ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - گنجينه زمين و كليد رحمت خدوند
مىفرمايند:
«الا و انَ من ادركها منّا يسرى فيها بسراجِ مُنير؛[١]
آگاه باشيد. كسى كه از ما آن فتنهها را درك مىكند. در آن فتنهها با چراغ روشن حركت خواهد كرد و پا جاى پاى صالحان خواهد گذاشت و همانند صالحان حركت خواهد كرد.»
«و على مثال الصّالحين» كه مصداق آن رسول اكرم (ص) و اميرالمؤمنين (ع) خواهند بود. امام مهدى (ع) نيز تداومبخش راه آن بزرگواران خواهند بود و از آرمانهاى شايستگان پيروى خواهند كرد.
اين عبارتها و عبارتهاى بعد مىتواند چندين مصداق داشته باشد.
الف) امامان پس از آن بزرگوار تا قيامت؛
ب) علما و بزرگان دين و اصحاب يقين؛
ج) مؤمنان راستين و صالحان از امّت؛
د) وجود مبارك ولى عصر ارواحنا فداه.
فتنهها نيز مىتواند به فتنههاى بنىاميه و بنىعبّاس تا فتنههاى آخرالزّمان و عصر ظهور اشاره داشته باشد؛ ليكن به نظر مىرسد با عنايت به اينكه خطبه در مقام بيان ملاحم و پردهبردارى از حقايق آينده جامعه بشرى و نقش اهل بيت (ع) در آينده و در هدايت امّت است و با عنايت به كلمات بسيار عميق و پر معناى الا و من ادركها منّا [از ما]؟ انطباق آن با وجود نورانى ولى عصر، ارواحنا فداه نزديكتر به واقع باشد.
تعبيرهاى «يسرى فيها بسراج منير.»
شبروى است كه با چراغ روشن و نورانى حركت مىكند.
در قرآن كريم سراج وهّاج به رسول اكرم (ص) اطلاق شده است.
مصداق سراج منير نيز در بيان آن حضرت در حدّ ائمه اهل البيت و مهدى آل محمّد (ع) است.
«و يجد و على مثال الصالحين.»
مصداق آن و حركت در سمت و سوى صالحان و بر مثال صالحان از ديدگان «قرآن» و «نهجالبلاغه» و معارف اسلامى، وجود مبارك آن حضرت و خلّص عبادالله است.
«فَأُولئِكَمَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً»
به نظر مىرسد كه آن حضرت به آيه كريمه قرآن اشاره دارد كه فرمود: «أَنَّالْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ».
امام (ع) در توصيفات بعدى اقدامهاى ديگر آن بزرگوار را بيان مىفرمايند كه آزاد كردن بردگان و بندگان از قيد و غم غيرخدا، گشودن گرههاى امّت اسلامى و جامعه بشرى، گسستن پيوندهاى غفلت و جهالت از يك سو و برقرار كردن محيط امن و سلام و آزادى از سوى ديگر است.
اين جملات چه بسا نظير تعبير قرآن كريم راجع به رسول اكرم (ص) باشد كه فرمودند:
«يضع عنهم أصرهم والاغلال الّتى كانت عليهم؛[٢]
بارهاى گران، غلها و زنجيرهاى اسارت، بردگى و جاهليت را از دوش آنها بر مىدارد.»
اقدامات حضرت مهدى (ع) ايجاد تحوّلى بزرگ در جهان و وعده خداوند متعال است به اينكه امر امّت براى آن حضرت در اسرع وقت، سامان خواهد يافت و اين تحوّل روحى و معنوى و الهى منشأ تحولّات ديگر اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى خواهد شد.
شعب كفر، نفاق، استكبار و صهيونيزم كه با يكديگر گره خوردهاند، از يكديگر پشتيبانى مىكنند و عمّال شياطين كه در مقابله و ستيز با اسلام علوى و قرآن محمّدى (ص) در جنگ و جدال هستند، به بركت آن حضرت متفّرق خواهند شد و شكاف در ميان آنها خواهد افتاد و به جاى همگرايى به سوى واگرايى خواهند رفت و دوستان و پيروان و امّت اسلامى و آزادىخواهان عالم با هم يكصدا و متّحد و هم جهت خواهند شد.
البتّه اين جملات مىتواند اشاره به عصر غيبت نيز داشته باشد كه آن حضرت مانند خورشيدى در پس ابرها به هدايت، عنايت و تدبير امور اهتمام دارند و امر ولايت امّت با آن بزرگوار است و شاهد، حاضر، ولى، والى و ديدهبان الهى و چراغ هدايت انسانيت و صاحب مقام ولايت تكوينى و تشريعى و قلب عالم وجودند و نسبت به دوستان و رهروان همواره لطف و عنايت دارند.
آن حضرت پنهان از مردم عمل مىكند؛ به گونهاى كه كسانى كه پيگيرى مىكنند، آثار آن را نمىبينند؛ گرچه اصرار بورزند.
در آن شرايط، گروهى چنان بر درك، ادارك، بصيرت، ايمان، معرفت، حضور و شهود خود بيافزايند، همانند آهنگرى كه شمشير را تيز مىكند؛ البتّه چشمان آنان با نور قرآن بصيرت خواهد يافت.
«تجلى باتنزيل البصارهم»
و در گوشهاى ايشان تفسير قرآن طنينانداز خواهد شد و در شامگاهان از كاسه حكمت بنوشند، پس از آنكه در صبحگاهان از جام حكمت و معرفت نوشيدهاند.
ايشان با صبر و شكيبايى خود بر خداوند منّتى ندارند، بذل جان را در راه حق بزرگ نمىشناسند. آرى. اهل صبر در راه خدا، ايثار، جهاد و فداكارىاند تا قضا و تقدير الهى فرا برسد و مدّت بلا پايان پذيرد. آنها بصيرتهاى خود را بر شمشيرهاى خود حمل خواهند كرد و به امر راهنما و واعظشان به پروردگار تقرّب جُسته و تسليم امر او هستند. ظاهراً واعظ كنايه و اشاره به حضرت بقية الله، امام عصر (عج) دارد.
اينكه انسانهاى با بصيرت و سيراب از چشمههاى علم، حكمت و معرفت براى يارى دين خدا قيام كنند و بصيرتها را بر شمشيرها حمل كنند. (شمشيرها را با بصيرت بر دارند و با بصيرت بزنند.) در برابر زورگويان و قلدرها كه نه از روى بصيرت اسلحه بر مىدارند و نه از روى بصيرت دست به اسلحه مىبرند؛ بلكه بر اساس هواها، هوسها