ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - كليد فهم سياست آمريكا
پيشگوييهاى كتب عهد قديم، زمان ما را توصيف مى كند ...
رابطه بين ايمان مذهبى به پيشگوييها و عمل سياسى- نظامى، رابطه اى مستقيم است. اين جنبش به پيروانش تعليم مى دهد كه از جمله تكاليف انسان مؤمن آن است كه همه امكانات و تواناييهايش را در راه اجراى مشيت خداوند به كار گيرد و خداوند از ميان مردم، كسانى را كه شايستگى و توانايى به دوش كشيدن نقش يارى رسان براى انجام اراده او را داده است، برمى گزيند. از همين روبود كه رئيس جمهور پيشين آمريكا- ريگان- مى گفت كه از خدا درخواست مى كند تا بر او منت گذارد و شرافت آغاز جنگ هسته اى، جهت تحقق مشيت خداوند، با وقوع آرماگدون و سپس ظهور مسيح را نصيب او نمايد. اين بدان معنى است كه ايمان به آرماگدون، توليد تسليحات كشتار جمعى را ايجاب مى كند؛ كه توليد نيز شده است. همچنين محتاج ايجاد جايگاههاى مناسب براى به كارگرفتن اين تسليحات در محلى كه در پيشگوييها براى ظهور مجدد مسيح مشخص شده است (خاورميانه) مى باشد.
كلمه آرماگدون، يك بار در انجيل، مشخصا در بخش ١٦ از فصل ١٦ سفر رؤيا آمده است:
و تمام آنان را در محلى كه به زبان عربى «هرمجيدون» خوانده مى شود، جمع كرد.
و در فصل ٣٨ و ٣٩ سفر حزقيال راجع به آنچه اتفاق خواهد افتاد، آمده است:
بارانها داغ شود، صخره ها ذوب شود، آتش فرود آيد و زمين شديدا تكان بخورد كوهها و ديوارها به بالاترين وجه رعب انگيز و وحشت زايى بر زمين فرو ريزد.
كشيش هل ليندسى راجع به رؤياهاى وارده در سفر يوحنا مى گويد كه يوحنا در رؤيا ملخى ديد كه دمى شبيه عقربها داشت و تعبيرش آن است كه: «آنها هلى كوپترهاى كبرايى هستند كه از عقب شان گاز اعصاب منتشر مى كنند.»!! و اين همان بالگردهايى است كه ارتش اسرائيل آنها را در بمباران شهرها و اردوگاههاى كرانه باخترى، به خصوص اردوگاه جنين به كار گرفت. ليندسى در كتاب معروف خود به نام فرجام كره بزرگ زمين مى گويد:
پس از آن كه قوم يهود، يك ملت گرديد، شمارش معكوس براى آغاز علايمى كه در پيشگوييهاى مذهبى آمده است (تشكيل اسرائيل فى نفسه يا به عنوان يك نشانه، سپس اشغال قدس و از نشانه هاى مورد انتظار، ساخت هيكل سليمان) آغاز مى شود. بر مبناى اين پيشگوييها، تمام جهان، پيرامون خاورميانه، به ويژه حول اسرائيل، تمركز خواهد يافت. تمام ملل از آنچه در آنجا اتفاق مى افتد، مضطرب خواهند شد. اكنون ما به مقدار توان خود مى توانيم ببينيم كه اين مسئله چگونه شكل مى گيرد و جايگاه صحيح خود را كاملًا در پيشگوييها باز مى يابد. آن چنان كه حوادث و پيشامدها، جاى خود را در روزنامه ها مى گيرد.
از سال ١٩٧٠، كشيش انجيلى معروف، بيل گراهام مرتبا در مواعظ خود كه از طريق كانالهاى تلويزيونى آمريكا پخش مى شود، تكرار مى كند كه:
جهان، با سرعت زياد به سوى آرماگدون در حركت است و قطعا جوانان نسل كنونى، آخرين نسل تاريخ اند.
همين كشيش، دعاى مراسم تحليف «بيل كلينتون» را به هنگام تصدى رياست جمهورى آمريكا انجام داد. پس از او جرج بوش (پسر) در برابر «گراهام» (پسر) سوگند ياد كرد. هم او كه پس از يازده سپتامبر ٢٠٠١ اعلام كرد:
اسلام، فقط صادر كننده تروريسم نيست بلكه خود شيطان است.
وقتى «جيمى كارتر»، رئيس جمهور اسبق، در مارس ١٩٧٩، از اسرائيل بازديد كرد، (در حالى كه براى صدور قرارداد صلح بين مصر و اسرائيل تلاش مى كرد) نطقى را در برابر كنيسه ايراد كرد و در آن اذعان كرد:
رؤساى جمهور پيشين آمريكا، ايمان خود را اين گونه عينيت بخشيدند كه روابط ايالات متحده و اسرائيل، بيش از يك رابطه خصوصى است؛ روابطى منحصر به فرد كه ريشه در درون ملت آمريكا، اخلاق، مذهب و ايمانش دارد. مهاجران نخستين، از اسرائيل و ايالات متحده، شكل گرفته بودند لذا ما فرهنگ تورات را با شما قسمت مى كنيم.
طبيعتا ممكن است كه سناريوى «آرماگدون» و ادبيات جنبش اصولگراى انجيلى آمريكايى، خرافات مذهبى به نظر آيد اما در ميان معتقدانش مثل: رؤساى جمهور آمريكا (نظير ريگان و كارتر)، وزيران كابينه (نظير وزير دفاع سابق، گاسپارواين برگر) و ديگر شخصيتهاى سياسى و نظامى آمريكا، كه مراكز مديريت را تا كنون در دست داشته اند، ايمانى محكم نسبت به آن وجود دارد.
وقتى كه نسخه هاى كتاب هال ليندسى در ميان اعضاى كاخ سفيد، كاركنان پنتاگون، فرماندهى