ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - بيّنه طلايى
امام جعفر صادق، عليه السلام مى فرمايند
اذا بعث اللّه المومن من قبره خرج معه مثال يقدم امامه ...
هنگامى كه خداوند مؤمن را از قبر برمى انگيزاند با او خارج مى شود مثالى (تجسم عمل) كه پيشاپيش او مى رود.
صورت عذاب و قهر حسب نوع عمل دگرگونى مى پذيرد. چنان كه لطف و مهرش نيز متناسب با اعمال به صورتهاى مختلف فراروى بندگان قرار مى گيرد.
همه آنچه انسان را مستعد قهر و غضب مى سازد نتيجه اعمالى است كه بارزترين آنها در اعمال زير بروز مى كند:
- سرپيچى از احكام و فرامين الهى حضرت حق؛
- تغيير و تبديل احكام و اوامر؛
- تعطيلى همه يا بخشى از احكام و فرامين در مناسبات فردى و جمعى؛
- و گستاخى و غرگى در پيشگاه حضرت حق.
هر يك از اين موارد چه در هيئت مناسبات فردى اتفاق افتد و چه جمعى، الزاما ظهور گونه اى از «ظلم» و درهم ريزنده جايگاهها و شئون اشياء، اشخاص، حقوق و ... و خارج از نظام حقيقى و مطلوب و مشيت خداوند است.
بزرگان علماى دين براى «ايمان» مراتبى را ذكر كرده اند اعم از زبانى، قلبى، عملى و ... به همين ترتيب و در مقابل آن «بى ايمانى» نيز ناظر بر مراتب گوناگونى است؛ چنان كه گاه در ظاهر «زبان و عمل» بروز مى كند و گاه به صورت پوشيده بر صفحه خاطر، ذهن و قلب. هر يك از مراتب، ساحتى از ساحات عملى، اخلاقى ومعرفتى انسان را متأثر مى سازد.
آنكه با گذار از دروازه شهادتين و اقرار زبانى به قول «لا إله إلّا اللّه» وارد «شهر مسلمانى» مى شود ضرورتا «مؤمن» شناخته نمى شود. او ناگزير است براى ارتقاء به مراتب ايمان از مدرسه احكام عملى، اخلاق فردى و جمعى (تربيت نفسانى) بگذرد تا در مرتبه اى ضمن كسب «معرفت قلبى» مستعد سير تا «فنا فى اللّه» و «بقاء باللّه» شود.
در مقابل اين سير صعودى و طى درجات، سيرى نزولى هم هست؛ طى دركات ظلم و گناه كه منجر به افول و نزول، متصف شدن به صفت «أُولئِكَكَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»[١] و بالاخره عذاب الهى مى شود.
خروج از هريك از دركات مستلزم تحمل كيفرى است و نقصان در هر مرتبه اى الزاما كيفرى متناسب با آن نقصان را در پى دارد. شايد از همين روست كه جمله خلايق اعم از عارف و عامى و حتى اوليا و انبيا نيز متناسب با مراحل و منازل محتاج «توبه» و ناگزير بدانند. عامى از ارتكاب حرام توبه مى كند، عالم از مكروه، و ولىّ از مستحب و ترك اولى. در پايان و آخرين مرتبه هم اين رسول گرامى حضرت ختمى مرتبت (ص) است كه فرمودند:
ما عرفناك حقّ معرفتك ... و ما عبدناك حقّ عبادتك.[٢]
نشناختيم حق معرفت تو را و به جا نياورديم حق عبادت تو را.
اين معنا- توبه- همه مراتب حيات فردى و جمعى را در تمامى مناسبات (اقتصادى، اجتماعى، سياسى و غيره) در بر مى گيرد.
تنها «درك موقعيت و كشف تكاليف در مراتب مختلف»، «حراست از همه امور در گستره همه بايدها و نبايدها»، «عمل آگاهانه و خالص» و «تضمين قلبى» است كه مى تواند عارف و عامى را از غلتيدن در مدار «نفاق و شرك» و بالاخره «عذاب و كيفر» در امان دارد.
شريعت (به معناى صورت احكام عملى كه علم فقه متولى بيان آن است) مرتبه اى از مراتب ديندارى است. وجهى كه متولى تأديب اعمال فردى و جمعى اهل ايمان در نسبت با خالق هستى، ولى اللّه الاعظم، جهان بيرونى و در ميان همه مناسبات است. وجهى كه جسم را (اعم از جسم انسانى و يا صورت مناسبات فردى و جمعى) شامل مى شود و آن را تطهير و مستعد گذار به مراتب و مدارج مى كند. حسب شأن اين وجه، شريعت نه به منزله تماميت دين و ديندارى بلكه مرتبه اى ابتدايى است كه از متدين موجودى مى پرورد كه شريعت در او و اعمال و سكناتش ظهور پيدا مى كند، تجسمى و تمثالى خارجى و واقعى از «شرع مقدس» كه متدين بدان باور داشته و خود را متعهد به متابعت از آن دانسته است. پوشيده نيست كه تنها با يكى شدن انسان با حقيقت مسلمانى است كه امكان ظهور جوهره آن يعنى عبوديت فراهم مى شود. ارتقاء به مراتب بالا مستلزم گذار از مرتبه قبلى و حسب اجراى تكاليف مطابق حكم صاحب شريعت و طريق مورد تائيد ولى اللّه الاعظم است و گرنه بروز نقصان و اهمال در تكاليف مرتبه اول، موجب ايستايى، عقب گرد و يا سقوط در جرگه