ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - ٥ سلامت اخلاقى جامعه
وى تقليد كنند.[١]
در اين فرمايش حضرت، مشاهده مى شود كه يكى از شرايط مرجعيت، خويشتندارى و صيانت نفس و به عبارت ديگر، پرهيز از تبعيت هواى نفس يا تقواى الهى است.
براساس اين مقدمات ورع و تقوا و خويشتندارى در بحث انتظار آن حضرت و ارادت صادقانه به ايشان، نقشى محورى دارد؛ به اين معنا كه منتظران حقيقى، داراى خصيصه تقوا هستند و نيز پديده «انتظار» در فرد و جامعه منتظر، به گونه اى منطقى، تقوا مى آفريند و فرد و جامعه، هر دو را به جانب سلامت اخلاقى، سوق مى دهد. چنين نتيجه اى را مى توان، به شكل زير صورت بندى منطقى بخشيد:
منتظر حقيقى، نيك مى داند كه محبت به امام عصر (ع) شرط لازم است ولى شرط كافى، تبعيت و جلب رضايت آن حضرت است و جلب رضايت ايشان، تحقق خواسته هاى آن بزرگوار، از جمله رعايت «تقواى الهى» است؛ بنابراين به ميزان عشق و ارادت خويش به آن عزيز، در جهت رشد و تقوا و خويشتندارى مى كوشد. از اين روى، انسان منتظر، انسانى است متخلق كه صفت تقوا در اوج صفات ديگر وى، جاى گرفته است. او همچنين با درك مسئوليت اجتماعى، نسبت به اصلاح جامعه، در حد توان خود تلاش مى كند و هرگز تسليم ياس و روزمرگى نمى شود. توضيح اين مطلب ضرورى است كه منتظر حقيقى، انحرافات اجتماعى را تحمل نمى كند و بر ضد آن مى شورد.
كلام پيامبر اكرم (ص) مؤيد همين معنا است:
هر كس از شما كه كار زشتى را (در جامعه) ديد، قطعا با عمل خود به آن اعتراض كند؛ و اگر قدرت آن را ندارد، با زبان خود به آن اعتراض كند؛ و اگر قدرت آن را ندارد، با قلب خود به آن اعتراض نمايد (يعنى نسبت به آن بى اعتنايى كند) و اين (كراهت و اعتراض قبلى) پايين ترين درجه ايمان است.[٢]
خانواده نيز كه واحد بنيادين جامعه است، در زمان انتظار، در معرض تحولى اساسى، واقع مى شود؛ زيرا فرد فرد خانواده منتظر، سعى در ايجاد و بهبود يك نظام متعادل و بالنده مى نمايند و روابطشان، برمبناى درك و شناخت حقوق متقابل فرد و خانواده، تنظيم مى شود. بديهى است در چنين محيطى، عشق، محبت، صميميت و تفاهم حاكم است و چنين خانواده هايى، توانايى ايجاد جامعه اى سالم و صالح را خواهند داشت.
پى نوشت ها:
\* اين مقاله برگرفته از مجموعه سخنرانيهاى گفتمان سوم مهدويت است كه به همت «مؤسسه فرهنگى انتظار نور» تهيه و عرضه شده است.
[١].Maslow ,Abraham Harold (٠٧٩١ -٨٠٩١) .
[٢]. دوآنشولتس، روانشناسى كمال، ترجمه گيتى خوشدل، ص ١١٥.
[٣].Bertrand Arthur William Russel (٩٦٩١ -٢٧٨١) .
[٤]. برتراند راسل، آيا بشر آينده اى هم دارد؟، ترجمه م منصور، ص ٢٣٨.
[٥]. ر. ك: على اكبر مهدى پور، چهل حديث غيبت، ص ٥٠؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٢٢، ح ٤.
[٦]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٨٠.
[٧]. همان، ج ٥٢، ص ٣٢٨.
[٨].Doan Shults
[٩]. و ١٠ روانشناسى كمال، ترجمه گيتى خوشدل، ص ٤٣.
[١٠]. محمدعلى فروغى، سير حكمت در اروپا، ج ٢، ص ٢٥٣.
[١١].Gordon Willard Allport (٠٧٩١ -٨٠٩١) .
[١٢]. روانشناسى كمال، ص ٢٥.
[١٣].Victor Frankle
[١٤]. همان، ص ٢١٠.
[١٥]. همان، ص ٢١٠ و ٢١١.
[١٦]. همان، ص ٤٤.
[١٧]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ١٤٠، ح ٥٠؛ نعمانى، الغيبة، ص ٢٠٠، ح ١٦.
[١٨]. ويكتور فرانكل، انسان در جست وجوى معنا، ترجمه دكترميلانى.
[١٩]. نهج البلاغه، صبحى صالح، ص ٤١٨.
[٢٠]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، نامه ٤٥، ص ٥٥٤.
[٢١]. سوره ليل (٩٢) آيه ٤.
[٢٢]. روانشناسى كمال، ص ١٩ و ٢٠.
[٢٣].CParen Horney (٠٧٩١ -٨٠٩١) .
[٢٤]. ترجمه محمد جعفر مصفا، ص ٢٩.
[٢٥]. همان، ص ١٣٩.
[٢٦]. مفاتيح الجنان، (نشر فيض)، ص ١٢٨.
[٢٧]. سيد محمد بنى هاشمى، معرفت امام عصر (ع)، ص ٣٠٠.
[٢٨]. طبرسى، احتجاج، ج ٢، ص ٤٩٥.
[٢٩]. مفاتيح الجنان، بخشى از زيارت حضرت امام زمان (ع) در روز جمعه.
[٣٠]. مفاتيح الجنان، بخشى از دعاى عديله
[٣١]. سيد محمد بنى هاشمى، معرفت امام عصر (ع)، ص ٣١٠.
[٣٢]. شيخ حر عاملى وسائل الشيعه، ج ١٥، ص ٢٤٧، ح ٢٠٤١٠.
[٣٣]. همان، ص ٢٤٨، ح ٢٠٤١١.
[٣٤]. همان، ج ٢٧، ص ١٣١، ح ٣٣٤٠١.
[٣٥]. همان، ج ١٦، ص ١٣٤، ح ٢١١٧٣.