ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - ابزارهاى جهانى شدن اسلامى
هنگامى كه قائم ما قيام كند دستش را بر سربندگان گذارد و خردهاى آنان را گرد آورد و رشدشان را تكميل گرداند.
معنويت: معنويت در حكومت جهانى آخرالزمان (عج) در حد اعلى است. در روايتى اوصاف ياران آن حضرت چنين آمده است:
رجال لاينامون الليل لهم دوى فى صلاتهم كدوى النحل يبيتون قياما على أطرافهم.[١]
مردانى كه شبها نمى خوابند، در نمازشان چنان اهتمامى و تضرعى دارند كه انگار زنبوران عسل در كندو وزوز مى كنند، شب را با نگهبانى دادن پيرامون خود به صبح مى رسانند.
امنيت: در يك حكومت ايده آل، امنيت شرط توسعه و لازمه پرداختن به معنويت است. در حديثى امنيت عصر ظهور چنين توصيف شده است:
حتى تمشى المرأة بين العراق إلى الشام لاتضع قدميها إلّا على النبات و على رأسها زينتها لا يهيجها سبع و لاتخافه.[٢]
راهها (امن مى شود چندان كه) زن از عراق تا شام برود و پاى خود را جز بر روى گياه نگذارد. جواهراتش را بر سرش بگذارد هيچ درنده اى او را به هيجان و ترس نيفكند و او نيز از هيچ درنده اى نترسد.
رضايت: امام مهدى (ع) آن گونه بر جهان حكومت مى كنند كه «يرضى بخلافته السماوات و الأرض»؛ آسمان و زمين، توأما از خلافت او اظهار رضايت و خشنودى مى كنند. حكومت او حكومتى است كه «يحبّه أهل السموات و الارض»؛ اهل زمين و آسمان از آن خوششان مى آيد و آن را دوست دارند و حكومتى است كه «نتيجه و بركات آن براى همه، حتى مردگان، فرج و گشايش است.»[٣]
بركت: خدا به واسطه صالحانى كه حكومت جهانى را در دست دارند، بركت را بر آنان ارزانى مى كند. در حديث مى خوانيم:
يتمسحون بسرج الإمام تطلبون بذلك البركة يحفّون به.[٤]
به زين اسب امام دست مى سايند تا بركت يابند.
اطاعت: اطاعت از امام زمان (عج) در حكومت جهانى اش، خالص و كامل است. در حديث آمده است:
و يقونه بأنفسهم فى الحروب و يكفونه ما يريد فيهم.[٥]
با جانشان امام را در جنگها يارى مى كنند و هر دستورى بديشان بدهد، انجامش مى دهند.
ابزارهاى جهانى شدن اسلامى
نظام جهانى اسلام، براى تحقق خويش، نخست به اصل دعوت و هدايت عمومى و سپس در مواجه با انسانهاى لجوج به جهاد فى سبيل الله متكى است زيرا:
١. اصل دعوت و هدايت: قرآن در اين باره مى فرمايد:
ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً.[٦]
ما تو را جز براى بشارت و بيم دادن همه مردم نفرستاديم.
و نيز اضافه مى كند:
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً.[٧]
بگو: اى مردم من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم.
همچنين، پيامبر گرامى اسلام (ص) رسالت خود را دعوت و هدايت تمامى مردم دانست و فرمود:
... فإنّى رسول اللّه إلى الناس كافّة لأنذر من كان حيّا و يحق القول على الكافرين.[٨]
من پيامبر خدا بر تمامى بشريت هستم، وظيفه دارم زنده ها را انذار كنم و هشدار دهم و فرمان عذاب بر كافران مسلم گردد.
دعوت و هدايت اسلامى بر پايه صلح و دوستى قرار دارد؛ زيرا همانگونه كه راغب اصفهانى در مفردات مى نويسد:
الصلح تختص بإزالة النقار بين الناس.
صلح به زدودن كدورت از ميان مردم اختصاص دارد و به زدودن آن كمك مى كند.
خداوند سبحان هم به پيامبر دستور مى دهد كه چنانچه دشمن تو از در مسالمت وارد شد، تو نيز با او موافقت كن:
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها.[٩]
اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز از در صلح درآى.
٢. اصل جهاد و دفاع: اگر دعوت اسلام مؤثر نيفتاد، و انسانهاى لجوج به مقابله با اسلام برخاستند، و يا اين كه كسانى كه دعوت را پذيرفتند، با خطر مواجه شوند، آن گاه اسلام بر جهاد يا دفاع تأكيد مى ورزد. به آياتى در اين باره توجه كنيد:
١. يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ.[١٠]
اى پيامبر! با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنها سخت بگير! جايگاهشان جهنم است و چه بد سرنوشتى دارند!
٢. وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ.[١١]
و در راه خدا با كسانى كه با شما مى جنگند، نبرد كنيد و از حد تجاوز نكنيد، كه خدا تعدى كنندگان