ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - آتش زدم به مالم!
آتش زدم به مالم! ...
هنگامىكه مىشنويم در وضعيت بغرنج اقتصادى حاكم در سالهاى اخير، برخى تصاعدى بر ثروت خود افزوده و به اصطلاح عامّه، دك و پزى براى خود به هم زدهاند، چه بسا افرادى چون ب. ز يا جمشيد بسمالله بيش از سرمايهداران بالاى شهرنشين كه خودروهاى ميلياردى سوار مىشوند، به ذهنمان خطور كند؛ ولى الزاماً اينگونه نيست و شايد روستانشينى هم ...
تيتر خبر را درست خواندهايد؛ يكى از هموطنانمان به تازگى براى آنكه نشان دهد ثروتش به ده ميليارد تومان رسيده، چيزى حدود يكصد و پنجاه ميليون تومان هزينه كرده است كه البتّه در اين ميان، يك سوم آن به آتش كشيده شده و تلّى از خاكستر و اسكلت فلزى به يادگار مانده است!
اين را مىشود از امثال خبرى دانست كه به تازگى منتشر شده و نشان مىدهد كه يكى از اهالى «لرستان» در جشن ظاهراً تازه باب شده ميلياردر شدن، خودروى زانتياى خود را به آتش كشيده و علاوه بر آن، حدود صد ميليون تومان هزينه برگزارى سور و سات شادى خود و اهالى روستايش نموده است.
آنگونه كه سايت «لور» گزارش داده، اين فرد كه از اهالى يكى از روستاهاى محروم، در يكى از محرومترين شهرستانهاى استان غربى كشورمان است، در حالى با آتش زدن يك خودروى زانتيا، دارايى خود را به رخ مردم فقير و مظلوم روستا كشانده كه اهالى روستايشان از مشكلات آب در رنج و عذابند!
بدين ترتيب آشكار مىشود كه اين فرد چه بسا مدّتها پيشتر به جرگه ميلياردرها پيوسته و وصله نوكيسه به وى چسباندنى به نظر نمىرسد؛ ولى به غايت، شبيه نوكيسهگان عمل كرده و هرچقدر هم اين ثروت را به كد يمين و عرق جبين گرد آورده باشد، باز جا خواهد داشت شماتت شده و تا به ابد سزاوار سرزنش باشد.
تا اينجاى كار با اتّفاقى باورنكردنى روبهرو هستيم كه چه بسا شنيدن آن مىتواند اندوهگينمان كرده يا خشممان را متجلّى كند؛ اين در