ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - عاقبت جويى
آخرشان فرزندم. گفته شد: اى رسول خدا (ص)، برادرت كيست؟ فرمود: على بن ابيطالب (ع). سؤال شد: فرزندت كيست؟ فرمود: مهدى كه زمين را از قسط و عدل پر مى سازد؛ همان سان كه از ظلم و جور آكنده شده بود. قسم به آن كه مرا به حق به عنوان پيامبر برانگيخت، اگر از عمر دنيا يك روز باقى مانده باشد، خدا آن را چنان طولانى سازد تا فرزندم مهدى خروج كند. پس از آن عيسى پسر مريم (ع) فرو خواهد آمد و پشت سرش به نماز مى ايستد و زمين به نور پروردگارش روشن مى شود و حاكميت او شرق و غرب [زمين] را دربر مى گيرد.[١]
حديث دوم: همچنين از پيامبر خدا (ص) نقل شده است كه:
يخرج فى آخر الزمان رجل من ولدى اسمه اسمى و كنيته ككنيتى يملأ الأرض عدلًا كما ملئت جورا، فذلك المهدى.[٢]
در آخرالزمان مردى از فرزندان من قيام مى كند كه اسم او همانند اسم من و كنيه اش مثل كنيه من است. زمين را از عدل پر سازد؛ چنان كه از ظلم پر شده بود و او مهدى است.[٣]
حديث سوم: پيامبر اكرم (ص) در حديثى ديگر فرمود:
المهدى منّى و هو أجلى الجبهه، أقنى الأنف، يملاء الأرض قسطا و عدلًا كما ملئت جورا و ظلما، يملك سبع سنين.[٤]
مهدى از من است، چهره اى نورانى دارد، و بينى اى خميده. زمين را از قسط و عدل پر مى سازد. چنان كه از ظلم و جور پر شده بود.
حديث چهارم: و باز آن حضرت مى فرمايد:
لولم يبق من الدنيا إلّا يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يبعث رجل منّى (أو من أهل بيتى)، يواطى ء اسمه اسمى.[٥]
اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى آن روز را چنان طولانى كند تا در آن روز مردى از من (يا اهل بيتم) قيام كند كه اسم او اسم من است.[٦]
حديث پنجم: در حديث ديگرى چنين مى خوانيم:
إنّ عليّا سأل النبى، صلى اللّه عليه و آله، أ منّا آل محمد المهدى أم من غيرنا؟ قال رسول الله: بل منّا يختم اللّه به كما فتح.[٧]
على (ع) از پيامبر (ص) پرسيد: آيا مهدى از ما آل محمد است يا غير ماست؟ رسول خدا (ص) فرمود: بلكه از ماست. خداوند به سبب او ختم كند (كمال بخشد) چنان كه به ما آغاز كرد.[٨]
اين احاديث پنج گانه بر پنج نكته مهم تأكيد دارند:
١. اسلام در صدد گسترش خود در گستره جهان است؛
٢. گسترش جهانى اسلام توسط امام زمان (عج) تحقق مى يابد؛
٣. حكومت امام زمان (عج) يك حكومت جهانى است؛
٤. جهانى شدن اسلامى بر پايه عدل و قسط قرار دارد؛
٥. حكومت جهانى امام زمان (عج) عمرى طويل دارد.
اسلام و مبانى فكرى و فلسفى جهانى شدن
مبانى فكرى و فلسفى تمدن و فرهنگ اسلامى، رهاورد وحى الهى، بعثت انبيا و امامت اولياست كه عقل و فطرت اصيل انسانى بر آن مهر تأييد مى زند. اين مبانى اركان تمدن اسلامى در چهار قرن گذشته را ساخته و تداوم آن، نويد دهنده جهانى شدن تمدن اسلامى است. برخى از مهم ترين اين مبانى عبارتند از:
فطرت گرايى: توحيد نخستين شرط تشرف انسان به اسلام و لازمه ورود به جامعه جهانى اسلام است. از اين رو، قرآن با تعابيرى چون «لاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ»،[٩] «لاإِلهَ إِلَّا هُوَ»،[١٠] «لاإِلهَ إِلَّا أَنَا»[١١] و ... اهتمام ويژه خود را بر اين اصل ابراز كرده است. يكتاپرستى، نقطه اشتراك همه انسانهايى است كه در جامعه جهانى اسلام مشاركت مى ورزند، و آن، فراگيرترين عامل همگرايى اجتماعى انسانها به شمار مى رود؛ به همين دليل، خداوند مى فرمايد:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ.[١٢]
پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست، اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمى دانند.
عاقبت جويى
: عاقبت جويى يعنى فرجام خواهى، و آخرت گرايى است كه در انديشه دينى و اسلامى به عنوان اعتقاد به معاد ياد مى شود. تأكيد اسلام بر معاد، به منظور تأسيس يك نظام جهانى است كه تا در كنار اعتقاد به مبدأ، بر سرنوشت ساز بودن