ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد وپنجاه و هشت- يكصد و پنجاه و نه
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
پرسش هايى بى پاسخ
٤ ص
(٤)
شبيخون، بيدارى و مقابله
٥ ص
(٥)
گلستانه
٨ ص
(٦)
عيد نوروز مبارك
٨ ص
(٧)
من به دنبال تو هستم
٨ ص
(٨)
ردّ پاى تو
٨ ص
(٩)
چشمم به در
٩ ص
(١٠)
اى ابتداى درك زمين نام روشنت!
٩ ص
(١١)
مرخصى نوروزى
٩ ص
(١٢)
حكمت بيان انديشه ها
١٠ ص
(١٣)
ميهانى قبر
١٣ ص
(١٤)
بر كرانه حضور در وقت ظهور
١٤ ص
(١٥)
انحطاط آخرالزّمانى
١٥ ص
(١٦)
رازگشايى امام على (از من بپرس)
١٨ ص
(١٧)
تحقّق پيش گويى هاى نهج البلاغه
١٩ ص
(١٨)
حوادث و فتنه هاى پيش روى در برخى مناطق
٢٠ ص
(١٩)
الف آينده بصره
٢٠ ص
(٢٠)
ب آينده كوفه
٢٠ ص
(٢١)
ج شورش صاحب زنج و حمله مغول
٢٠ ص
(٢٢)
4 روزهاى پيش روى اسلام و شيعه
٢٠ ص
(٢٣)
الف استمرار شيعه تا زمان ظهور امام عصر (ع)
٢٠ ص
(٢٤)
ب غيبت امام زمان (ع)
٢١ ص
(٢٥)
ج غربت و واژگونى اسلام در دوره غيبت امام عصر (ع)
٢١ ص
(٢٦)
د تهى شدن اسلام از مفاهيم واقعى و اصلى خود در اين دوره
٢٢ ص
(٢٧)
ه سختى هاى زندگى در دوره غيبت امام زمان (ع)
٢٢ ص
(٢٨)
وقت ظهور
٢٤ ص
(٢٩)
فقط خدا مى داند
٢٥ ص
(٣٠)
آيا برگزيدگان مى دانند؟
٢٦ ص
(٣١)
الف) اصلاح شدن امر ظهور در يك شب
٢٦ ص
(٣٢)
ب) آمدن همانند شهاب فروزان
٢٦ ص
(٣٣)
زمان ظهور در روايت ها
٢٧ ص
(٣٤)
راه آگاهى امام زمان (ع)
٢٧ ص
(٣٥)
1 آگاه شدن از طريق الهام
٢٧ ص
(٣٦)
2 آگاه شدن از طريق برافراشته شدن علم قيام
٢٧ ص
(٣٧)
3 آگاه شدن از طريق بيرون آمدن شمشير از غلاف
٢٧ ص
(٣٨)
حكمت هاى مخفى بودن زمان ظهور
٢٧ ص
(٣٩)
اصحاب سبت
٢٨ ص
(٤٠)
تشيع در پايتخت هاى صفويه
٣١ ص
(٤١)
تشيّع تبريز
٣١ ص
(٤٢)
تشيّع قزوين
٣٣ ص
(٤٣)
تشيّع اصفهان
٣٤ ص
(٤٤)
تفاوت برزخ و قيامت
٣٦ ص
(٤٥)
بدن برزخى
٣٧ ص
(٤٦)
ارواح برزخى و ديدار با خانواده
٣٨ ص
(٤٧)
ويژگى هاى عالم برزخ
٤٠ ص
(٤٨)
1 تكامل نفوس ناقصه در برزخ
٤١ ص
(٤٩)
2 رشد و تكامل
٤١ ص
(٥٠)
3 تنزّل و تغييرات ديگر
٤١ ص
(٥١)
4 آگاهى و درك انسان در برزخ
٤٢ ص
(٥٢)
5 ارتباط ارواح با اهل دنيا در برزخ
٤٢ ص
(٥٣)
6 همدم انسان در عالم برزخ
٤٢ ص
(٥٤)
7 ملاقات ارواح با يكديگر در عالم برزخ
٤٢ ص
(٥٥)
8 پرسش و سؤال در عالم برزخ
٤٣ ص
(٥٦)
9 كوتاهى عمر عالم برزخ در مقايسه با عمر قيامت
٤٣ ص
(٥٧)
10 مردود بودن شفاعت در برزخ
٤٤ ص
(٥٨)
11 تجسّم عمل در برزخ
٤٤ ص
(٥٩)
12 عذاب برزخى
٤٤ ص
(٦٠)
13 فشار قبر
٤٥ ص
(٦١)
بلاياى دوران ظهور
٤٦ ص
(٦٢)
علّت افزايش بلاها
٤٦ ص
(٦٣)
ظهور و سال هاى پربلا
٤٨ ص
(٦٤)
سيل
٤٨ ص
(٦٥)
زلزله
٤٨ ص
(٦٦)
طوفان و گردباد
٤٩ ص
(٦٧)
رانش زمين و خشك سالى
٤٩ ص
(٦٨)
مر گ و مير فراوان
٤٩ ص
(٦٩)
شام پيش از خروج سفيانى
٥٠ ص
(٧٠)
گنجينه زمين و كليد رحمت خدوند
٥٤ ص
(٧١)
جمع بندى و نتيجه گيرى
٦٠ ص
(٧٢)
بر كرانه كارون و بازيگران قارون
٦١ ص
(٧٣)
هاليوود و مهدى ستيزى
٦٥ ص
(٧٤)
بازى هاى رايانه اى و اينترنت در تخريب فرهنگ مهدويّت
٦٧ ص
(٧٥)
تقسيم بندى بازى هاى رايانه اى در زمينه آخرالزّمانى
٦٨ ص
(٧٦)
راهكارهاى مقابله و ايستادگى در برابر مهدى ستيزى
٦٩ ص
(٧٧)
عصر پايان اخلاق
٧٣ ص
(٧٨)
علم و ايجاد دگرگونى در طبيعت انسان
٧٣ ص
(٧٩)
پيدايش شرايط خنثى و پوچ
٧٤ ص
(٨٠)
آغاز پايان
٧٧ ص
(٨١)
پايان اخلاق كاتوليك
٧٩ ص
(٨٢)
داستان هاى علمى، تخيلى
٨٠ ص
(٨٣)
پايان پايان
٨٠ ص
(٨٤)
آخرين نبرد
٨٠ ص
(٨٥)
عواقب و آسيب شناسى چشم چرانى
٨١ ص
(٨٦)
معناى چشم چرانى
٨٢ ص
(٨٧)
چشم پوشى، وظيفه شرعى يك مسلمان
٨٢ ص
(٨٨)
بيمارى چشم چرانى
٨٢ ص
(٨٩)
عوامل بروز بيمارى چشم چرانى
٨٢ ص
(٩٠)
عامل غفلت و فراموشى
٨٣ ص
(٩١)
ثمرات ترك عادت چشم چرانى
٨٥ ص
(٩٢)
معالجه خوى زشت چشم چرانى
٨٥ ص
(٩٣)
رجال زدگى عصر ما
٨٧ ص
(٩٤)
ناگهانى بودن ظهور امام
٩٠ ص
(٩٥)
اصلاح امر ظهور در يك شب
٩١ ص
(٩٦)
يأس از فرج در هنگام فرج
٩٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - شبيخون، بيدارى و مقابله

گويى همين ديروز بود كه در گرماگرم برگزارى جشنواره مطبوعات، مصاحبه اى با اين حقير براى درج در نشريه فصلى آن جشنواره انجام شد. موضوع و محتواى آن روز، پرسش از اوضاع فرهنگى كشور و آنچه در آن سال ها بر مناسبات فرهنگى و رسانه ها مى گذشت، بود. از آن روز نوزده سال مى گذرد.

با گذشت اين همه سال، وقتى ديگر بار آن مطلب را كه با عنوان «شبيخون، بيدارى و مقابله» منتشر شده بود، مطالعه كردم، آن را تر و تازه يافتم و به اقتضاى تكليفى كه به عنوان يك طلبه حوزه مطالعات فرهنگى بر دوش دارم، تصميم به بازنشر آن گرفتم، شايد تذكارى براى همه كسانى باشد كه به شكل ادوارى، پست ها و مناصب را اشغال مى كنند. درباره آنان كه در شيعه خانه امام زمان، ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، حسب سنّت ثابت الهى «امتحان، ابتلاء، تكليف» بر مناصب تكيه مى زنند، همواره احراز چند شرط «صميميت، صداقت، شجاعت، علم و توانايى» و پاسدارى از آنها ضرورى و بلكه واجب است. راز يله و رها ماندن بسيارى از امور مهم مادّى و فرهنگى طى سى و اندى سال اخير، به تعويق افتادن درازمدّت اجراى بسيارى از استراتژى هاى مهم و قلب و واژگونه شدن بسيارى از تصميمات حياتى در حوزه اقتصاد، فرهنگ، سياست و ... به غيبت اين شروط پنج گانه يا برخى از آنها در ميان ما و مردانى كه عهده دار مسئوليت و كفالت امور مهم مى شوند، برمى گردد؛ ورنه هماره اختيارات، امكانات و وسعت ميدان عمل براى بسيارى از متولّيان امور براى اصلاح گرى معاملات و مناسبات مبتنى بر دريافت ها و رويكردهاى انقلابى و اسلامى حاصل بوده است.

واى بر من! واى بر ما! از روزى و روزگارى كه به ناگاه خود را مواجه با پرسش حجّت حقّ خداوند ببينيم، امام مبين كه درباره آنچه بر ما رفته و از ما سرزده است، سؤال خواهد كرد. آن روز هم پيش خود خواهيم گفت: گويى همين ديروز بود كه ...

اين شما و اين هم مطلبى كه نوزده سال از انتشار اوّليه آن مى گذرد:

شبيخون، بيدارى و مقابله‌

هميشه بر اين نكته تأكيد داشته ام كه ملّت ها، پيش از آنكه از ناحيه مناسبات مادّى حيات آسيب پذير باشند، از ناحيه اخلاق و فرهنگ آسيب مى بينند؛ زيرا همه امور ملكى و مادّى، متأثّر از فرهنگ و اخلاقى است كه به مدنيّت، قوام و سرزندگى مى بخشد.

نگاهى به تاريخ ملّت هاى گذشته نشان مى‌دهد كه آنان، پيش از شكست خوردن در ميدان جنگ رودررو، در ميدان اخلاق آسيب پذير بوده اند. از هم آنجا نيز رخنه اى در بناى زندگى و رسم سرورى و آقايى شان به وجود آمده است. بسيار پيش مى آيد كه ملّتى به رغم قبول شكست در جنگ با شمشير، به دليل سلامت فرهنگى ماندگار مى شود.

شايد بتوان در يك تقسيم بندى ساده مسئوليت اميران اقوام را در سراسر جهان در امور زير خلاصه كرد، امورى كه مى‌تواند امكان پيروزى خصم را در وقت شبيخون از بين ببرد يا خسارت ناشى از آن را به حدّاقل برساند:

١. بيدار كردن رعاياى تحت فرمان خود در هنگامه‌اى كه بيم عارض شدن غفلت بر آنان مى رود؛

٢. مسلّح كردن رعايا به سلاح برّنده اى كه در وقت مقابله، آنان را به كار آيد؛

٣. ايجاد تمهيداتى براى آنكه بيدارى و هوشيارى آنان استمرار يابد؛

مسئوليت بند اوّل با اميران ملك فرهنگ و ادب است. مربّيان، شاعران و آنانى كه وظيفه حراست از كيان فرهنگى و جغرافياى هويّت معنوى را عهده دارند؛ چه آنان ناگزيرند به:

الف) شناسايى نقاط ضعف و آسيب پذير فرهنگى و اخلاقى رعاياى خود؛

ب) شناسايى عُدّه و عدّه سپاهيان مهاجم و ادواتى كه به كار گرفته اند؛

ج) تشخيص وقتى كه امكان هجوم خصم حتمى است.

اين همه قبل از وقوع شبيخون و پيش از خفتن رعايا صورت مى پذيرد. هنگامى كه توش و توان در گام ها و بازوان موجود است و غفلت و بى‌خبرى، تنومندى و هوشيارى آنان را از بين نبرده است.

حال اگر بپذيريم كه شبيخونى تند بر اردوگاه فرهنگى و مدنى ملّت هاى مسلمان صورت گرفته، بايد پرسيد چرا همه امكان مقابله جدّى و فراگير از اين ملّت ها سلب شده بود؟

زيرا رسيدگى به سه امر گفته شده و تفحّص درباره آن، تا به وقت هجوم مورد غفلت واقع شده بود و حتّى بعد از حمله نيز، مطالعه جدّى و بنيادين درباره آن آغاز نشد.

در اثر بيش از يكصد و پنجاه سال غفلت، حيات فرهنگى و مادّى ملّت هاى مسلمان تحت سيطره و تأثير فرهنگ و مدنيّت غرب قرار گرفت تا آنجا كه صورت و سيرت آنان با همه سابقه تاريخى متأثّر از غرب شد. طى اين سال ها: