ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٦
يعنى كارى مىكند كه عدل همه جهان را فرا مىگيرد. و نور، همه دنيا را پر مىكند. «قسط» به معناى عدالت در خصوص مسايل مادى است و «عدل» اعم از آن است. عدل، شامل عدل اجتماعى، عدل اخلاقى و عدل در خانواده هم مىشود.
بعد ما تمتلىء ظلما و جورا و سوءا.
يعنى قبل از اينكه او چنين كند، پر از ظلم و جور و بدى و زشتى است.
اين حديث امام باقر، عليهالسلام، مطالب مختلفى دارد و آنچه مستقيما به موضوع بحث ما مربوط است اين است كه: مهدى گفته مىشود، «لانه يهدى لامر خفى.»؛ به اين جهت كه هدايت مىكند به آن چيزهايى كه مخفى است.
بعد از آن، حضرت- چنانكه از ظاهر روايت پيداست- مثالهايى ذكر مىكنند براى آن چيزهايى كه مخفى است كه از آن جمله تورات است كه در غار انطاكيه مىباشد و حضرت آن را بيرون مىآورد؛ انجيل اصلى است كه حضرت بيرون مىآورد؛ زبور اصلى است كه حضرت، آن را ظاهر مىسازد. يكى از چيزهاى مخفى ديگر- كه به دلالت روايات حضرت مهدى، عليهالسلام، مردم را به آن هدايت مىكند- ذخاير زيرزمينى است[١] كه شايد عبارت «ما فى بطن الارض» در اين حديث هم به آن اشاره داشته باشد. حالا اين هدايت چگونه است؟ معلوم نيست. آيا بشر طورى متكامل مىشود كه تمام معادن را مىشناسد؟ و يا اينكه به قوه خارقالعاده الهى چنين كارى را مىكند؟ هر كدامش كه باشد، اين روايت و روايات ديگر اصل موضوع را تاييد مىنمايد.
در بعضى از احاديث داريم كه امام باقر، عليهالسلام، مىفرمايد:
اذا قام قائمنا وضع الله يده على رؤوس العباد. فجمع بها عقولهم.
هنگامى كه قائم ظهور كند، خداوند دستخود را- يا دستحضرت مهدى را- بر سر مردم قرار مىدهد.
و با آن عقلهايشان را متمركز مىكند.
شما مىدانيد كه عقل، نور است و نور وقتى جمع مىشود متمركز مىگردد. همانطور كه وقتى ذره بينى را جلوى نور خورشيد بگيريم، اشعه خورشيد با عبور از آن، كانون مىگيرد؛ متمركز مىشود و درخشانتر و گرمتر مىگردد.
حضرت، عقلهاى مردم را جمع مىكند؛ متراكم مىكند؛ كانون مىدهد؛ جان مىدهد؛ از ذرهبين ولايت عبور مىدهد و در نتيجه، حرارتش، نورش و روشنايىاش زياد مىشود. وقتى اينطور شد، با اين عقلها، مردم هدايت مىشوند و آنچه را كه در ذخاير زيرزمينى است استخراج مىكنند؛ طلا، نقره، فيروزه، مس، اورانيم و ... اينها را مىآورند فقط؟! ... نه خير! «يهدى لامر خفى». در زمين دلها هم معدنهايى از معارف توحيدى و مبدا و معادى وجود دارد كه حضرت با تربيت و تعليماتش بيرون مىآورد. در كتاب شريف بحارالانوار[٢] از خرائج راوندى نقل كرده كه يكى از خصوصيات حضرت مهدى اين است كه وقتى مىآيد ٢٧ حرف علم- يعنى ٢٧ باب علم، ٢٧ زمينه علم- را كامل مىكند و اين در حالى است كه:
فجميع ما جاءت به الرسل حرفان.
يعنى همه علومى كه پيامبران از ابتداى آدم تا خاتم و از خاتم تا امام حسن عسكرى، عليهالسلام، آوردهاند و به بشر عرضه كردهاند مجموعا فقط دو حرف از آن ٢٧ حرف علم است و امام زمان وقتى مىآيد ٢٥ باب ديگر علم را اضافه مىكند و علم به ٢٧ باب كامل مىشود.
پس، امر پنهان فقط در زمينههاى مادى و ظاهرى نيست. نه! مهمتر از اينها هم هست و آن معارف مبدايى و معادى و مسايل توحيدى، مسايل اخلاقى و مسايل انسانى است كه در زمين دلهاست.
پى نوشتها:
(\*). برگرفته شده از كتابى به نام «نام محبوب».
[١]. ر. ك: الكلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، ج ٢، ص ٦١٧، ح ٣.
[٢]. ر. ك: المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥١، ص ٢٩، ح ٢.
[٣]. ر. ك: الصافى الگلپايگانى، لطفالله، منتخب الاثر، ص ٤٧٢.
[٤]. ر. ك: المجلسى، محمدباقر، همان، ج ٥٢، ص ٣٣٦.