متحول مى شوند كه خودخواهى در آنها كشته مى شود و به جاى كشتن همنوعان خود، به خدمت كردن به ايشان افتخار مى كنند.
امام باقر (ع) در اين زمينه مى فرمايد: «إذا قام قائمنا وضع اللّه يده على رئوس العباد، فجمع بها عقولهم و كملت به أحلامهم»[١]؛ وقتى حضرت قائم (ع) ظهور كنند دستشان را بر سر مردم مى گذارند و عقلها و آرزوها و خلاصه اخلاقشان كمال مى يابد. طبيعى است وقتى كسى عقلش كامل شد و آرزوها و اخلاقياتش تغيير كرد، به قول پيامبر اكرم (ص) «ذهبت الشحناء والبغضاء»؛[٢] ديگر كينه توزى از بين مردم رخت برمى بندد. آيا تحولى از اين بالاتر مى توان تصور كرد؟ امام زمان (ع) چنان تحولى در افراد به وجود مى آورند كه وقتى اعلام مى كنند هر كس پول و جواهرات مى خواهد، بيايد بگيرد، جز يك نفر بلند نمى شود كه او هم بعدا از كرده خود پشيمان مى شود[٣]. علت چنين حركتى غناى مردم نيست بلكه استغنايى است كه در آنها پديدار شده و تغييراتى است كه در روحيات آنها به وجود آمده است. آن كسى كه بلند مى شود و ابراز نياز مى كند چنان در دامنش پول و جواهرات مى ريزند كه نتواند جابه جا شود. او هم وقتى مى بيند كه فقط خودش بلند شده پشيمان مى شود و مى خواهد آنچه را گرفته، پس بدهد كه از او قبول نمى كنند.
چنين تحول عميق و ريشه دارى مختص انسانها نيست بلكه حتى تجلى آن را در حيوانات هم مى توان مشاهده كرد. بنا بر بعضى روايات حيوانات درنده و غير درنده با هم صلح مى كنند[٤] و چوپانها خيالشان از گرگها راحت است، تازه خود گله هم در طول مسيرش تا چراگاه پا روى گندمها و دانه هاى درشت نمى گذارند.[٥] حاكميت جهانى حضرت چنين تحولى جهانى را به دنبال دارد.
\* عمده اين تغييرها را در كدام عرصه ها مى توان ديد؟
در تمام عرصه هايى كه شما به نظرتان مى رسد، قطعا شاهد تغيير خواهيم بود. طبق رواياتى كه از امام صادق (ع) نقل شده: «إذا خرج القائم يقوم بأمر جديد و كتاب جديد و سنة جديدة و قضاء جديد»[٦] معناى اين سخن اين نيست كه نعوذ باللّه ايشان دينى غير از اسلام و كتابى غير از قرآن مى آورند، بلكه تحريفات در عرضه و تفسير اين دو، آنقدر زياد شده كه وقتى حضرت مى خواهند اصل مطلب و صحيح آنها را بيان كنند، براى مردم همانند امر جديدى وانمود مى شود. روش ايشان چيزى جز بيان قرآن و مفاهيم آن و احياى سنت رسول اللّه (ص) نيست با اين تفاوت كه براساس اسلام اصيل وناب محمدى (ص) در همه عرصه ها تغيير و تحول به وجود مى آورند؛ به عنوان مثال شما ببينيد، براساس آنچه در روايات آمده است تمام علومى كه انبيا براى بشريت از آدم تا خاتم (ص) آورده اند، دو حرف است حال آن كه در زمان حضرت مهدى (ع) علم بيست و هفت حرف خواهد شد[٧]. يعنى حدود سيزده برابر. با اين تحول عظيم علمى ديگر تكليف همه چيز معلوم است كه چه خواهد شد. فرهنگ، صنايع، اقتصاد، كشاورزى و خلاصه همه چيز دچار تحولى اساسى مى شود. طبق بعضى روايات، در زمان ظهور حتى يك وجب زمين باير و لم يزرع روى زمين باقى نمى ماند[٨] و بيابانهاى مكه و مدينه با اشاره حضرت به نخلستان مبدل مى شوندو يا انارهايى كه از باغها در آن دوران به عمل مى آيند به گونه اى هستند كه مى توانند چند نفر را سير كنند[٩] و يا سلاحهايى كه حضرت از آنها استفاده مى كنند هر چند به ظاهر آهنين هستند (من حديد) ولى در واقع چيزى غير از آن[١٠] و در سطح بالاترى است و اصلًا قابل قياس با تسليحات كنونى جهان نيست.
در خصوص امنيت، الان هر چند سازمانها و تشكيلات بين المللى مدعى نظم و امنيت جهانى بسيارند وليكن جايى كه حقيقتا افراد بتوانند به آنها پناه ببرند و دادخواهى كنند وجود ندارد و اين همان چيزى است كه در روايات از آن با تعبير «لايجد ملجاء»[١١] ياد شده است. همين موضوع امنيت در زمان ظهور به قدرى تغيير مى كند كه از سويى حتى اگر به اندازه مقدار غذايى كه لاى دندان مى ماند[١٢] حق كسى پايمال شده باشد آن را باز مى ستانند و از سويى ديگر خانمها چه پيرزن باشند و چه دختران جوان از يك سمت دنيا به سمت ديگر براى به جا آوردن حج مسافرت مى كنند و احدى متعرض آنها نمى شود.[١٣]
اگر روايات پيش و پس از ظهور را كنار هم بچينيم نكات جالبى به دست مى آوريم:
پيش از ظهور، فرد بر سر قبر مردگان مى رود و آرزو مى كند كه كاش جاى آنها بود[١٤] و بعد از ظهور شخص بر سر قبر برادرش مى رود و به او مى گويد: كاش تو هم بودى و از اين بركاتى كه ما بهره مند شده ايم متنعم مى شدى[١٥]. يا پيش از ظهور