ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨ - ٢ مشكلات آينده جهان خصوصا جهان غرب
مىشوند.
٧. مذهب و فرهنگ، هويت واقعى افراد را تشكيل داده مىدهد و حل مسايل مربوط به آن از حل مسايل اقتصادى و سياسى دشوارتر است و تمايزات مربوط به آن واقعى و غير قابل تعويض يا معامله است.
٨. منطقه گرايى اقتصادى در حال رشد است و خود از ريشههايى در يك تمدن مشترك ناشى شده و باعث قويتخودآگاهى تمدنى مىشود. ريشههاى مشترك تمدنى در هر منطقه منجر به توسعه سريع روابط اقتصادى كشورهاى آن منطقه مىشود.
٩. خطوط گسل ميان تمدنها،[١] به عنوان نقاط بروز بحران و خونريزى، جانشين مرزهاى سياسى و ايدئولوژيك دوران جنگ سرد است.
١٠. برخورد تمدنها در دو سطح صورت مىگيرد: در سطح خرد، گروههاى نزديك به هم (وابسته به تمدنهاى متخالف) در امتداد خطوط گسل ميان تمدنها، غالبا توسل به خشونتبراى كنترل خاك و مهار يكديگر، مىجنگند. در سطح كلان، دولتهاى وابسته به تمدنهاى مختلف، براى كسب قدرت نسبى نظامى و اقتصادى با هم رقابت مىكنند، براى كنترل نهادهاى بين المللى و طرفهاى ثالث دستبه مبارزه مىزنند، و بر اساس رقابت، ارزشهاى خاص سياسى و مذهبى خود را ترويج مىكنند. اين برخورد تمدنها قبلا هم وجود داشته است و امروزه نيز در آسيا، اروپا و آفريقا جريان دارد.
١١. مبناى اصلى همكارى و ائتلاف پس از جنگ سرد، مشتركات تمدنى يا «عارضه خويشاوندى كشورها» (به جاى ايدئولوژى سياسى و ملاحظات موازنه قدرت) خواهد بود. اين عارضه در جنگ خليج فارس، در جنگ قرهباغ، و در جنگ بوسنى هرزگوين كاملا ديده شده است. اين صف بندى تمدنى كه تا كنون محدود بوده است، همچنان رو به رشد است و جنگ جهانى بعدى در صورت وقوع، جنگى بين تمدنها خواهد بود.
١٢. امروزه غرب، در مقايسه با ساير تمدنها در اوج قدرت است، توان نظامى و اقتصادى آن بلامنازع و درگيرى نظامى در درون آن غير محتمل است. اصطلاح «جامعه جهانى» بى مفهوم شده و عبارت «جهان آزاد» يعنى آمريكا و ديگر قدرتهاى غربى جايگزين آن شده است. نهادهاى مهم بين المللى از جمله صندوق بين المللى پول و شوراى امنيتسازمان ملل در اختيار غرب و اهرم و آلت دست آن هستند.
اين تفاوت در ميزان قدرت و مبارزه براى كسب برترى نظامى، اقتصادى و قدرت صنعتى از عوامل و منابع نزاع و تمدنهاى غير غربى است.