ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - چگونگى الگوپذيرى از نگاه رهبرى
نخستباز مىگردد كه مطرح كرديم:
ما چگونه دخت گرانقدر پيامبر، صلىاللهعليهوآله، را مىتوانيم الگوقرار دهيم؟ بنابراين پاسخ اين سؤال، پرسش مذكور را نيز در بر خواهدگرفت؛ اما شايسته است اختصاصاقدرى بدان پرداخته شود.
پاسخ در دينشناسى ودينباورى نهفته است. اسلام بهعنوان آخرين دين، گر چه چهاردهقرن پيش نازل شده، اما براى همهزمانها و تمامى انسانهاست. به همينسان، كسانى هم كه تجسم كامل دينو تبلور عينى قرآن و وحى الهىاند وما از آنان به عنوان الگوى هدايت واسوه تكامل نام مىبريم، براى همهزمانها و انسانهايند و در مورد آنهاديروز و امروز مطرح نيست. آنانهمواره اسوههاى روز و فراتر اززمانند؛ زيرا ما هر قدر مراتب رشد وكمال را بپيماييم، باز آنان جلوتر وكاملترند.
به عبارت ديگر، آنان چون تمامىمدارج تكامل را پيمودهاند، در واقع درهر نقطه از مسير هدايت، حضوردارند، براى هر مرتبه تكامل و هرانسانى الگو و اسوهاند.
بلى، البته جامعه و شرايط زندگىهر دوره با دوره ديگر تفاوت دارد؛ اما سخن بر سر شرايط نيست.
اسوههاى انسانى هيچگاه محصوردر يك دوره و شرايطى خاصنيستند، و الاض نمىتوانستند اسوه والگو قرار گيرند.
و از قضا، درس مهم آنان براىما، اين است كه انسان در هر شرايط ودورانى مىتواند راه تعالى و كمال رابيابد و بپيمايد و جوهره راستين خودرا شكوفا سازد.
الگوپذيرى انسان امروز از آناننيز در واقع، يافتن راهها و چگونگىهمين شكوفاسازى است؛ و اين هم درخطوط اصلى زندگى اسوههاىمكتبى نهفته و ارتباطى با زمان ندارد.
پس حضرت فاطمه يعنىشخصيت، تفكر و فرهنگ زندگى.
ايشان در همين زمان نيز زنده وپوياست و در حقيقت، آن حضرتهماكنون و در اين عصر «زندگىمىكند»؛ شخصيتى است كهانسانساز است، بلكه امتى و جهانىرا نيز مىتواند بسازد و به سوىهدايت و سعادت رهنمون گردد.
به سؤال نخستباز گرديم ...
آن حضرت براى من و تو وجامعهمان در اين عصر، چگونهمىتواند الگو باشد؟
اشاره كرديم كه الگوپذيرى ما ازشخصيتى چون حضرت زهرا، عليهاالسلام، شكوفاسازى جوهرهانسانى است كه در خطوط اصلىالگوهاى مكتبى نهفته است.
چگونگى الگوپذيرى از نگاه رهبرى
در اين زمينه آنچه مقام معظمرهبرى بيان فرمودهاند، بسيار دلپذيرو روشنگر است. بدين روى جالبديديم آن را براى خوانندگان عزيز وگرامى نقل كنيم. در اين مطلب كه آنبزرگوار براى جوانان تبييننمودهاند، سخن دقيقا به سؤالى بازمىگردد كه مطرح كرديم.
دانشجويى از ايشان سؤالمىكند:
«به عنوان يك دختر دانشجو، ماچگونه مىتوانيم از زندگانى حضرتزهرا، عليهاالسلام، الگو بگيريم؟» و ايشان جواب مىدهند:
«سؤال خوبى است. اولا من بهشما بگويم كه الگو را نبايد براى مامعرفى كنند و بگويند كه اين الگوىشماست. اين الگوى قراردادى وتحميلى، الگوى جالبى نمىشود. الگورا بايد خودمان پيدا كنيم؛ يعنى در افقديدمان نگاه كنيم و ببينيم از اين همهچهرهاى كه در جلوى چشممانمىآيد، كدام را بيشتر مىپسنديم؛ طبعا اين الگوى ما مىشود. حضرتفاطمه يعنى شخصيت، تفكر و فرهنگزندگى. ايشان در همين زمان نيززنده و پوياست و در حقيقت، آنحضرت هماكنون و در اين عصر «زندگى مىكند»؛ شخصيتى است كهانسانساز است، بلكه امتى و جهانىرا نيز مىتواند بسازد و به سوىهدايت و سعادت رهنمون گردد.
من معتقدم كه براى جوانمسلمان، بخصوص مسلمانى كه بازندگى ائمه و خاندان پيامبر ومسلمانان صدر اسلام آشنايى داشتهباشد، پيدا كردن الگو مشكل نيست، والگو هم كم نيست. حالا خود شماخوشبختانه از حضرت زهرا، عليهاالسلام، اسم آورديد. من درخصوص وجود مقدس حضرتفاطمه زهرا، عليهاالسلام، چندجملهاى بگويم؛ شايد اين سر رشتهاى