ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩ - بحث در خلافت
تأكيد كرد و فرمود:
سوگند به خدايى كه ميان دانه را شكافت و انسان را خلق نمود، اگر حاضر نمىشدند آن جمعيت بسيار (براى بيعت با من) و يارى نمىدادند كه حجت تمام شود و نبود عهدى كه خداوند از علما و دانايان گرفته تا راضى نشوند بر سيرى ظالم (از ظلم) و گرسنه ماندن مظلوم (از راه ستم)، هر آينه ريسمان و مهار شتر خلافت را بر كوهان آن مىانداختم و آب مىدادم آخر خلافت را به كاسه اول آن (چنانكه پيش از اين بر اين كار اقدام ننمودم، اكنون هم كنار مىرفتم و امر خلافت را رها كرده مردم را به ضلالت وامىگذاشتم. زيرا كه فهميدهايد اين دنياى شما نزد من خوارتر از عطسه بز ماده است.[١]
حال اين سؤال مطرح مىشود از كجا ما الگو بگيريم؟ در جواب مىتوان گفت: در بين كسانى كه بر مسند خلافت تكيه زدهاند. فقط حضرت على، عليهالسلام، است كه طى قرون متمادى ثروت فرهنگى بزرگى را براى ما به ارث گذاشته، به طورى كه موجب گسترش اسلام شده است. لذا شيعه على بودن يعنى پيروى كردن از آن حضرت، متعهد بودن به وحدت امت اسلامى، به طورى كه اگر خطرى جهان اسلام را تهديد كرد بايد آماده دفاع از آن باشيم.
حضرت على، عليهالسلام، قلبش سرشار از دوستى به مردم بود. حتى با آنانى كه اختلاف داشت (نه افرادى كه دشمن خدا و رسولش بودند) به هر حال مصيبتى كه به حضرت على، عليهالسلام، وارد شد تاكنون به هيچ كس ديگرى وارد نشده است. دوستان! ما بايد تحقيقى واقعگرا درباره زندگى حضرت على، عليهالسلام، به عمل بياوريم و ملاحظه كنيم كه سعه صدر آن امام در برخورد با مشكلات چگونه بود؟ توانايى صبرش چطور بود؟ چگونه مسئوليت خطير اسلام را به دوش مىكشيد؟ چطور مسئوليت مسلمانان در عقل و روحش نفوذ كرده بود؟ آيا تنها جشن گرفتن روز غدير كافى است؟ من نمىخواهم كسى را مجبور سازم كه روز غدير آن طورى كه سزاوار است جشن نگيرد. چرا كه غدير يك سرمايه فرهنگى و معنوى است و لذا علما و انديشمندان، فرهنگيان و ادبا به خاطر اين چنين روزى بايد تحقيقاتشان را در راستاى آنچه كه على، عليهالسلام، به جاى گذارده انجام دهند تا آن حضرت در مسائل عقيدتى، اسلامى، سياسى و اجتماعى ميان مسلمانان جايگاه حقيقى خود را بازيابد. اينگونه تحقيقات موجب مىشود تا شخصيت على، عليهالسلام، در انديشه، قلب و زندگى ما نفوذ پيدا كند. در اين صورت است كه على، عليهالسلام، همواره در نزد ما همانند نبض جامعه عمل خواهد كرد. فكر و انديشه على است كه مرزهاى زمان را درمىنوردد.
دوستان! گرايش ما به حضرت على، عليهالسلام، مسئوليت سنگينى بر دوش ما نهاده است لذا بايد عملكرد خود را با آن حضرت مقايسه كنيم. ما بايد در سراسر زندگى خود با تمام وجود با على، عليهالسلام، زندگى كنيم. براى اينكه در زندگى على، عليهالسلام، خدا در قلب، عقل و سراسر حياتش حضور داشت. پس بيائيد به سوى على، عليهالسلام، حركت كنيم تا حقيقت او را دريابيم. چرا كه حضرت على، عليهالسلام، در تاريخ محدود نمىشود.
پىنوشتها
[١]. سوره فتح (٤٨)، آيه ٢٩.
[٢]. سوره مائده (٥)، آيه ٦٧.
[٣]. سوره كهف (١٨)، آيه ٢٩.
[٤]. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٣٣، باب ٢٠، ص ٢٦٦، ح ٥٣٤.
[٥]. سوره مائده (٥)، آيه ٣.
[٦]. مجلسى، محمدباقر، همان، ج ٢٨، ب ٤، ص ٢٢٠، ح ٩.
[٧]. سوره حشر (٥٩)، آيه ٧.
[٨]. نهجالبلاغه، فيضالاسلام، خطبه سوم.
[٩]. همان.
[١٠]. همان.
[١١]. همان.
[١٢]. مجلسى، محمدباقر، همان، ج ١٠، ب ٨، ص ١٢٠، ح ١.
[١٣]. همان، ج ١٠، ب ٢٦، ص ٢٢٦، ح ١٢
[١٤]. همان، ج ٢، ب ٢٩، ص ٢٢٦، ح ٣.
[١٥]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٣٣.
[١٦]. سوره مائده (٥)، آيه ٥٥.
[١٧]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٠٧.
[١٨]. نهجالبلاغه، فيضالاسلام، خطبه ٣.
[١٩]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٨٣.
[٢٠]. همان، آيه ١٨.
[٢١]. همان.