ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - كشتارگاه اول عراق بغداد
جوانمردى خوش رو و از نسل امام حسن مجتبى (ع) از ناحيه ديلم (گيلان) و قزوين قيام مى كند. فرياد مى زند: اى خاندان پيامبر (ص) اين مظلوم غمگين را اجابت كنيد![١] گنجهاى طالقان به او پاسخ مى دهند. گنجهايى كه از جنس طلا و نقره نيستند بلكه مردانى هستند به سختى آهن! گويا به آنها مى نگرم كه بر يابوهاى ابلق[٢] سوارند و سلاحهاى كوتاهى در دست دارند. همانند گرگ (كه بخواهد به گوسفندى حمله كند) مشتاق و تشنه جنگيدن هستند. فرمانده شان مردى از بنى تميم است كه به او شعيب بن صالح مى گويند. رو به سيدحسنى كه الان با چهره درخشان چون ماهش در ميان آنهاست كرده و پس از آن به ستمگران يورش مى برند تا اين كه به كوفه مى رسند.[٣]
سپاه سفيانى پس از آن كه اين اعمال وحشيانه را انجام مى دهد؛ به سوى كوفه (نجف) حركت مى كند و در آنجا هم چنان حادثه اى رخ مى دهد كه عقلها را حيران مى كند و اين كشتارها تا وقتى كه ايرانيان به فرماندهى سيد خراسانى وارد عراق شوند همواره ادامه خواهد داشت. به خدا پناه مى بريم از شر چنين فتنه هايى.
پى نوشتها:
[١]. منتخب الاثر، ص ٤٥١؛ يوم الخلاص، ص ٥٥٧؛ بيان الائمه (ع)، ج ٢، ص ٣٤٥.
[٢]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٧٢؛ بشارة الاسلام، ص ١٤٢؛ يوم الخلاص، ص ٧٠٥.
[٣]. شايد همان طور كه مؤلف محترم اشاره كرده اند، ناشى از جنگها و فتنه هايى كه مردم گرفتارش شده اند باشد و شايد هم بلايى غير از اينها باشد و عذابى تازه بر سر مردم نازل شود. م
[٤]. منتخب الاثر، ص ٤٥١؛ يوم الخلاص، ص ٥٥٧؛ بيان الائمه (ع)، ج ٢، ص ٣٤٥.
[٥]. منتخب الاثر، ص ٤٥١؛ يوم الخلاص، ص ٥٥٧؛ بيان الائمه (ع)، ج ٢، ص ٣٤٥.
[٦]. بشارة الاسلام، ص ٣٤؛ منتخب الاثر، ص ٤٥١؛ يوم الخلاص، ص ٥٣٢.
[٧]. بيان الائمه (ع)، ج ٢، ص ٤٣١؛ منتخب الاثر، ص ٤٥١؛ يوم الخلاص، ص ٢٨٠.
[٨]. درخت به لسان سياه.
[٩]. السفيانى فقيه، ص ٣١.
[١٠]. منطقه بين النهرين.
[١١]. يوم الخلاص، ص ٦٩٨.
[١٢]. الغيبة، شيخ طوسى، ص ٢٧٩؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٠٨؛ بشارة الاسلام، ص ١٧٧؛ السفيانى فقيه، ص ١٢٨.
[١٣]. الغيبة، نعمانى، ص ١٨٧؛ بشارة الاسلام، ص ١٠٢؛ السفيانى، فقيه، ص ١٠٨؛ يوم الخلاص، ص ٦٩٨؛ الممهدون للمهدى (ع)، ص ١١٢.
[١٤]. الغيبة، نعمانى، ص ٢٠٥؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٥١؛ يوم الخلاص، ص ٦٩٠؛ السفيانى فقيه، ص ١٢٧.
[١٥]. الغيبة، نعمانى، ص ١٨٦؛ يوم الخلاص، ص ٦٩٩؛ الممهدون للمهدى (ع)، ص ١١٣؛ السفيانى فقيه، ص ١٢٧.
[١٦]. الغيبة، نعمانى، ص ٢٠٣.
[١٧]. احتمالا از گازهاى كشنده و سلاحهاى اتمى و بمبهاى هسته اى استفاده شده باشد.
[١٨]. بشارة الاسلام، ص ٣٤؛ منتخب الدثر، ص ٤٥١؛ بيان الائمه (ع)، ج ١، ص ٤٣١ و ج ٢، ص ٣٥٤؛ يوم الخلاص، ص ٢٨٠.
[١٩]. سوره بقره (٢)، آيه ١٥٥.
[٢٠]. اعلام الورى، ص ٤٢٧.
[٢١]. بيان الائمه (ع)، ج ١، ص ٤٣٢.
[٢٢]. يوم الخلاص، ص ٧٠٣؛ اعلام الورى، ص ٤٢٩.
[٢٣]. بشارة الاسلام، ص ١٥٣؛ يوم الخلاص، ص ٦٥٧.
[٢٤]. الزام الناصب، ج ٢، ص ١١٩؛ بشارة الاسلام، ص ٥٨.
[٢٥]. الزام الناصب، ج ٢، ص ١٤٩؛ يوم الخلاص، ص ٦٥٧.
[٢٦]. يوم الخلاص، ص ٦٥٨؛ بيان الائمه (ع)، ج ٢، ص ٣٦٥.
[٢٧]. بشارة الاسلام، ص ١٤٣؛ يوم الخلاص، ص ٧٠١.
[٢٨]. عبارت ملهوف را كه در حديث به مظلوم غمگين ترجمه شده است، هم مى توان به خود سيد حسنى مورد بحث در ديث حمل كرد كه منظور او اين است كه مردم دعوتش را اجابت كرده و او را كه از اين هم ظلم و فساد به ستوه آمده است، يارى كنند و هم مى توان گفت كه منظورش حضرت مهدى (ع) است و سيدحسنى مردم را به عنوان نيروهاى زمينه ساز و آماده براى يارى حضرت، جمع كند؛ خصوصا كه با توجه به حوداث و وقايع ماههاى گذشته مطمئن شده اند، ظهور امام (ع) نزديك است و هر چه سريع تر بايد به يارى ايشان شتافت و ظاهرا اين نظر قابل قبول تر به نظر مى رسد. والله عالم. م
[٢٩]. «ابلق» در لغت به معناى سياه و سفيد است و ظاهرا عبارت يابوهاى ابلق عبارتى كنايى باشد راجع به وسايل نقليه اى كه اين سپاه مورد استفاده قرار مى دهد. احتمالا اين جمعيت از رنگ و نقشهاى همسان براى طراحى بدنه، وسايل نقليه ايشان استفاده كرده باشند همان طور كه اين روزها مى بينيم هر سپاهى، هم لباس مخصوص به خود را دارد و هم ماشينها و ادوات جنگى آنها با طرح و رنگ متحدالشكلى، منقش و رنگ آميزى شده اند. م
[٣٠]. بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٤ و ١٥؛ بشارة الاسلام، ص ١٤٣؛ يوم الخلاص، ص ٧٠١.