ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - شيخ طوسى و مسأله غيبت
موقعيت حساس و خطرناكى قرار گرفت و به پيكارهاى علمى و دفاع از عقيده تشيع مشغول گشت.
در اثر مساعى و فداكارى آن دانشمند مبارز، و استادان از خود گذشتهاش بود كه فرقه دوازده امامى كه تا مدتى قبل، فرقه گمنامى شمرده مىشد به يك مذهب علمى، فعال و مبارز تبديل شد. تبليغات شيخ و استادان فداكارش به حدى مؤثر واقع شد كه اذان رسمى شهر بغداد بر طبق عقيده شيعه خوانده مىشد. و بر درب اكثر خانههاى شيعيان نوشته بود: محمد و على بهترين مردم هستند. و بسيارى از امراء و بزرگان به مذهب اماميه متمايل شده بودند و از آنان طرفدارى مىكردند. سنّى و شيعه در مجلس درس شيخ حاضر مىشدند و از سخنان علمى وى بهرهمند مىگشتند. كار فداكارى كلامى و تبليغى شيخ به جايى رسيد كه مخالفان، از پاسخ علمى عاجز شدند و كار به دست عوام افتاد و ناگهان به شيعيان حمله نمودند و محيط شهر بغداد را تصرف كردند و شعارهاى محمد و على را كه بر درب خانهها بود محو ساختند و اذان شهر را بر طبق مذاق خودشان درآوردند و كتابخانه بزرگ و نفيس اماميه را كه بهترين نسخههاى خطى در آن موجود بود آتش زدند و ضربه بسيار سنگين و غير قابل جبرانى بر پيكر علمى جهان تشيع وارد ساختند.
ما قصد نداريم تاريخچه زندگى شيخ را بنگاريم و در صدد نيستيم مشرب كلامى شيخ را بتفصيل تشريح كنيم و اميدواريم دانشمندان، آن شعبهها را بخوبى بررسى نمايند. هدف ما بيان فهرستى از داستان غيبت ولى عصر و عقيده شيخ طوسى در اين باره است. لذا سخن را در همين موضوع متمركز مىسازيم.
شيخ طوسى كتاب» الشافى «استادش سيد مرتضى را در زمان حيات استاد، تلخيص و تأليف كرد و در جلد اول و چهارم آن كتاب، درباره امام زمان، عليهالسلام، بحث نمود. علاوه بر آن، كتاب جداگانهاى در خصوص امام زمان، عليهالسلام، تأليف نمود و در مقدمه آن كتاب نوشت:
شيخ بزرگوار به من دستور داد كه كتابى درباره غيبت صاحبالزمان و سبب دوام غيبت و پاسخ شبهات مخالفان بنويسم. من با وجود كمى فرصت و ناراحتى روحى و موانع روزگار خواهش او را پذيرفتم و بطور اختصار آن مطلب را تعقيب خواهم كرد.[١]
در وقتى كه شيخ به تأليف كتاب» الغيبة «مشغول بوده در حدود ١٩٢ سال از عمر امام زمان، عليهالسلام، مىگذشته است. زيرا در كتاب مذكور مىنويسد:
اكنون كه سال ٤٧٧ ق. است من به نوشتن كتاب اشتغال دارم.[٢]
چنانكه از مقدمه كتاب پيداست تأليف غيبت، در زمانى صورت گرفته كه شيخ از هر جهت تحت فشار و شكنجه روحى قرار داشته و مخالفان اسباب اذيت و آزارش را فراهم مىساختهاند. مخالفان چندين مرتبه خانه و كتابخانهاش را مورد تجاوز قرار دادند تا در مرتبه آخر در سال ٤٤٩ يا ٤٤٨ ق. خانهاش را خراب نمودند و كتابخانهاش را آتش زدند و نوشتههايش را غارت كردند و كرسى كلامش را سوزانيدند و خودش ناچار شد از ترس دشمنان فرار كند و به نجف منتقل گردد.
مؤلف، با آن همه گرفتارى و در اوضاع آشفته و خطرناك بغداد به تأليف كتاب غيبت اشتغال داشت. ابتدا با ادلّه و براهين متعدّد، وجود امام دوازدهم يعنى فرزند بلافصل امام حسن عسكرى را اثبات مىكند؛ سپس به شبهات اسماعيليه، زيديه، كيسانيه، ناووسيه، واقفيه، فطحيه و سايرين جواب مىدهد. و عقائدشان را ابطال و در هر مورد روايات مناسبى را از باب نمونه نقل مىكند. شيخ طوسى در اين كتاب روايات غيبت مهدى موعود را نقل كرده و براى رفع استبعاد از غايب شدن پيغمبر در غار و» شعب ابيطالب «و غايب شدن خضر و يوسف و موسى و يونس و اصحاب كهف و غيبتهاى منسوب به بعضى از پادشاهان فرس، و حكماى روم و هند تمسك مىجويد.
براى رفع استبعاد از طول عمر آن جناب، به عمر حضرت نوح و خضر و دجّال و سلمان فارسى و لقمان حكيم و گروه ديگرى استدلال مىنمايد. و درباره طول عمر آن جناب كه در آن زمان در حدود ١٩٢ سال بوده مىنويسد:
چنين عمرى بر خلاف طبيعت هم