ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - خروش علوى عليه اشرافى گرى
خروش علوى عليه اشرافىگرى ...
مرتضى مهدوى يگانه
نام مبارك على (ع) اگر با شكوه و عظمت زينتيافته، از آن روست كه با ارزشها و فضيلتها در هم آميخته و براى تحقّق عدالت و انسانيت، با ستم و اشرافيت به مبارزه برخاسته است. فرياد پرطنين على (ع) عليه تجمّلپرستى و اشرافىگرى، كمتر از مبارزه مستمر و خستگىناپذير آن حضرت با ظلم و بىعدالتى نيست و شايد راز آن در اين باشد كه اشرافىگرى و برترىطلبى، از ظلمهاى بزرگ به شمار مىآيد.
آنچه در اين نوشتار تقديم مىگردد، درباره مواجهه و مبارزه جدّى و سرسختانه امام على (ع) با مسرفان، مترفان و اشرافيان است.
آنگاه كه نظام و حكومتى براساس اسلام و مكتب ولايت برپا مىشود، بىترديد عدالت و ظلمستيزى از اركان اصلى و ماهوى آن است و تحقّق راستين اين ركن بزرگ جز با احقاق حقوق مظلومان و مستضعفان و آن نيز جز با تنگ كردن عرصه بر اشرافيان و تعدّىگران امكانپذير نيست. از اين روست كه در حكومت عدل علوى، خروش و شورش آن حضرت در برابر آنان از اساسىترين اقدامات ايشان است و حضرتش كوچكترين نمود اشرافىگرى و رفاهطلبى افراطى و نامعقول را برنمىتابد و سختترين مواضع را در برابر آن اتّخاذ مىكند. تبيين گفتار و سيره آن حضرت در اين ارتباط، نيازمند بسط و تفصيلى درخور است كه نمونههايى از آن در پنج قسمت ارائه مىگردد:
١. برخورد قاطع علوى با مسئولان و كارگزاران حكومتى
در مكتب علوى، شديدترين برخوردها در زمينه اشرافىگرى و احقاق حقوق مظلومان، با كارگزاران و مديران حكومت است. در قاموس حكومت على (ع)، همواره اصل اين است كه حق با مردم است و گويى هميشه فرمانداران و كارگزاران حكومتى، متّهم و محكومند؛ مگر اينكه خلافش ثابت شود! در سيره آن حضرت، به محض اينكه كوچكترين شكايتى از سوى ضعيفترين شخص عليه يك والى و حاكم به ايشان مىرسيد، ديگر آرام و قرار از آن حضرت ربوده مىشد؛ برآشفته مىگرديد و بىدرنگ به تحقيق مىپرداخت و در صورت احراز درستى شكايت، بدون هيچ ملاحظهاى و گويى در كمال خشونت، شديدترين برخوردها را با آن كارگزار و استاندار به عمل مىآورد. موارد زير، نمونههايى از اين حقيقت است.
چرا بر سر سفره ثروتمندان حاضر شدى؟!
عثمانبن حنيف، استاندار «بصره» از سوى امام على (ع) است. حضرت نامهاى به او نوشته و مىفرمايند:
«اى پسر حنيف! به من گزارش دادهاند كه مردى از سرمايهداران بصره تو را به مهمانى خود دعوت كرده و تو به سرعت به سوى آن شتافتى. خوردنىهاى رنگارنگ براى تو آوردند و ظروف پر از غذا جلوى تو نهادند. من گمان نمىكردم مهمانى كسانى را بپذيرى كه