ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - از سازمان وكالت تا فقاهت
چنانكه گفته شد امام صادق (ع) اولين امامى است كه اقدام به تاسيس چنين تشكيلاتى نمود؛ چرا كه شواهد تاريخى، وجود چنين تشكيلاتى را در عصر امامان پيشين تاييد نمى كند؛ علاوه بر اينكه، شرايط سياسى و اجتماعى شيعيان نيز چندان تناسبى با تاسيس چنين سازمانى نداشت.
گزارش شيخ طوسى در كتاب الغيبة[١]، وجود تعدادى انگشت شمار، وكيل و نماينده براى امام صادق (ع) را اثبات مى كند؛ چرا كه اين در حقيقت نقطه شروعى براى فعاليت وكلا بود. از آن پس، به مرور زمان، فعاليت اين سازمان رو به گسترش نهاد. يك مقايسه آمارى از تعداد وكلاى هر يك از امامان (ع) مى تواند تا حدود زيادى، چگونگى گسترش فعاليت اين سازمان تا عصر غيبت صغرى را روشن سازد:
نام امام/ تعداد وكلا
امام صادق (ع)/ ٦ نفر
امام كاظم (ع)/ ١٣ نفر
امام رضا (ع)/ ١٠ نفر
امام جواد (ع)/ ١٣ نفر
امام هادى (ع)/ ١٤ نفر
امام عسكرى (ع)/ ٢١ نفر
امام زمان (ع)/ ٤٥ نفر
بدين ترتيب، مشاهده مى كنيم كه در عصر غيبت صغرى، آنچه توسط امام صادق (ع) پايه ريزى شد، به خوبى نتيجه داد؛ و اين وكلاى امام عصر (ع) در نواحى مختلف شيعه نشين بودند كه واسطه ارتباطى بين شيعيان و نواب اربعه را فراهم مى آوردند.
مناطقى كه وكلا در ادوار مختلف فعاليت سازمان وكالت، در آنها، مشغول فعاليت بودند، شامل نواحى مختلف شيعه نشين در جزيرة العرب، شمال آفريقا، عراق و ايران بود. اسامى شهرها و مناطقى كه طبق شواهد تاريخى، فعاليت وكلا در آن مناطق اثبات شده و يا مرتبط با سازمان وكالات بوده اند، بدين قرار است:
مدينه، مكه، يمن، بحرين، مصر، مغرب، كوفه، بغداد، سامرا، بصره، واسط، مدائن، نصيبين، موصل، قم، آوه، رى، قزوين، همدان، دينور، قريسين، آذربايجان، اهواز، نواحى مختلف خراسان و ماوراءالنهر همچون: سبزوار، نيشابور، مرو، كابل، سمرقند، كش، بخارا و برخى از ديگر مناطق شيعه نشين ايران[٢].
ذكر مستندات مربوط به هر يك از اين مناطق موجود، ليكن از حوصله اين مقال بيرون است.
نمايندگان امامان (ع) در حوزه هاى نمايندگى خود، وظايف مختلفى را انجام مى دادند كه مهم ترين آنها بدين قرار است:
١. نقش مالى، يا دريافت وجوه شرعى؛ همچون خمس، زكات، نذر و يا هداياى شيعيان و تحويل آنها به امامان شيعه (ع) و مصرف آنها در مواردى همچون: مصرف بر ضد حاكميت عباسى، و رفع نيازهاى اقتصادى امامان (ع) و شيعيان نيازمند؛
٢. نقش ارتباطى بين مناطق شيعه نشين و مراكز استقرار ائمه (ع)، به وسيله نامه، ملاقات حضورى، پيك و قاصد و يا طرق خارق العاده؛
٣. نقش علمى و ارشادى نسبت به شيعيان، به ويژه در جريان انتقال امامت به امام بعدى؛
٤. نقش سياسى و مبارزاتى بر ضد حاكميت عباسى از طريق فعاليت مخفيانه اى كه به انسجام و تقويت شيعيان و امامان آنها مى انجاميد؛
٥. نقش اجتماعى و خدماتى نسبت به ائمه (ع) و شيعيان، از طريق حضور در ميان شيعيان و رفع نيازها و مشكلات ايشان؛
٦. نقش مبارزاتى بر ضد منحرفان و مدعيان دروغين وكالت و بابيت براى ائمه (ع) كه به ويژه در آستانه عصر غيبت و در اين عصر، رو به فزونى نهادند؛
٧. نقش حفاظتى نسبت به امامان و شيعيان؛
٨. نقش تمهيدى نسبت به ورود شيعه به عصر غيبت.
خلفاى عباسى كه در برخى از برهه هاى زمانى به وجود چنين تشكيلاتى سوءظن پيدا كرده بودند، هر از چندگاه، هجمه هايى را بر ضد برخى از اصحاب امامان (ع) كه در معرض اين سوءظن قرار داشتند، ترتيب مى دادند؛ كه اين خود حاكى از اهميت كار وكلا و نمايندگان ائمه (ع) است.[٣]
امامان شيعه (ع) با شرايط خاصى، يك فرد را به عنوان وكيل و نماينده خود برمى گزيدند، كه از جمله آن شرايط مى توان از عدالت و وثاقت، رازدارى و نهانكارى، نظم، دقت، كاردانى و احتياط ياد كرد.
با اين وجود، موارد معدودى در تاريخ به چشم مى خورد كه برخى از وكلاى امامان (ع) به خاطر دنيادوستى، جاه طلبى، حسادت، عقايد و