ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - عصر امام خمينى، قدس سره قسمت اول
خامنهاى در تعريف و توصيف اينواقعيت مىفرمايند:
امروز يك عصر و يك دوران جديدبه وجود آمده است، دوران جديد رابايد دوران امام خمينى ناميد: با آغازدوران جديد نه تنها در ايران ياكشورهاى اسلامى مردم به باورهاىالهى بازگشتهاند بلكه در سطح جهان، عقيدهاى مذهبى و گرايشى معنوى درميان جوامعى كه دهها سال تحتسلطه حكومتهاى ضد مذهب زندگىكرده بودند رشد نموده است.[١]
ايشان در جاى ديگر، در اين بارهمىفرمايند:
امروز در دنيا گرايش به دينشروع شده است.[٢]
و تاكيد مىفرمايند:
قرن حاضر قرن گرايش عمومىبشريت، به معنويت و دين است.[٣]
خلف صالح خمينى، قدسسره، دگر بار تاكيد مىنمايند كه:
ما امروز نشانههاى رشد معنويتو افول ماديت را در دنيا مىبينيم.[٤]
در اين عصر كه مقام معظمرهبرى بحق آن را عصر امام خمينى، قدسسره، ناميدند امواج گستردهتوجه به ارزشهاى معنوى و رويكردوسيع بشر جهتبازيابى هويت دينىو پشت پا زدن به باورهاى خداستيزانه در ميان همه ملل و فرقدنياى امروز، خصوصا كانون فعلىترويج الحاد و دينستيزى يعنىجهان غرب، چشمان جهانيان رامتحيرانه به خود خيره نموده است.
به تعبير سيد شهيدان اهل قلم:
اكنون بار ديگر انسان از زمين وقفس خودش روى گردانده است و بهعالم معنى و آسمان توجه يافته ...
انسان يك بار ديگر تولد يافته و عصرديگرى آغاز شده است.[٥]
وى با نگاهى بصيرانه وضعيتجهان معاصر را اينچنين تشريحمىكند:
جهان امروز در دوران انتقال از يكعصر به عصرى ديگر قرار دارد. و تااين انتقال به انجام رسد ديگر روىثبات را به خود نخواهد ديد.
شهيد آوينى با اشاره به مبدا اينتحول عظيم مىنويسد:
اين دوران با پيروزى انقلاباسلامى در ايران آغاز شده است و بهاين لحاظ دهه شصت را بايد اوليندهه از اين تجديد عهد محسوبداشت.[٦]
يكى ديگر از انديشمندان معاصرنيز در اين رابطه چنين اظهار مىدارد:
اگر بنا باشد تاريخى را براىاحياى هويت دينى (در جهان معاصر) در نظر بگيريم آن تاريخ ١٩٧٧ ميلادىيعنى مقارن با پيروزى انقلاب اسلامىايران كه خيزش عظيمى را براىتفكرات دينى در تمام اديان به وجودآورد، مىباشد.
وى در ادامه مىافزايد:
آخرين آمارها در مورد احياى تفكردينى كه در سال ١٩٩٠ صورتپذيرفته نشان مىدهد كه تقريبا ٧٠% مردم اروپا احساس ديندارى مىكنند.
در تمام اديان از هندوئيسم گرفته تابوديسم و ... و انواع فرقههاىمسيحيت همه از يك نوع بازگشتبهتفكر دينى خبر مىدهند.
وى تاكيد مىكند:
انقلاب اسلامى موجب احياى تفكردينى در جهان گشت.[٧]
يكى از محققان در تبيين مبدانهضت جهانى دينگرايى در عصرجديد مىگويد:
اسلام دينى جهانى است و انقلاباسلامى امروز سراسر عالم را تكانداده است وقتى به دنيا نگاه مىكنيممىبينيم تمام جهان اسلام به حركتدرآمده است و همه جا صحبت ازتجديد حيات اسلام و لزوم هدايت ورهبرى اسلامى است.
ايشان مىافزايد:
در كشورهاى ديگر جهان، احترامبه اسلام و كوشش براى شناخت آن وبه دنبال اين شناخت اعتقاد به اسلامروز به روز رشد يافته و حتى اديانديگر هم كم كم معانى تازه گرفتهاند وسيرى نو را آغاز كردهاند.[٨]
به هر جهت، توجه و رويكرد بشركنونى به حوزه معارف دينى، مذهبى جهت بازخوانى عوامل اساسى ومفاهيم كاربردى شكلدهنده حياتمعنوى و مادى، واقعيتى غير قابلانكار بوده كه مورد اعتراف بسيارىاز افراد مطلع و محقق و صاحبنظرقرار گرفته است.
و در حقيقت:
بشر كنونى همه اميدش به دين ومعنويت است. بشر سرش به ديوارخورده، باز گشته، تا خود را بيابد، غرب هم همه اميدش الان به دين است.
پوپر و امثال او يعنى پوزيتيويستهاكه پشتبه دين كردهاند پنبه غفلت درگوششان است. به وضع معاصر غرب