ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩
اثر مذكور در دو بخش تنظيم شده است كه بخش اوّل آن، رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور، به قلم آيتالله حسنزاده آملى و بخش دوم مشتمل بر شش باب كتاب مفتاح الفلاح است. رساله نور على، شامل يك مقدّمه و يازده فصل در دعا و ذكر و مناجات است. مقدّمه آن، مشتمل بر كلماتى چند، حول مكانت و منزلت دعا بوده و يازده فصل اين رساله در بيان بعضى از اسرار ذكر و دعا، عدد مأثور در بعضى ادعيه و اذكار، اوقات و امكنه، طهارت داعى، احتراز از دعاى ملحون[١]، دعاى مأثور و غيرمأثور، ادب معالله و سرّ اجابت دعا تنظيم يافته است.
شيخ بهائى در مقدّمه كتابش ذكر مىنمايد كه تأليف مفتاح الفلاح، به نوعى استجابت درخواست جمعى از برادران دينى و دوستان يقينى بوده است كه از وى استدعاى تأليف كتابى، مشتمل بر عبادات واجب، اعمال مستحبّ و آداب و اذكار شبانهروزى نموده بودند.
عناوينى كه وى براى شش باب كتابش برگزيده است، به ترتيب عبارتند از:
باب اوّل در بيان آنچه از طلوع صبح صادق تا برآمدن آفتاب بايد به عمل آورد؛
باب دوم در آنچه از وقت طلوع آفتاب تا هنگام زوال، مرعى بايد داشت؛
باب سوم در آنچه از وقت زوال تا غروب آفتاب، قيام به آن بايد نمود؛
باب چهارم در آنچه از وقت غروب آفتاب تا وقت خواب، مبادرت به آن بايد نمود؛
باب پنجم در آنچه از وقت خواب تا نصف شب، مشغول به آن بايد بود؛
باب ششم در آنچه از نصف شب تا طلوع صبح، عمل به آن بايد كرد.
نيايش براى انسان، هدفهاى متعدّدى را در بر دارد:
١. انسان براى تكامل مادّى و معنوى آماده شده و از خداوند آگاهى مىخواهد تا بتواند علل محاسبه نشده را كه از هر سو به طرفش سرازير مىگردند، به حساب درآورده و هرچه بيشتر بتواند موانع را از پيش پا بردارد و مقتضيّات را انجام دهد. اگر هم نتواند از عهده علل ناشناخته برآيد، خداوند عنايتى فرمايد و تسليم به مشيّت را چراغ راه انسان نمايد تا در زندگانى، خلأيى احساس نكند؛
٢. نيروگرفتن از ماوراى طبيعت و بهرهبردارى از آن، در برآورده شدن نيازهاى مادّى و معنوى؛
٣. تماس بىنهايت كوچك با بىنهايت بزرگ است كه نهايت آمال و ايدهآل بشرى است. با اين تماس است كه جهان درونى و برونى و جهان مادّى و معنوى هماهنگ مىشوند و هستى آدمى، معناى حقيقى خود را براى انسان آشكار مىسازد؛
٤. تحليل آرامش روحى در هنگام اضطرابهاى مختلف؛
٥. به دست آوردن نيرو براى كوششهاى بامحتوا. از زيربنا تا روبناى جهان هستى، نظامى باز به عوامل فوق طبيعى دارد كه نيايش، نيروى تغيير آن است و مىتواند تأثيرگذار باشد. اگرچه جهان، نمايش نظام بسته را دارد، ولى داراى نظامى باز به فوق طبيعت است.
مؤلّف، مقدّمه باب اوّل را به فضيلت بينالطّلوعين، تحقيق در تشخيص فجر ثانى و عبادات متعلّق به آن زمان، اختصاص داده است.
نمونهاى از مكاشفه و كرامت
در روزگار شيخ بهايى، عالمى به نام معزّالدين محمّد زندگى مىكرد. او از بزرگترين قاضيان شهر «اصفهان» بود. شبى يكى از امامان معصوم (ع) را خواب ديد كه به وى فرمود: «كتاب مفتاح الفلاح را بنويس و طبق آن عمل كن.»
قاضى، شگفتزده از خواب پريد و صبح زود به ديدار عالمان اصفهان شتافت و در مورد كتابى به نام مفتاح الفلاح پرسوجو كرد. همه گفتند: ما كتابى با اين نام نديدهايم.
شيخ بهايى در آن ايّام، همراه با اردوى شاه عبّاس در سفر بود و در همان سفر در شهر «گنجه»، كه هم اكنون در «آذربايجان» است، كتابى با نام مفتاح الفلاح نگاشته بود؛ ولى هنوز هيچ كس از آن كتاب و نام آن خبر نداشت. وقتى شيخ از سفر بازگشت، معزّالدين محمّد، به ديدار وى رفت و در ضمن گفتوگوها درباره كتابى به نام مفتاح الفلاح از وى پرسيد.
شيخ بهايى گفت: من كتابى در همين سفر نوشتهام كه در زمينه دعاهاى رسيده از معصومان (ع) است و نام آن را هنوز به هيچكس نگفتهام و نسخهاش هم هنوز در اختيار كسى قرار نگرفته است. شما اين نام را از كجا شنيدهايد؟
قاضى، جريان خواب خود را بازگو كرد و آنگاه شيخ بهايى بسيار گريست و نسخه اصلى كتاب را به قاضى معزّالدين محمّد داد و بدينگونه دومين نسخه اين كتاب ارزشمند، توسط قاضى نوشته شد.
پىنوشت:
[١]. دعاى ملحون به معنى دعايى است كه اعراب الفاظ، اذكار و عبارات آن به درستى بيان نشود.