ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - تجمّل گرايى، آفت اقتصاد سالم
جامعه، موجب بحران اقتصادى در بلندمدّت مىشود.
به عنوان نمونه، تجمّلگرايى در بهرهگيرى افراطى از وسايل آرايشى، از سوى مردان و زنان، سبب مىشود كه هم بخش بزرگى از ثروت و درآمد خانوار صرف هزينههاى بيهوده و نادرست گردد و هم اينكه سمت و سوى توليد و سرمايه گذارى به سوى ساخت و توليد وسايل آرايش كشيده شود. نتيجه آن خواهد بود كه ثروت جامعه در جايى هزينه و سرمايه گذارى مىشود كه قوام اقتصادى جامعه نيست و تأمينكننده امنيّت غذايى و آسايش جامعه نخواهد بود.
تجمّلگرايى، آفت صرفهجويى نيز مىباشد. كسانى كه در دام تجمّلگرايى مىافتند از صرفهجويى غافل مىشوند و ثروت و سرمايه، بلكه توليد جامعه را به تباهى مىكشانند. بسيارى از مشكلات جوامع انسانى به سبب خروج از اعتدال و گرايش به اسراف، تبذير (ريخت و پاش) و رفاهزدگى است. از اينرو، آيتالله خامنهاى درباره فرهنگ صرفهجويى، به عنوان عامل اصلى در اقتصاد سالم تأكيد مىكند و بيان مىدارد:
لازم است به عنوان يك سياست، ما مسئله صرفهجويى را در خطوط اساسى برنامهريزى هايمان در سطوح مختلف اعمال كنيم. مردم عزيزمان توجّه داشته باشند كه صرفهجويى، به معناى مصرف نكردن نيست؛ صرفهجويى به معناى درست مصرف كردن، به جا مصرف كردن، ضايع نكردن مال و مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است.
اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اينكه اين مصرف اثر و كارايى داشته باشد. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعه ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعه ما از لحاظ مصرف، وضع خوبى نيست. ما بايد به اين مسئله اعتراف كنيم. عادتهاى ما، سنّتهاى ما، روشهاى غلطى كه از اين و آن ياد گرفتهايم، ما را به زيادهروى در مصرف، به نحو اسراف سوق داده است. بايد در جامعه، نسبتى ميان توليد و مصرف وجود داشته باشد؛ يك نسبت شايسته به سود توليد؛ يعنى توليد جامعه هميشه بايد بر مصرف جامعه افزايش داشته باشد. جامعه از توليد موجود كشور استفاده كند؛ آنچه كه زيادى هست، صرف اعتلاى كشور شود. امروز در كشور ما اين جورى نيست. مصرف ما به نسبت، از توليدمان بيشتر است؛ اين كشور را به عقب مىرساند؛ اين ضررهاى مهمّ اقتصادى بر ما وارد مىكند و جامعه دچار مشكلات اقتصادى مىشود. در آيات شريفه قرآن، بارها راجع به پرهيز از اسراف در امور اقتصادى تأكيد شده. اين به خاطر همين است.
اسراف، هم لطمه اقتصادى مىزند، هم لطمه فرهنگى وقتى جامعهاى دچار بيمارى اسراف شد، از لحاظ فرهنگى هم بر روى او تاثيرهاى منفى مىگذارد. بنابراين، مسئله صرفهجويى و اجتناب از اسراف، فقط يك مسئله اقتصادى نيست؛ هم اقتصادى است، هم اجتماعى و هم فرهنگى و آينده كشور را تهديد مىكند.[١]
بنابراين، براى دستيابى به يك اقتصاد سالم و شكوفا نيازمند آن هستيم كه درست مصرف كردن را بياموزيم و از تجمّلگرايى به عنوان مصداقى از مصرف بىرويّه و ضدّاقتصادى و از مصاديق اسراف و تبذير پرهيز كنيم.
پىنوشتها:
[١]. سوره انشقاق، آيه ٦.
[٢]. «الكافى»، محمّدبن يعقوب كلينى، تهران، دارالكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ١٤٠٧ ق. ج ٦، ص ٤٣٨.
[٣]. همان، ج ٦، ص ٤٤٠.
[٤]. «تحفالعقول»، حسنبن على ابنشعبه حرّانى، قم، جامعه مدرّسين، چاپ دوم، ١٣٦٣، ص ٥٦.
[٥]. سوره اعراف، آيه ٢٣.
[٦]. «مفردات الفاظ قرآن كريم»، ص ٦٢٧، در توضيح واژه «فخر»؛ نيز «لسانالعرب»، ابنمنظور، ج ١٠، ص ١٩٨١.
[٧]. سوره حديد، آيه ٢٠.
[٨]. سوره قصص، آيات ٧٦ تا ٧٩.
[٩]. همان، ابنشعبه حرّانى، ص ٢٠٨.
[١٠]. تاريخ: ١/ ١/ ٨٨٣١- مشهد مقدّس.