ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - چشم و هم چشمى
خودبزرگبينى، خودپسندى، تكبّر، فخرفروشى و تفاخر، مردم را به سمت و سوى تجمّلگرايى منفى مىكشاند و زمينهساز اسراف و تبذير و ريخت و پاش مىشود.
از نظر علوم مختلف انسانى، از جمله روانشناسى اجتماعى، اين معنا به اثبات رسيده است كه انسانها در رفتارها، تابع بينشها و نگرشهاى خود هستند. خداوند نيز همين معنا را در آيات قرآنى بارها بيان كرده است. در برخى از آيات قرآنى براى تحليل و تبيين گرايش به تجمّلات منفى و زيادهروى در آن، به بينشها و نگرشهاى گروهى از انسانها توجّه مىدهد و ما را با اين قانون آشنا مىسازد كه چگونه رفتارهاى انسانى متأثّر از بينشها و نگرشهاى درست و نادرست آنان است؛ از جمله در «آيه ٩٢ سوره نجم» درباره علّت گرايش انسان به زندگى دنيا و فراموشى زندگى اخروى و تلاش براى آن، بيان مىكند كه هرگاه انسانى از نظر بينشى و نگرشى به خطا و اشتباه رفته و به دنيا اصالت داده يا خدا را نشناسد يا خدا را فراموش كرده باشد و براى دنيا، هدف و حكمتى قائل نباشد، دنيا براى او اصالت مىيابد و زندگى دنيوى، جايگزين همه چيز او مىشود. بنابراين مىكوشد تا خود را در دنيا ارضا و خشنود كند و سعادت را در زندگى دنيوى و كمالات آن بجويد. اينگونه است كه تجمّلگرايى براى او اصالت مىيابد تا اين چنين سعادت را معنا كند. انسانى كه دنيا براى او اصالت مىيابد، فخر و بزرگى را نيز در امور مادّى، از جمله تجمّلات دنيوى مىداند. اين افراد، با مال و ثروت به ديگران مباهات مىكنند.[١]
اينان دنيا را مايه مباهات مىشمارند[٢] و مىكوشند تا به هر شكلى شده، بزرگى خود را در مال دنيا به نمايش بگذارند و خود را اينگونه بزرگ بنمايانند. از اينرو به گردآورى مال مىپردازند و در نمايش ثروت خويش افراط مىكنند؛ چنان كه قارون با راهاندازى كاروانهايى از ثروت خود، در شهرها و خيابانها و نمايش آن مىكوشيد تا چشم مردمان تنگنظر دنيا دوست را پر كند و بزرگى خود را به نمايش گذارد و بر آنان تفاخر نمايد.[٣]
چشم و همچشمى
چشم و همچشمى نيز از عوامل مهم در تجمّلگرايى است. كسانى كه گرفتار كمبودهاى روحى و روانى هستند و احساس عقده حقارت و نقص دارند، براى جبران اين نقيصه، به تجمّلگرايى، دامن مىزنند. با نگاهى به اطرافيان خود مىتوانيد دريابيد كه چه كسانى به تجمّلگرايى بيش از ديگران بها مىدهند. اينان كسانى هستند كه از عقده حقارت رنج مىبرند و براى جبران آن، با نمايشى از بزرگى دروغين، از طريق تجمّلگرايى مىكوشند حقارت خويش را بپوشانند و خود را بزرگ جلوه دهند. به عقيده برخى روانشناسان، تجمّلگرايى نوعى مكانيزم دفاعى جهت جبران عقده حقارت است. افراط در پوشيدن لباس با مدلها و رنگهاى متنوّع، كاشف از عقده حقارتى است كه در اين دسته از افراد، مشاهده مىشود. بزرگنمايى از خود، براى جبران احساس حقارت و كوچكى، موجب مىشود تا خود را بفريبند. اينگونه است كه تفاخر را از طريق اسراف، تبذير، ريخت و پاش و تجمّلگرايى نشان مىدهند تا به قول خودشان، ديگران، بزرگى ايشان را ببينند.