ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - انحطاط آخرالزّمانى
مؤمن همواره در اندوه و تحقير شده و خوار است و ديدى كه بدعتها و زنا علنى شده و مردم را ديدى كه با شاهدى كه به دروغ شهادت مىدهد به يكديگر تجاوز مىكنند و ديدى كه حرام حلال و حلال تحريم شده است و ديدى كه هر كس دين را با رأى و نظر خود براى خود توجيه مىكند و كتاب خدا و احكامش تعطيل شده است و ديدى كه در ارتكاب گناه از تاريكى شب استفاده نمىشود؛ بلكه در روز روشن گناه مىكنند و ديدى كه مؤمن جز با قلبش نمىتواند منكر را انكار كند و ديدى كه مال بسيار هنگفت در راه خشم الهى خرج مىشود و ديدى كه واليان ولايت و سرپرستى مردم را قباله كسى بدانند كه قدرتش بيشتر است و ديدى كه محرم به محرم خود اكتفا كند و با او ازدواج نمايد و ديدى كه مردم به صرف تهمت و بر اساس ظن كشته مىشوند و ديدى كه مردم بر سر عشق ورزيدن به يك پسر با يكديگر به ملاك غيرت مىستيزند و حتّى بر سر اين عشق جان و مال فدا مىكنند.
و ديدى كه مردم كسى را كه شهوت خود را با رفتن نزد زنان خاموش مىكند، سرزنش مىنمايند و ديدى كه مرد با زنا دادن همسرش پول در مىآورد و زندگى مىكند با علم به اينكه او زنا مىدهد و حتّى بر اين كار او نظارت دارد و ديدى كه زن، قاهر و مسلّط بر شوهرش مىشود و بر خلاف ميل او كارها مىكند و عليه او پولها خرج مىكند و ديدى كه مرد، همسر و دختر- كنيز- خود را كرايه مىدهد و به طعام و نوشيدنى پست راضى مىشود و اگر ديدى كه سوگند به دروغ به خداى عزّوجلّ بسيار و شايع شده و ديدى كه قمار، علنى و آشكار گشته و ديدى كه شراب به طور علنى فروخته مىشود و كسى از آن منع نمىكند و ديدى كه زنان مسلمان ناموس خود را به اهل كفر مىدهند و ديدى كه لهو و لعب و رقص و آوازهخوانى علنى شده، مسلمانان از آن عبور مىكنند و احدى، احدى را منع نمىكند و احدى جرئت بر منع آن ندارد و ديدى كه افراد شريف و آبرومند به وسيله كسانى كه از قدرت آنان مىترسند توهين شده و خوار مىشوند و ديدى كه نزديكترين افراد به درگاه واليان آن كسى است كه با بدگويى به ما اهل بيت، آن واليان را مدح مىگويند و ديدى كه شنيدن صوت قرآن بر مردم سنگينى مىكند و در مقابل، شنيدن آوازهاى باطل برايشان آسان و خفيف است و ديدى كه همسايه را از ترس زبانش احترام مىكنند و ديدى كه راستگوترين مردم دروغسازانند و ديدى كه شر علنى و بازار سخنچينى رايج شده و ديدى كه بغى و ستم آشكار گشته و ديدى كه غيبت كردن نوعى ملاحت و خوشاخلاقى تلقّى مىشود و مردم يكديگر را به سبب آن بشارت مىدهند و ديدى كه حج و جهاد جنبه غيرخدايى به خود مىگيرد و ديدى كه سلطان براى كافر، مؤمن را توهين نموده و خوار مىسازد و ديدى كه خرابى بر عمران مسلّط شده و ديدى كه زندگى يك فروشنده از راه خيانت در كيل و وزن اداره مىشود و ديدى كه خونريزى يك امر آسان و پيش پا افتاده تلقّى مىشود و ديدى كه اگر كسى به طلب رياست برمىخيزد غرضش تنها دنيا است و خود را مردى بد زبان معرفى مىكند تا كسى جرئت اعتراض كردن نداشته باشد و نيز امور به او نسبت داده مىشود و ديدى كه به نماز بىاعتنايى مىشود و ديدى كه ثروتمند مال بسيارى نزدش جمع شده و از روزى كه مشغول جمع آورى آن شده، زكاتش را نداده و ديدى كه ميت را از قبرش بيرون مىكشند و آزارش داده، كفنهايش را مىفروشند و ديدى كه هرج و مرج بسيار شده و ديدى كه افراد در صبح و عصر مست هستند و هيچ اهتمامى به وضع مردم ندارند وديدى كه با چهارپايان جماع مىكنند و ديدى كه چهارپايان به جان يكديگر مىافتند و يكديگر را پاره مىكنند ديدى كه مرد براى نماز خانهاش مىرود و برمىگردد؛ در حالى كه جامههايش را ربودهاند و ديدى كه دلهاى مردم دچار قساوت و چشمهاشان خشك شده و ذكر خدا بر آنان سنگين مىآيد و حرامخوارى علنى گشته و بر سر آن، از يكديگر پيشى مىگيرند و ديدى كه نمازگزار اگر به نمازخانه مىرود، براى آن است كه خود را به مردم نشان دهد و مردم او را ببينند كه نماز مىخواند و اگر ديدى كه فقيه براى غير هدف دين، تفقّه مىكند، (يعنى به اين منظور فقه مىخواند كه دنيا و رياست به دست آورد) و ديدى كه مردم به سوى آن كسى مىشتابند كه غالب باشد و خلاصه هر يك از دو طرف نزاع غلبه كند مردم با او باشند، چه غلبهاش حق باشد چه باطل و ديدى كه طالب حلال، مورد مذمّت و سرزنش و طالب حرام مورد مدح و احترام قرار گيرد و ديدى كه در دو حرم كعبه و «مدينه» كارهايى صورت مىگيرد كه خدا دوست نمىدارد و هيچكس جلوگير آنان نيست و حتّى بين آنان و آن عمل زشت، كسى حائل نمىشود و ديدى كه در دو حرم شريف، ساز و آواز علنى اجرا مىشود و ديدى كه افرادى سخن از حق مىگويند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند، ولى از پاى خطابهاش كسى برمىخيزد در حالىكه خود را خيرخواه و دلسوز او مىداند و از در خيرخواهى و نصيحت مىگويد: خدا
از تو نخواسته كه اين حرفها را بزنى و ديدى كه مردم در اقتداى به اهل شر با يكديگر همچشمى مىكنند و ديدى كه راههاى خير از رهرو خالى است و احدى به آن راه نمىرود و ديدى