ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - اسلام تنها راه نجات آمريكا و جهان
ادامه از صفحه ١٤
نكته مهم اينجاست كه پالودن نفس از رذايل اخلاقى و در نتيجه غلبه بر هواجس درونى از دايره عقل نظرى بيرون است، فلذا انتظار آنكه فردى با خواندن كتب عرفانى و اخلاقى و يا شنيدن پند و موعظه عالمان علوم غريبه، به پرورش نفس و رهايى از جنون جوانى تمكن يابد، انتظارى سختبىمورد شمرده مىشود. و اين معالاسف حقيقت واضحى است كه بخشى از اولياى فرهنگى ما آن را از خاطر بردهاند. فلذا با ترويج روشهاى خودساخته و ترويج و توسعه سخنرانيهاى بظاهر جذاب عرفانى، در عوض تربيت نسل جوان، به نوعى اباحىگرى و حداكثر درويش مسلكى در ميان ايشان دامن زدهاند.
ترويج روشهاى خوديابى و خودهيپنوتيزمى و حتى تعليم نحوه خروج روح از بدن يا فكرخوانى نكته قابل تامل ديگرى است كه در سالهاى گذشته به روشهاى تربيت جوانان اضافه شده است. افزودن اينگونه چاشنيها به تعاليم غلط گذشته باعثشده تا برخى جوانان كه از تربيت دينى صحيح تهى ماندهاند، با اتخاذ راهكارهاى غلط سير و سلوك، به لتبىاعتنايى به ظواهر شريعت كه اولين و مهمترين گام براى رسوخ در باطن آن محسوب مىشود، از دسايس درونى نفس و شيطان غافل مانده و در نتيجه با نوعى تجرى و گستاخى بيش از پيش، راه هر گونه اصلاحى را بالكل بر خود ببندند.
در اين ميان آنچه بيش از همه دل را مىآزارد، غفلتحاكم بر بخش وسيعى از جوانان است كه محور اصلى هدايت صحيح يعنى مولى صاحبالزمان، عليهالسلام، را از ياد برده و در اين حديث هيچ گونه تلاشى براى آمادهسازى آنان براى استقبال از ظهور آن حضرت صورت نمىگيرد. البته چنانكه در مقالاتى ديگر هم گفتهاند مشكل اينجاست كه عموم دستاندركاران فرهنگى از امام، عليهالسلام، اسطورهاى دستنيافتنى ساختهاند كه هر گونه ارتباطى با ايشان در ميانه عصر غيبت تا ظهور ناممكن است و ايجاد اين پيوند جز با مشاهده آن بزرگوار ميسور نيست. حال آنكه اگر كوشش صحيحى براى آمادهسازى نسل جوان براى ظهور و همچنين پذيرش ولايت تكوينى آن حضرت صورت مىگرفت، جاذبه فوقالعاده مكتب ايشان خود بخود راه را بر بسيارى از انحرافات نسل جوان مىبست.
از بزرگان خود شنيدهام كه اجداد بزرگوار ما در دوران جوانى همواره در انتظار ظهور به سر مىبردهاند و اين خود عاملى بوده كه وضع موجود را كه در واقع وضع ركود است، منتهاى سير جامعه اسلامى بلكه جهانى ندانسته با عدم فريفتگى در برابر بتهاى علم و ثروت و قدرت، در پلكان صعود به سوى ولايت كبرى كشيده شوند. اگر چه جوانان بسيارى را مىشناسم كه در عصر معاصر به اين مانور صبحگاهى روزهاى جمعه خو كردهاند، اما به دليل همان تربيتى كه در اين مقاله از آن سخن رفت، جوانان در گذشته اعصار پيشين را در رهيابى به ولايت مولى بقيةالله الاعظم بسى وثيقتر مىدانم و چه بسا كه علت آنكه علىرغم وجود و حضور نيروهاى كارآمد در عصر ظهور، همه منتظران اصيل اعصار گذشته كه عمرى را به صيقل روح و سلاح مشغول بودهاند، در رجعتى دوباره به معاصرين عصر ظهور مىپيوندند، در همين خلوص و ايمان و آمادگى رزمى گذشتگان نهفته باشد.
اميد كه اين تحليل با پيوستن حجم وسيعى از جوانان اين روزگار به اين كاروان در آيندهاى نه چندان دور صورتى ديگر به خود بگيرد. انشاءالله.
پىنوشتها: