ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - بنيان گذار ورزش جديد
ترتيب دهد و «آتن»، اوّلين مركزى بود كه به خاطر سابقه ديرينش، مىتوانست يادآور عملى و عينى المپيك يونان و برافروخته شدن مشعل بازىها باشد.
يونانىها پس از برگزارى اوّلين دوره بازىهاى المپيك در سال ١٨٩٦ م. تلاش بسيارى كردند تا حقّ برگزارى دورههاى آتى را نيز به طور دائم براى خود محفوظ دارند؛ امّا در اين راه، موفّقيتى حاصل نكردند و اقدام آنها براى ابداع مسابقهاى مشابه المپيك نيز بىنتيجه ماند. گوييا آنان از اين نكته غافل مانده بودند كه آتن دهه نوزده، مهد فرهنگ نوين غرب نيست و انگليس و «فرانسه» به عنوان زايشگاه رنسانس در صددند تا پرچم نوين فرهنگ غرب را به اهتزاز درآورند.
بالأخره بعد از دو دوره، يعنى پس از هشت سال، زنان نيز به ميدان المپيك راه يافتند و:
اوّلين زن ورزشكار شركتكننده در المپيك مدرن در بازىهاى ١٩٠٠ م. پاريس در رشته تنيس و گلف شركت كرد.[١]
بهرغم آنكه در دوره باستان، زنان حقّ شركت در اين بازىها را نداشتند.
تا پيش از برگزارى المپيك ١٩٣٦ م. سياست به طور رسمى وارد معركه نشده بود؛ امّا حضور دولت نازى «آلمان» در صحنه، باب جديدى در اين وادى گشود. در همان سال نيز كوبرتن در حين سخنرانى، پارهاى آرا و مبانى نظرى خويش را بازگو كرد. وى در سال ١٩٣٦ م. پس از ذكر مقدّمهاى كه درآن ارزشهاى باستانى را به جوانان يادآور مىشد، به بحران فرهنگى اشاره كرد و اعلام داشت:
... اكنون پنجاه سال از تاريخ روزى كه من در سال ١٨٨٦ م. با اعتقاد قلبى به اينكه بعد از اين هيچ ثبات سياسى يا اجتماعى، جز از راه يك رفرم پيشين فرهنگى قابل حصول نيست، مىگذرد. تصميم گرفتم با كنار گذاشتن همه گرفتارىهاى شخصى خود، تمام همّ خود را وقف تهيه مقدّمات يك رستاخيز فرهنگى نمايم. احساس مىكنم كه وظيفه خود را، البتّه نه به طور اكمل، انجام دادهام. هم اكنون از ورزشگاههاى بىشمار سرتاسر جهان هلهله شادى حاكى از نيرومندى جسمانى، به آسمان بلند است ... هيچ مقام، طبقه و صنفى از آن بركنار نيست ... ما اين نتايج را به خود تبريك مىگوييم؛ ولى مىدانيم هنوز همهچيز تحقّق نيافته است. بايد روح نيز به نوبه خود از قيودى كه متخصّصان افراطى بر گردنش گذاشتهاند، آزاد گردد. لازم است آن را نيز از دست كوتهنظرى رنجبار مشاغل اختصاصى برهانيم ... آينده از آن ملّتهايى است كه پيش از همه جرئت خواهند كرد كه تعليمات نسل جوان خود را اصلاح كنند؛ زيرا هم اوست كه سكّان تقدير را به دست دارد و بر آن نظارت مىكند. از اين راه است كه صلحى استوار و سنجيده كه در خور عصرى فعّال، پرغرور و خروشان است، برقرار خواهد شد ... راه شما از جايى كه مشهور همگان است و لواى تمدّنى درخشان بر آن سايه افكنده است، آغاز مىشود ... باشد كه اتّحاد كار عضلانى و كوشش مغزى در راه تعالى و شايستگى انسانيت يكبار براى هميشه به هم جوش بخورد.[٢]
نقطه نظرهاى كوبرتن مبتنى بر موارد زير بود:
١. ايجاد يك رستاخيز فرهنگى از طريق احياى بازىهاى المپيك قديم؛
٢. تثبيت ساختار فرهنگى اومانيستى اروپاى نوين از طريق تعميم اخلاق و عمل تربيت بدنى مدرن در ميان جوانان؛
٣. زدودن آخرين رگههاى وابستگى نظامهاى تربيتى از بنيانهاى فرهنگ دينى؛
٤. توسعه مدنيت غربى در ميان همه ملل؛
٥. توسعه مقدّمات يكسانسازى فرهنگى اقوام براى از بين بردن تعارض فرهنگى موجود ميان فرهنگ غربى و غيرغربى.
او و كلّيه كسانى كه به نوعى خود را معمار بزرگ فرهنگ و تمدّن غرب