ماهنامه موعود
(١)
شماره چهل و پنجم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
شرط بلاغ
٢ ص
(٤)
آخرالزّمان و حكومت جهانى حضرت مهدى (ع)
٤ ص
(٥)
دكترين مهدويت راهكارهاى توسعه فرهنگ مهدويت
١٠ ص
(٦)
مقدمه
١٠ ص
(٧)
1 تئورى پردازى پيرامون مهدويت
١١ ص
(٨)
2 پژوهش عميق و علمى در تاريخ زندگى امامان (ع) از جمله امام عصر (ع)
١١ ص
(٩)
3 دائرة المعارف، دانشنامه، ايجاد سايتهاى قوى، انتشار مجله هاى تخصصى، فيلم سازى، و عرضه آثار ادبى و هنرى
١١ ص
(١٠)
4 بررسى و تبيين روايات و سخنان تاريخى موجود در كتابهاى اعتقادى و منابع مهم اسلامى
١٢ ص
(١١)
5 ايجاد كرسى مهدى شناسى در حوزه و دانشگاه
١٢ ص
(١٢)
معناى زهرا (س)
١٣ ص
(١٣)
بيّنه طلايى
١٤ ص
(١٤)
يك تصوير در دو آيينه
٢٠ ص
(١٥)
اينك آخرالزمان
٢٢ ص
(١٦)
از ميان اخبار
٢٦ ص
(١٧)
انگليس برنامه مبارزه با گروه هاى اسلامى را تدوين كرد
٢٦ ص
(١٨)
نگرانى مركز پژوهش هاى دينى جمهورى آذربايجان از فعّاليت هاى ميسيونرها
٢٦ ص
(١٩)
مسيحيان صهيونيست با مشاور بوش ديدار مى كنند
٢٧ ص
(٢٠)
سرازير شدن سالينه ميلياردها دلار كمك هاى مالى آمريكا و غرب به اسرائيل
٢٧ ص
(٢١)
كليد فهم سياست آمريكا
٢٨ ص
(٢٢)
قدم بر چشم ما بگذار
٣٧ ص
(٢٣)
سرگذشت نيكبختان
٣٨ ص
(٢٤)
امكان تشرف
٣٨ ص
(٢٥)
مقتضى تشرف
٣٨ ص
(٢٦)
نظريه بزرگان دين
٣٨ ص
(٢٧)
هماهنگى در ادوار مختلف
٣٨ ص
(٢٨)
نمونه اى از نيكبختان
٣٩ ص
(٢٩)
شكوفه باران
٤٠ ص
(٣٠)
ديوانه عشق تو
٤٠ ص
(٣١)
چشم انتظار
٤١ ص
(٣٢)
دوبيتى ها
٤١ ص
(٣٣)
در هواى صبح طالع
٤٢ ص
(٣٤)
اما دمد آن صبح كه
٤٢ ص
(٣٥)
فرزندم مهدى بيا
٤٣ ص
(٣٦)
جهانى شدن موعود اسلام
٤٤ ص
(٣٧)
جهانى شدن در قرآن و حديث
٤٤ ص
(٣٨)
اسلام و مبانى فكرى و فلسفى جهانى شدن
٤٦ ص
(٣٩)
عاقبت جويى
٤٦ ص
(٤٠)
امامت و رهبرى
٤٧ ص
(٤١)
قانون واحد
٤٧ ص
(٤٢)
ويژگيهاى جهانى شدن اسلامى
٤٨ ص
(٤٣)
ابزارهاى جهانى شدن اسلامى
٤٩ ص
(٤٤)
مهدى در قلب من است
٥١ ص
(٤٥)
گزارشى از يك كتاب
٥٢ ص
(٤٦)
مهدى منتظر و پايان تاريخ
٥٦ ص
(٤٧)
نشانه هاى ظهور
٥٦ ص
(٤٨)
تشخيص مدعيان مهدويت
٥٧ ص
(٤٩)
ويژگيهاى دولت مهدى (ع)
٥٨ ص
(٥٠)
يهود و مسيحيت و انتظار رهبر موعود
٦٠ ص
(٥١)
گفت وگوى مسلمانان درباره مهدى موعود (ع)
٦٠ ص
(٥٢)
گفت وگوى اسلامى- مسيحى
٦١ ص
(٥٣)
مسيح يهودى و فرجام جهان
٦٢ ص
(٥٤)
ويليام بلاكستون
٦٢ ص
(٥٥)
نور حضرت زهرا (س)
٦٩ ص
(٥٦)
درخشش خورشيد وجود پيامبر (ص) با ظهور مهدى (ع)
٧٠ ص
(٥٧)
پرسش شما، پاسخ موعود
٧٤ ص
(٥٨)
1 تعيين وقت براى ظهور و فلسفه انتظار
٧٤ ص
(٥٩)
2 ظهور ناگهانى فرا مى رسد
٧٥ ص
(٦٠)
3 نهى از تعيين وقت براى ظهور
٧٥ ص
(٦١)
4 زمان ظهور، رازى از رازهاى خدا
٧٦ ص
(٦٢)
امام مهدى (ع) از ما چه انتظارى دارند؟
٧٦ ص
(٦٣)
نگران درد و مرگ نباش
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - ويليام بلاكستون

جمله زبان عبرى ترجمه شده است- تبديل به يكى از مهم ترين كتابهايى شد كه آرمان گرايى صهيونيستى را درچارچوب اعتقاد به عصر هزاره خوشبختى منعكس مى كرد و حتى مى توان گفت، بيش از هر كتاب ديگرى كه در زمينه بازگشت مسيح منتشر شده، به اين موضوع پرداخت. همانگونه كه اين كتاب، بيش از هر كتاب ديگرى كه طى ده سال پيش در زمينه ظهور مسيح به چاپ رسيده بود، توانست توجه رهبران و روحانيون مسيحى را به بازگشت مسيح جلب كند. از جمله اين افراد مى توان به «ملويل فولر» قاضى بزرگ و استاندار ايالتها و نماينده كنگره آمريكا اشاره كرد. در ميان اين افراد روحانيون پروتستان، كاتوليك، سرمايه داران و سياستمدارانى از قبيل «دى پونت»، «مورگان»، «جان راكفلر»، «ويليام راكفلر»، «راسل زيگ» و «چارلز اسكوبنر» نيز به چشم مى خوردند.[١]

بلاكستون در سال ١٨٨٨ به همراه دخترش جهت زيارت سرزمين مقدس به فلسطين مسافرت كرد و حاصل زيارتش توليد وزايش شعارى بود كه بعدها صهيونيسم يهودى از آن استفاده هاى نادرست بسيارى كرد و در وجدان غرب رسوخ نمود. بنا به گفته او «اين پديده نادر و خلاف قاعده كه سرزمين فلسطين سرزمينى بدون ملت است به جاى اين كه به ملتى بدون سرزمين داده شود اين گونه به حال خود رها شده است» او و دخترش را شگفت زده نموده است.

در سال ١٨٩١، بلاكستون «درخواستى» براى «بنيامين هاريسون»، رئيس جمهور آمريكا نوشت و در آن از او خواست، جهت بازگرداندن يهوديان به فلسطين وارد عمل شود. او اين درخواست را به امضاى ٤١٣ تن از شخصيتهاى برجسته مسيحى آمريكا رساند. در ميان اين افراد، امضاى بزرگ خاندان راكفلر در آن زمان؛ يعنى «جان راكفلر» و بزرگ قضات دادگاه عالى و رئيس مجلس نمايندگان و بسيارى از نمايندگان مجلس سنا و مسئولان تحريريه تعدادى از روزنامه هاى بزرگ و مشهور آمريكا نيز ديده مى شد.

در درخواست بلاكستون آمده بود:

... با توجه به تقسيم زمين توسط خداوند ميان ملل، فلسطين «وطن قومى يهود» و سرزمين غير قابل تصرف باقى مى ماند. سرزمينى كه يهود از آن ددمنشانه بيرون رانده شدند. هنگامى كه آنها در آن كشت و زرع مى كردند، فلسطين سرزمين حاصلخيزى بود كه ميليونها نفر از بنى اسراييل در آن زندگى مى كردند و با عرق جبين خويش دره ها و دشتها و دامنه كوههايش را زير كشت مى بردند. آنها به همان اندازه كه ملتى بازرگان و تاجرانى بزرگ بودند، كشاورز و مولد نيز بودند و مركز دين و تمدن به شمار مى آمدند. بنابراين چرا كشورهاى قدرتمند كه بلغارستان را به بلغارها و صربستان را به صربها واگذار كردند، مسئوليت بازگرداندن فلسطين به يهوديان را برعهده نمى گيرند ...؟!.[٢]

افزايش بى رويه مهاجرت يهوديان روسى به ايالات متحده كه از سال ١٨٨١ آغاز شده بود، شرايطى بود كه بلاكستون جهت نوشتن و ارائه درخواستش از آن استفاده كرد.

به همين دليل، ملاحظه مى كنيم، بلاكستون در درخواست خويش به دو گرايش به وجود آمده نزد آمريكاييان اشاره مى كند؛ اولين گرايش، اعتقاد به لزوم ارسال يهود به فلسطين و دومين گرايش، ترس از ورود بى رويه يهوديان به آمريكا. اين عقيده آنجا در افكار و انديشه هاى آمريكاييان نفوذ نمود كه عقيده فراهم ساختن زمينه هاى برپايى اسراييل، در واقع فراهم ساختن زمينه اقتدار و عظمت آمريكا تلقى گرديد. آمريكايى كه خداوند آن را مبارك خواهد گرداند، البته به شرط آن كه از يهوديان حمايت كند.

در اين زمينه، بلاكستون در درخواست خود به رئيس جمهور هاريسون، به بخشى از عهد قديم كه در آن به شاه پارس «كوروش» كه ياد شده، استناد كرد؛ كسى كه اشعيا او را «مسيح خداى يهوه» ناميد و گفت كه يهوه «مسيح خويش»، كورش را مبارك گرداند؛