ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - ٥ ايجاد كرسى مهدى شناسى در حوزه و دانشگاه
دكترين مهدويت سزاوار آن است كه در قالب رمان، فيلم، نمايشنامه، و آثار هنرى، در سطح جهانى ترويج شود. امروزه غربيها توانسته اند پيرامون تجربه هاى عرفانى بعضى از قديسان خود فيلم بسازند و آن را ترويج كنند، اما ما هنوز نتوانسته ايم درباره امام عصر (ع) آثار هنرى زيبا و ماندگار خلق كنيم.
٤. بررسى و تبيين روايات و سخنان تاريخى موجود در كتابهاى اعتقادى و منابع مهم اسلامى
عدم ارائه درست موضوع مهدويت يكى از عوامل مؤثر در گريز اشخاص از مسئله مهدويت، يا نداشتن باور عميق به امام عصر (ع) است. وجود پاره اى از سخنان نادرست و بى اساس درباره شخصيت آسمانى امام مهدى (ع) موجب شده است كه چهره اى غير واقعى و اسطوره اى از ايشان ترسيم گردد و اينگونه پنداشته شود كه امام مهدى (ع) شخصيتى افسانه اى است، در حالى كه بنا بر اعتقاد ما، ايشان در ميان ما زندگى مى كنند و نسبت به زندگى ما آگاهى و اشراف دارند. اين تصوير نادرست تا حدى بدين خاطر است كه ما از احاديث موجود درباره امام مهدى (ع) تحليلى درست ارايه نكرده ايم.
٥. ايجاد كرسى مهدى شناسى در حوزه و دانشگاه
در تمامى دانشگاههاى جهان، براى شناخت افكار انديشمندان بزرگ، كرسيهاى تدريس وجود دارد و تخصص پاره اى از اساتيد، تنها تدريس افكار يك انديشمند است؛ به عنوان مثال، برخى استادان در زمينه تدريس انديشه هاى ارسطو، تبحر دارند، برخى درباره افكار كانت صاحب نظر هستند، و برخى در مورد هايدگر و ....
آيا اهميت ارسطو و هايدگر در تاريخ فرهنگ ما از حضرت محمد (ص) و پيشوايان دين (ع) بيشتر است و آيا آنان در فرهنگ سازى و شكل گيرى تمدن اثرگذارتر بوده اند؟! به اقرار همه دين پژوهان هيچ كس به سان پيامبران و شخصيتهاى آسمانى در تاريخ فرهنگ و تمدن مؤثر نبوده اند. بنابراين لازم است كه در دانشگاهها (دانشكده هاى الهيات، جامعه شناسى، اديان و مذاهب و ...) براى هر يك از امامان (ع) از جمله امام مهدى (ع) كرسى درس ويژه پيش بينى شود و افرادى پرورش يابند كه درباره بزرگان هدايت و وحى صاحب نظر باشند. هم چنين لازم است در حوزه هاى علميه، در زمينه امام شناسى و مهدويت همانند بسيارى از مباحث نظرى- كه شايد نسبت به اين موضوعات كم اهميت تر هم باشند- به اجتهاد نظرى و بحثهاى گسترده پرداخته شود.
حوزه هاى علميه موظف هستند كه درباره روايات مهدويت، بحث و بررسى كنند و مردم را از فقر فرهنگى پيرامون امام زمان (ع) نجات دهند.
در پايان، اين نكته را مى افزاييم كه انسان پس از رنسانس، كه گمان مى كرد نيازمند دين نيست، ارتباط خود را با آسمان قطع كرد و همه امورى را كه گمان مى برد با آنها به آرامش مى رسد، مانند تكنولوژى و صنعت، علوم تجربى، خردورزى، اقتصاد، فلسفه هاى جديد، روش شناسى علوم و بسيارى از امور را تجربه نموده، اما اينك پس از گذشت قرنها دريافته است كه هيچيك از اين امور نمى توانند به او كمك كنند. انسان مدرن كه از راه طى شده، خسته گرديده و سرگشته از تمام آثار و ثمرات رنسانس، به دنبال جزيره هاى جديد و اكسيرى است كه به او التيام دهد و از خستگى برهاند؛ هر روزى به دنبال فردى و جماعتى مى دود، اما همه آنها سرابى بيش نيستند و انسان معاصر با تمام لذتها و تنوعاتى كه دارد بهت زده تر و خسته تر مى شود. بنابراين، ايجاد ارتباط ميان انسان معاصر و امام عصر (ع) كه ذخيره هدايت خداوند است، بزرگ ترين خدمتى است كه مى توان به انسان خسته و سرگشته معاصر نمود. گره زدن مهدويت با انسان معاصر، از اعتقادات كلان دين، اسطوره زدايى مى كند و نيز انسان مدرن را با عرصه اى جديد آشنا مى سازد. از اين رو سزاوار است كه اديان، متاع ارزشمند خود را به بازار انديشه ها و دكترين ها عرضه كنند تا ببينند چگونه متاع آنان در عصر سرگشتگى ها، دلربايى مى كند و ديگران را واله و بتهاى سامرى را محو مى سازد. بيهوده نيست كه اديان، ظهور منجى را به زمانى وعده داده اند كه انسان به ابتذال و طغيان كشيده مى شود و سراسر وجود او سرشار از تشنگى و نياز مى گردد.
آخرين ذخيره اديان، به اذن خداوند زمانى ظهور خواهند كرد كه همه او را بخواهند؛ مصلح آخرالزمان متعلق به همه انسانهايى است كه سراسر نياز و تقاضا باشند؛ او اقيانوسى عميق و زلال است كه همه را در خود شست وشو خواهد داد و همه از آب گواراى وجودش سيراب خواهند شد. به اميد چنين روزى.