ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - ٩ كوتاهى عمر عالم برزخ در مقايسه با عمر قيامت
امام صادق (ع) مىفرمايند:
«ارواح در برزخ به شكل جسدهايى كه دارند و با همان قيافه در درختهاى بهشت مىروند و يكديگر را خوب مىشناسند و از يكديگر سؤال مىكنند و هنگامىكه روح جديدى بر آنان وارد مىشود، ديگران گويند: رهايش كنيد تا قدرى استراحت كند؛ زيرا او از يك مرحله سخت عبور كرده است. بعد از آنكه استراحت كرد، از او مىپرسند: فلانكس چه شد؟ اگر اين روح جواب داد كه هنوز زنده و در دنيا است. اينها منتظر و اميدوار مىمانند كه شايد نزد آنها بيايد و اگر گفت كه مرده است، مىفهمند كه وضعش بد است؛ زيرا اگر آدم خوبى بود، پس از مرگ نزد آنها مىآمد. پس مىگويند: از بين رفت. حيف كه اينطور شد!»[١]
٨. پرسش و سؤال در عالم برزخ
مطابق روايتها و اخبار، در عالم برزخ فقط مسائلى كه انسان بايد به آنها اعتقاد و ايمان داشته باشد، مورد پرسش و رسيدگى واقع مىشود و رسيدگى به ساير مسائل موكول به قيامت است.
امام صادق (ع) فرمودهاند:
«آنكه پرستش قبر را انكار كند، شيعه ما نيست.»[٢]
همچنين مىفرمايند:
«وقتى مؤمن از دنيا رود، هفتاد هزار فرشته او را تا قبرش تشييع مىكنند. وقتى وارد قبر شد، منكر و نكير به سراغ او مىآيند و به او مىگويند پروردگار تو كيست؟ دين تو چيست؟ پيغمبر تو كيست؟ پس مىگويد: خداوند، پروردگار من و محمّد پيغمبر من و اسلام دين من است. پس قبرش تا چشم كار مىكند وسيع مىشود و براى او طعام مىآورند و روح و ريحان بر او وارد مىشود.»[٣]
و در روايتى، امام صادق (ع) مىفرمايند:
«ميت در قبر، از پنج چيز سؤال مىشود: از نماز، زكات، حجّ، روزه و ولايت.»[٤]
از بعضى روايتها استفاده مىشود كه سؤال در قبر اختصاص به كسانى دارد كه ايمان خود را خالص نموده و از مؤمنان خالص يا از كفّار خالص باشند و افراد ديگر از مؤاخذه و سؤال آنان صرف نظر مىشود. امام صادق (ع) مىفرمايند:
«در قبر از كسى سؤال نمىشود؛ مگر آن كسى كه ايمان خود را كاملًا خالص نموده باشد يا آن كسى كه كفر خود را خالص نموده باشد و امّا بقيه افراد از سؤال قبر آنها صرف نظر مىشود.»[٥]
ممكن است اين شبهه پيش آيد كه با آنكه خدا مىداند چه كسى مؤمن و چه كسى كافر است، پس چرا سؤال مىكنند؟ بعضى از بزرگان چنين فرمودهاند كه:
سؤال و جواب در قبر، مقدّمهاى بر پاداش يا مجازات شخص سؤال شده است؛ مثل معلّمى كه محصّلان خود را مىشناسد كه كداميك از آنها زرنگ و كداميك تنبلند؛ ولى با اين حال از آنها امتحان مىگيرد و آن كسى كه نمرهاش خوب است، قبول مىشود؛ دليل ديگر اينكه، خود سؤال و جواب براى مؤمن لذّت دارد. همانطورىكه براى كافر، ابتداى بدبختى و عذاب و شكنجه است؛ دليل سوم اينكه سؤال و پرسش، مقدّمه نويد و بهشت و درآمدى بر عذاب است تا مؤمنان لذّت ببرند و كافران گرفتار حسرت و ندامت بدانند عذاب صبح و شام آنها، به علّت تمحيض آنها در كفر و نفاق است تا اعتراضى نداشته باشند.
٩. كوتاهى عمر عالم برزخ در مقايسه با عمر قيامت
«قرآن كريم» در چند مورد، به كوتاهى عمر عالم برزخ اشاره كرده است و از زبان مجرمان كه در مورد مقدار توقّفشان در عالم برزخ يا دنيا، به گفتوگو مىپردازند، مىفرمايد:
«يَتَخافَتُونَبَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْراً؛ [٦]
بعضى به بعضى ديگر مىگويند: شما تنها ده شبانه روز در جهان برزخ توقّف كردهايد؛ ولى آنها كه بهتر فكر مىكنند، مىگويند: شما به اندازه يك روز در برزخ درنگ كرديد.»[٧]
بدون شك، مدّت توقّف آنها در عالم برزخ، طولانى بوده است؛ ولى در برابر عمر قيامت، مدّتى بسيار كوتاه به نظر مىرسد و از آنجا كه كوتاهى عمر دنيا يا برزخ در برابر عمر آخرت و همچنين ناچيز بودن كيفيت اينها در برابر كيفيت قيامت با كمترين عدد سازگارتر است، قرآن در مورد گوينده اين سخن كه مدّت يك روز را مدّت درنگ و توقّف خود ذكر كردهاند، تعبير به «امثلهم طريقه» كرده است؛ يعنى كسى كه روش و فكر او بهتر است.
و اين كوتاهى دوران برزخ را آنچنان درست و واقعى مىپندارند كه سوگند به خلاف مىخورند و قرآن در اين زمينه مىفرمايد:
«وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ؛[٨]
روزى كه قيامت برپا شود، مجرمان سوگند ياد مىكنند كه فقط ساعتى در عالم برزخ توقّف داشتند.»
همانطور كه اصحاب كهف كه افرادى مؤمن و صالح بودند، بعد از