ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - اصحاب سبت
٢. معنا پيدا كردن امتحان شيعيان در عصر غيبت؛
٣. غافلگير كردن مخالفان و دشمنان.
از آنجايى كه يكى از دلايل غيبت حضرت مهدى (ع) تلاش براى نابودى آن حضرت بود. از اينرو، روشن بودن زمان ظهور، دشمنان را براى از بين بردن و مقابله با آن حضرت آماده مىسازد؛ در حالىكه نامعلوم بودن و ناگهانى بودن زمان ظهور باعث غافلگيرى دشمنان خواهد شد.
پىنوشتها:
[١]. نوبهار عالم جان، احمد احمدى بيرجندى، شعر از ناصر مكارم شيرازى به نقل از مجله درسهايى از مكتب اسلام، شماره ١١، سال بيست و نهم، اسفند ١٣٦٨ ه. ش.
[٢]. سوره اعراف، آيه ١٨٧.
[٣]. «عيون اخبار الرضا (ع)»، شيخ صدوق، انتشارات جهان، ١٣٧٨ ه. ش، ٢ جلد، ج ٢، ص ٢٦٦؛ «كمال الدين»، شيخ صدوق، دار الكتب الاسلاميه، ج ٢، ص ٣٧٢.
[٤]. كتاب الغيبه، شيخ طوسى، مؤسسه معارف اسلامى، قم، ص ٢٩١.
[٥]. الخرايج والجرايح، قطب الدين راوندى، مؤسسه امام مهدى (ع) قم، ١٤٠٩ ه. ق، ٣ جلد، ج ٣، ص ١١٢٨ و كتاب الغيبة، ص ٣٩٥.
[٦]. «كتاب الغيبة»، ص ٤٢٦ و «الكافى»، ثقه الاسلام كلينى، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ٨ جلد، ١٣٦٥ ه. ش، ج ١، ص ٣٦٨.
[٧]. «الكافى»، ج ١، ص ٣٦٨.
[٨]. «كمال الدين»، ج ١، ص ١٥٢.
[٩]. «غيبت نعمانى»، محمّدبن ابراهيم نعمانى، مكتبة الصدوق، تهران، ١٣٩٧ ه. ق، ص ١٦٣.
[١٠]. «كتاب الغيبة»، ص ١٥٩ و «كمال الدين»، ج ١، ص ٣٢٤.
[١١]. «كمال الدين»، ج ١، ص ٢٨٧.
[١٢]. «الخصال»، شيخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسين، قم، ١٤٠٣ ه. ق، ٢ جلد، ج ٢، ص ٣٩٤ و «بحارالانوار»، علامه مجلسى، مؤسسه الوفاء، بيروت، ج ٥٦، ص ٢٦.
[١٣]. «تهذيب الاحكام»، شيخ طوسى، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ١٣٦٥ ه. ش، ١٠ جلد، ج ٤، ص ٣٠٠.
[١٤]. «كتاب الغيبة»، ص ٤٥٣ و «روضة الواعظين»، محمّدبن حسن فتال نيشابورى، انتشارات رضى، قم، ص ٢٦٣ و اعلام الورى، فضل بن حسن طبرسى، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ص ٤٥٩.
[١٥]. «تهذيب»، ج ٤، ص ٣٣٣ و «كمال الدين»، ج ٢، ص ٦٥٣.
[١٦]. «كافى»، ج ١، ص ٣٤٣؛ «كتاب الغيبة»، ص ١٦٤ و «رجال كشى»، محمّدبن عمر كشى، انتشارات دانشگاه مشهد، ١٣٤٨ ه. ش، ص ١٩٢.
[١٧]. «كمالالدين»، ج ١، ص ١٥٥؛ «الخرايج و الجرايح»، قطب الدين رواندى، ج ٢، ص ٥٥٠.
[١٨]. «كمال الدين»، ج ١، ص ١٥٥، و با تفاوت اندكى: «كفاية الاثر»، علىبن محمّد خزاز قمى، انتشارات بيدار، ص ٢٦٦.
به نقل از نشريه مبلغان، شماره ٤٨
اصحاب سبت
زهرا عاشورى
نزديك ساحل «بحر احمر»، در «بندر أيله» عدّهاى از دودمان بنىاسرائيل در زمان حيات حضرت داوود (ع) زندگى مىكردند،[١] كه مىبايست مسلك پدران و نياكان خود را تعقيب مىكردند و روز شنبه را به عبادت پروردگار خويش مىپرداختند و طبق آيينشان، شكار در روز شنبه را حرام مىدانستند. علّت حرمت شكار در روز شنبه براى يهود، اين بود كه حق تعالى به وسيله حضرت موسى (ع) از قوم يهود خواسته بود تا روز جمعه را بزرگ شمرند و در اين روز كارهاى مادّى و دنيوى را ترك گويند و به امور معنوى و اخروى بپردازند. يهوديان از اين امر الهى سربرتافته، جمعه را براى كسب و كار و شنبه را براى تعطيلى برگزيدند؛ آنان شنبه را عظيمترين روزها مىدانستند. از اين روى، قهر و كيفر الهى شامل حالشان شد و شكار در روز شنبه برايشان حرام گرديد.[٢]
كالاى استراتژيك اين شهر ماهى بود و بيشتر اهالى آن، از راه صيد ماهى امرار معاش مىكردند. از آنجا كه خداوند مىخواست اين قوم را در معرض امتحان قرار دهد، زمينه آزمايش را اينگونه برايشان رقم زد:
ماهيان دريا كه شنبه را روز امن و امان يافته بودند، به خواست و مشيت خداوند به كناره دريا مىآمدند و چنان روى آب را پر مىكردند كه با تلاش اندك و در زمان كم، صيادها مىتوانستند تعداد زيادى ماهى بگيرند؛ امّا روزهاى ديگر براى ماهيان ناامن بود و از كناره دريا فاصله مىگرفتند و به اعماق آب مىرفتند؛ به گونهاى كه صيد آنها به سختى صورت مىگرفت:
«... إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتِيهِمْ كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ؛[٣]
آنگاه كه به [حكمِ] روز شنبه تجاوز مىكردند، آنگاه كه روز شنبه آنان، ماهىهايشان روى آب مىآمدند و روزهاى غير شنبه به سوى آنان نمىآمدند. اينگونه ما آنان را به سبب آنكه نافرمانى مىكردند، مىآزموديم.»
انگيزههاى طمع به حركت آمد و اسباب حرص در روح گنهكاران اين سرزمين تحريك شد و از دستورات پيامبران خود غافل ماندند، مطالبى را كه شنيده بودند، به دست فراموشى سپردند. آنها به مشورت و تبادل نظر پرداختند و گفتند: چرا روزى را كه ماهىها روى آب فراوانند و خود به سوى ما مىشتابند، رها كنيم و در روز ديگر كه از ما