ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - تربيت مهدوى
همانطور كه بدن را مى توان تحت مراقبتهاى خاصى تربيت كرد و حالت خاصى به آن داد؛ روح و نفس هم در اثر تمرين شكل مى گيرد. در طول تاريخ، بسيارى در صدد تربيت انسانها برآمده اند ولى سليقه هاى خود را اعمال كرده اند. بهترين تربيت، تربيت انبياى الهى است كه افراد را براى بندگى خدا تربيت مى كنند؛ چون اگر شهوات در انسان رشد يابد انسان بنده شهوات مى شود. انسان اگر بندگى خدا بكند «عبدالله» و بنده خدا مى شود. خداى تعالى همه صفات خوب را داراست و مى خواهد بندگانش بيرنگ شوند تا رنگ الهى پيدا كنند. مثلا خداوند «ستارالعيوب» است و دوست دارد كه انسان هم ستار عيوب ديگران باشد. يكى ديگر از صفات الهى كتمان اسرار مردم است؛ بنده خدا نيز بايد رازدار و امانتدار اسرار مردم باشد. از ديگر صفات خدا كريم بودن است، انسان هم بايد كريم باشد و بدون اينكه از او درخواستى شود به اشخاصى كه نياز دارند رسيدگى كند و در مقابل توقعى نداشته باشد.
پس، تربيت انبيا، تربيتى است كه انسان را وارد فضايى نورانى مى كند يا به عبارت ديگر انسان را آسمانى مى كند.
انسان در يك علو و مرتبه اى آفريده شده و به تعبيرى كه در روايت آمده انسان «علوى» است؛ يعنى علو همت دارد و فطرتا به مسائل پست و دور از ارزشهاى انسانى توجهى ندارد. توجهش به مسائل بلند و متعالى است. خداى تعالى دوست دارد كه انسان علوى و حسينى باشد. با آنكه همه خوبيهاى عالم از سوى خداوند به امام حسين (ع) داده شده بود؛ يعنى او عصاره فضايل همه انبيا و اوليا بود، اما با همه اين فضايل و كمالات او خود را فداى نجات بشريت و هدايت انسانها مى كند؛ نجات بشر از خودخواهيها و بدانديشيها. انسانهاى والا چنين اند.
تمام كمالات انسان در بندگى خداست. خرق عادت، غيبگوئى، روى آب راه رفتن يا به هوا پريدن و در آتش رفتن براى انسان كمال نيست. كمال انسان بندگى خداست. نتيجه بندگى هم اين است كه انسان رنگ خدايى مى گيرد. انسان اگر صفات الهى را در خود محقق كند آسمانى مى شود. نتيجه تربيت انبيا رسيدن به كمالات واقعى است. اگر واقعا مربيان بشر بخواهند انسان را خوب تربيت كنند بايد به دنبال انبيا بروند. يكى از بهترين برنامه هاى تربيتى براى انسان و مخصوصا نسل جوان، آشنايى با نامه ٣١ نهج البلاغه است كه حضرت اميرالمؤمنين (ع) آن را خطاب به امام حسن (ع) نوشته اند. اگر كسى واقعا بخواهد تربيت كند و تربيت شود اين نامه كافى است. در واقع اين نامه، نامه حضرت به جامعه نادان بشرى است.
چه رابطه اى بين اصل تربيتى كه مورد نظر شماست و معرفت امام زمان (ع) وجود دارد؟
اگر كسى تربيت يافته مكتب انبيا و مكتب اسلام باشد تمام آرزويش اين است كه جامعه رشد كند، از فساد پاك شود و به صلاح برسد. كسانى كه تربيت يافته و صالح اند قطعا مصلح هم هستند ولى چون نمى توانند خودشان جامعه را اصلاح كنند؛ نياز به مصلح جهانى را درك مى كنند و منتظر ظهور آن مصلح جهانى مى شوند؛ كه همه انبيا منتظر ايشان هستند. انبيا، اين مربيان بشر همگى منتظر ظهور مصلح جهانى بودند. آنها مى خواستند كه جامعه را اصلاح و افراد را تربيت كنند ولى چون موفق به تربيت كامل جامعه انسانى نشدند، آنها هم منتظر بودند كه با ظهور حضرت بقية الله، ارواحنا له الفداء، جامعه دلخواهشان تحقق پيدا كند.
اگر عدالت در جهان به دست امام مهدى (ع) تحقق پيدا كند خود زمينه اى خواهد شد براى تربيت همگان. البته اگر در شرايط و زمان فعلى كسى در فكر اصلاح و تربيت خودش باشد ارزش كارش بيشتر است. در روايت آمده ارزش كار چنين كسى هفتاد برابر ارزش كار كسى است كه در زمان ظهور اقدام به اصلاح خود مى كند. گو اينكه خود اين افراد هم آرزو دارند كه روزى برسد كه زمينه بندگى و تربيت براى همه انسانها فراهم شود. معلوم است كه در اين زمان زمينه اش كم است اما در آن زمان؛ يعنى زمان ظهور حضرت، زمينه تربيت و اصلاح بسيار فراوان و آسان خواهد شد. از اين رو كسانى كه تربيت يافته هستند بيش از همه طالب ظهور حضرت اند؛ زيرا كسى كه خواهان مصلح است بايد خودش صالح باشد، صالح باشد و از فساد بيزار باشد تا خواهان مصلح شود.
معرفت امام زمان قطعا مراحلى دارد، آن مراحل كدامند و تربيت هر كس در هر مرحله اى چگونه است؟