ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - ٩- ٢- ٢ كاهش تحريك
٨- ٣. دوره خويشتندارى جنسى[١]
مشكلات اجتماعى يادشده، انديشمندان غربى را به طرح ايدهاى واداشت كه مىتوان آن را يك نقطه عطف دانست و اين چيزى نيست جز خويشتندارى جنسى.[٢] انديشمندان غربى به خصوص آمريكايى، اكنون از چيزى به نام خويشتندارى جنسى ياد مىكنند. شعار اين انديشمندان اين است: فقط خويشتندارى جنسى تا هنگام ازدواج؛[٣] يعنى تنها راه نجات از آن پيامدهاى هولناك و زندگىسوز، عفاف يا خويشتندارى جنسى است. بر همين اساس برنامه فقط خويشتندارى[٤] را طرّاحى كرده و بر مبناى آن، به ترويج عفاف در ميان جوانان و نوجوانان آمريكايى مىپردازند.
هم اكنون سازمانهاى غيردولتى[٥] متعدّدى، مثل بهترين دوست[٦]، عشق حقيقى منتظر مىماند[٧] و حلقه نقرهاى[٨] در حال اجراى اين برنامه در آمريكا هستند. در سال ١٩٨١ م. برابر با ١٣٦٠ ه. ش .. قانونى به نام قانون عفاف[٩] در كنگره آمريكا به تصويب رسيد كه بر اساس آن، دولت موظّف به حمايت مالى از سازمانهاى غيردولتى فعّال در برنامه فقط خويشتندارى شد. در سال ٢٠٠٢ م. ٠٠٠/ ٠٠٠/ ٤٠ دلار، در سال ٢٠٠٣ م. ٠٠٠/ ٠٠٠/ ٧٣ دلار و در سال ٢٠٠٥ م. ٠٠٠/ ٠٠٠/ ١٧٠ دلار بودجه به اين برنامه اختصاص يافت. جالب اينجاست كه درخواست دولت آمريكا براى سال ٢٠٠٥ م. ٠٠٠/ ٠٠٠/ ٢٥٠ دلار بود كه كنگره تنها با ١٧٠ ميليون دلار آن موافقت كرد.[١٠]
در اين برنامه، به بحث پيامدهاى مثبت خويشتندارى جنسى نيز پرداخته شده و فوايد آن براى جوانان و نوجوانان تشريح شده است.[١١]
در هرحال، تجربه غرب نشان داده كه عفاف يك ضرورت زندگى است نه يك تشريفات دينى و خداوند متعال، عفاف را جز براى سعادت و بهروزى بشر نخواسته است.
بر اين اساس، شايسته است كه در برنامهريزىها و سياستگذارىهاى حوزه روابط و رفتارهاى جنسى و همچنين طرحها و برنامههاى اجرايى اين حوزه، به تجربه شكستخورده غربيان در زمينه آزادى جنسى و ترويج سكس سالم و بازگشت آنها به عفاف و خويشتندارى جنسى توجّه شود تا خداى ناكرده كسانى به بهانه جلوگيرى از بيمارىهاى جنسى، ما را به سراب سكس سالم نكشانند.
بيان عالمانه، جذّاب و رسانهاى تجربه شكست خورده جوامع غربى در آزادى بى حدّ و مرز غرايز جنسى و آثار و پيامدهاى ناگوار فردى و اجتماعى آن، براى برخى از كسانى كه در پى دستيابى به چنين آزادى در جامعه اسلامى ما هستند نيز، بسيار درسآموز خواهد بود.
٩. توجّه به مهارتهاى خويشتندارى جنسى
مهارتهاى خويشتندارى جنسى را در دو بخش مىتوان دستهبندى كرد: مهارتهاى شناختى، معنوى و مهارتهاى رفتارى.
٩- ١. مهارتهاى شناختى، معنوى
شناخت، منشأ رفتارها و احساسات انسان است. خويشتندارى و بازدارى، در هر قلمرويى از جمله در قلمرو جنسى، نيازمند برخوردارى از شناختها و باورهاى لازم است. اين جاست كه مفاهيمى همانند معرفت، ايمان و باور به خدا معنا مىيابند. ايمان و باور به خدا، يكى از مهمترين عوامل در تقويت خويشتندارى جنسى است كه كمتر مورد توجّه قرار گرفته و مقفول مانده است.
نقش ايمان در خويشتندارى جنسى، بحث دامنهدارى است كه نمىتوان در اين نوشتار، به آن پرداخت. امورى همچون محبّت به خدا، شكر، حيا، اميد به بهشت، ترس از دوزخ و ... از زيرمجموعههاى اين بحثند.
٩- ٢. مهارتهاى رفتارى
هدف از آموختن مهارتهاى رفتارى، كاهش زمينههاى خطر جنسى است. براى تحقّق خويشتندارى، بايد زمينههاى خطر را كاهش داد. اين راهبرد، خود دو بخش دارد: كاهش تماس و كاهش تحريك كه در ادامه، به بررسى آنها مىپردازيم:
٩- ٢- ١. كاهش تماس
مراد از كاهش تماس، به حدّاقل رساندن تماسهاى بىدليل و غير موجّه است كه ممكن است زمينه فساد جنسى را فراهم سازد. تماس زياد و بدون دليل با نامحرم، زن و مرد را در معرض تهديد قرار مىدهد و امكان شكسته شدن حريم امنيّتى آنان را افزايش مىدهد. براى تحقّق اين امر، چند راهكار وجود دارد كه كاهش خروج از منزل و جداسازى زنان از مردان در مكانهاى عمومى، از جمله آنهاست.
٩- ٢- ٢. كاهش تحريك
در اصل اوّل، مهارتهاى مربوط به كاهش تماس بررسى شد؛ امّا براى موقعيت تماس نيز مهارتها و راهكارهايى وجود دارد كه مبتنى بر كاهش تحريك است. عفاف، به معناى زندانى شدن درون خانه و ارتباط نداشتن با هيچ كس نيست؛ بلكه به معناى پاكى جنسى است كه گاهى با كاهش تماس، محقّق مىشود (چنانچه در بحث قبل گذشت) و گاهى با خروج پاك و تماس پاك. انسان عفيف، كسى نيست كه از خانه خارج نمىشود يا با هيچ كس (از جنس مخالف) ارتباط برقرار نمىسازد. وى انسانى است كه اگر از خانه خارج شود، خروجى پاك خواهد داشت و اگر با ديگران تماس داشته باشد، تماسى پاك دارد. كاهش تحريك، يك مبناى عقلانى دارد و آن، نظريّه كنترل ورودى به جاى كنترل خروجى است.
در خويشتندارى غربى، بيشترين تأكيد، بر كنترل خروجى است و يكى از دلايل ناكارآمدى آن را نيز بايد همين دانست و وقتى اطّلاعات تحريك كننده، وارد روح و روان انسان شد، كنترل خروجى و مهار كردن غريزه جنسى، مشكل مىشود؛ ولى اگر از آغاز، ورودىها كنترل شوند و از ورود عوامل تحريككننده، به روح و روان جلوگيرى شود، مهار غريزه و تحقّق خويشتندارى، آسانتر خواهد بود. خروج و تماس پاك، يعنى خروج و تماس بدون تحريك