ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - بيّنه طلايى
بيّنه طلايى
اسماعيل شفيعى سروستانى
(قسمت اول)
حضرت ثامن الحجج، على بن موسى الرضا (ع) در سفر مهم و ناگزير خود از مدينه به شهر مرو (خراسان) در منازل مختلف با مردم گفت وگو داشتند اما، در منزل نيشابور و در حضور جمعيت كثيرى از مردم سخنى بر زبان راندند كه به دليل تعدد راويان مطمئن و كثرت بيان به عنوان كلام طلايى (سلسله الذهب) شناخته مى شود و بزرگى كلام، ژرفاى مضمون و صراحت بيان بدان كلام رتبه والايى بخشيده است. از اين كلام به عنوان «جان مايه، روح و بطن تفكر و بينش اسلامى» مى توان ياد كرد. جاى تأسف است كه هيچ گاه به نحوى شايسته به مضمون و مفهوم آن توجه جدى نشده است.
امام رضا (ع) در فراز اول، به نقل از پدرشان و ايشان به نقل از پدرشان تا رسول گرامى اسلام (ص) و حضرت رسول هم از جبرييل نقل مى كند كه خداوند سبحان فرمود:
كلمة لا إله إلّا اللّه حصنى فمن قالها دخل حصنى و من دخل حصنى أمن من عذابى.[١]
كلمه «لا إله إلّا اللّه» مجمل ترين و فشرده ترين تعبير از تماميت معانى و مفاهيم «دين» است؛ همان كه حضرت براى آن تعبير «حصن حصين» و «محافظ مطمئن» ذكر كرده اند كه انسان را از هر حيث از مبتلا شدن به «عذاب» و آتش قهر و غضب الهى در امان مى دارد.
عذاب و كيفر چه در دار دنيا و چه در آخرت چيزى جز بازگشت و عكس العمل «كردار» نيست كه حسب سنت لايتغير در صورتهاى مختلف و از جمله «آتش قهر و غضب در جهنم» ظهور مى كند؛ به همان سان كه «پاداش و اجر» صورت نورانى و پسنديده و گواراى اعمال بندگان است. وقتى باطن همين كيفر هم نگريسته شود به حقيقت جز لطف ديده نمى شود چنان كه بوته زرگر و ضربه هاى آهنگر جز وسيله اى و بهانه اى براى پيراستن فلزات از ناخالصى و آلودگى نيست.
درباره تجسم اعمال و صور غيبه ملكوتيه آمده است كه:
«و وجدوا ما عملوا حاضرا» (و مى يابند همه آنچه را از اعمال بود حاضر) در كافى روايت عجيبى در اين باره آمده است: