ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - در انتظار مهدى (عج)
رؤيت و شناخت حضرت معتقدند.
اگر چه آن حضرت در بين اجتماع هستند و ما ايشان را مى بينيم و ايشان ما را مى بيند، لكن ما ايشان را نمى شناسيم؛ مانند برادران حضرت يوسف (ع) كه آن حضرت را مى ديدند اما نمى شناختند كه اين برادرشان است و بعد از كشف حجب معلوم شد كه برادرشان است. در روايت آمده است كه: «مثل شما با امام زمان مثل برادران يوسف با برادرشان است.»[١] نه اينكه امام زمان در پس پرده اى باشد يا يك جاى مخفى باشد و كسى ايشان را ملاقات نكند. اين حسابها نيست. حضرت در اجتماعات هستند و كسى آن بزرگوار را نمى شناسد. معناى غيبت، عدم حضور نيست. معناى غيبت، عدم شناخت است. غيبت در لغت به هر دو معنا آمده است؛ هم به معناى عدم حضور و هم به معناى عدم شناخت، اما غيبت آن حضرت به معناى عدم شناخت ايشان است و گرنه آن حضرت در بين ما هستند.
در روايتى كه از نايب امام زمان (ع) محمد بن عثمان عمرى نقل شده، آمده است: «والله ان صاحب هذا الامر ليحضر الموسم كل سنة، يرى الناس و يعرفهم و يرونه ولا يعرفونه.»؛ [٢] حضرت صاحب الامر هر سال در اجتماع حج حضور مى يابد. آن حضرت مردم را مى بيند و مى شناسد اما مردم او را مى بينند و نمى شناسند.
روايت ديگرى است از معصوم (ع) كه مى فرمايد: «المنتظر للثانى عشر كالشاهر سيفه بين يدى رسول الله يذب عنه»؛[٣] كسى كه منتظر امام دوازدهم باشد مثل كسى است كه شمشير دست بگيرد و از نبى اكرم (ص) دفع دشمن بكند. كسى كه شمشير داشته باشد و از نبى اكرم (ص) دفع دشمن بكند چه ثواب و اجر و مقامى دارد؟ كسانى كه منتظر امام زمان هستند، چنين اجر و مقامى برايشان هست.
اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد: «دولت ما آخرين دولتهاست»؛[٤] يعنى هر صنفى از اصناف بنى آدم حكومت و رياست و زمامدارى مى كنند تا بفهمند كه نمى توانند اجتماع را اصلاح بكنند و لذا زمانى كه حضرت بقية الله تشريف آوردند و اصلاح كردند نگويند كه اگر حكومت به دست ما هم مى رسيد همين كار را مى كرديم. اگر چنانچه يك طايفه، دو طايفه به حكومت برسند، يك قشر، دو قشر از اجتماع به حكومت و رياست و زعامت نرسند و امام زمان بيايند؛ موقعى كه حضرت عدل واقعى را پياده كردند آن قشر مى گويند اگر ما هم بوديم همين كار را مى كرديم؛ امام زمان (عج) كار خاصى نكرده اند. لذا تمام اقشار و تمام اصناف بايد بيايند به حكومت برسند و بفهمند كه حنايشان رنگى ندارد. نمى توانند اجتماع را اصلاح بكنند. موقعى كه آن حضرت تشريف آوردند و اجتماع را اصلاح كردند ديگر نگويند اگر ما هم بوديم همين كار را مى كرديم. تا معلوم شود يك قدرتى ماوراء قدرت بشرى، حاكم بر اجتماع است.
امام محمد باقر (ع) نيز در اين باره مى فرمايند: «ما ضرمن مات منتظرا لامرنا الا يموت فى وسط فسطاط المهدى و عسكره»[٥] كسى كه منتظر ظهور امام زمان (ع) و قبل از ظهور از دنيا برود ضرر نكرده كه در خيمه گاه مهدى و سپاهيان او از دنيا نرفته است؛ زيرا همين انتظارشان براى فرج امام زمان (ع) داراى اجر و مقام است.
امام صادق (ع) در روايتى مى فرمايد: «اذا قام اتى المؤمن فى قبره فيقال له: يا هذا انه قدظهر صاحبك! فان تشا ان تلحق فالحق، و ان تشا ان تقيم فى كرامة ربك فاقم»؛[٦] بعد از اينكه حضرت تشريف آوردند به مؤمنانى كه در قبرند گفته مى شود: «صاحب شما آمد، مى خواهى بلند شو؛ رجعت كن، بيا محضر حضرت، مى خواهى هم استراحت كن؟ اختيار با شماست».
يكى از عقايد شيعه اين است كه بعد از اينكه حضرت آمدند رجعتى خواهد بود. اصل رجعت دو قسم است: يكى رجعت صغرى و ديگرى رجعت كبرى. رجعت صغرى در زمان بقية الله الاعظم (ع) است؛ يعنى در زمان حضرت عده اى زيادى از انبيا و مؤمنان زنده مى شوند و در پيشگاه آن حضرت شمشير مى زنند. رجعت كبرى در زمان رجعت حضرت اميرالمؤمنين (ع) است. موقعى كه حضرت على (ع) و بعد از حضرت بقية الله آمدند رجعت كبرى شروع مى شود و اين كه چند سال طول مى كشد، بماند[٧].
روايت ديگرى است از امام صادق (ع) ايشان مى فرمايد: «من دين الائمة الورع والعفة والصلاح و انتظار الفرج»[٨]؛ مؤمن كسى است كه با ورع باشد، واجبات را انجام دهد و محرمات را ترك كند؛ تقوى داشته باشد؛ عفت داشته باشد؛ نجابت داشته باشد و هم منتظر امام زمان (عج) باشد. يكى از علائم و مشخصات مؤمن انتظار فرج امام زمان (عج) است.
روايتى است از امام حسن عسكرى (ع) مى فرمايد: «مثله فى هذه الامة مثل الخضر، عليه السلام، و مثله كمثل ذى القرنين»؛ مثل امام زمان (عج) در زمان غيبت مثل خضر است. حضرت خضر (ع) الآن موجودند ولى نمى دانيم كجا هستند. امام زمان (عج) هم همينطور هستند. همانطور كه معتقديم حضرت خضر (ع) زنده و حاضر است؛ امام زمان (عج) هم به همين نحو زنده هستند و در اجتماع هستند. بعد حضرت مى فرمايند: «والله ليغيبن غيبة لاينجو فيها من